گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 337370

تحلیل علی خضریان به بهانه روز دانشجو؛

نگاهی به سیر گفتمانی جنبش دانشجویی پس از انقلاب اسلامی

در واقع جنبش دانشجویی حال حاضر مبانی گفتمان انقلاب اسلامی را در برابر دولت‌ها و فراتر از اصولگرایی و اصلاح‌طلبی زنده نگه‌داشته است، در مسئله برجام از ابتدای مذاکره تا توافقعات پاریس، لوزان و در نهایت توافق پایانی نسبت به تمام مراحل آن موضع گرفت تا جایی که بر روی تمام بندهای آن بحث و بارها خط قرمزهای نظام اسلامی را در این توافق به افکار عمومی ابراز کرد.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ علی خضریان در تحلیلی پیرامون سیرگفتمانی جنبش دانشجویی پس از انقلاب اسلامی به بهانه روز دانشجو نوشت: جنبش دانشجویی در ایران که دارای سابقه‌ای بیش از 80 سال دارد تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تحت تأثیر سه جریان فکری چپ، اسلام گرا و خرده گفتمانی از راست لیبرالی بوده است که در سال‌های ابتدایی به دلیل همزمانی فعالیت‌های دانشجویی با شکل‌گیری یک بلوک فکری- سیاسی در شوروی و اقمارش در برابر جهان سرمایه‌داری و متأثر از گفتمان چپ روشنفکری جهانی، این جریان به محلی برای بروز و رشد گرایش‌های مارکسیستی و چپ تبدیل شده بود و به تدریج با حرکت زمان به سمت جلو، با توجه به اینکه رهبری امام خمینی(ره) به یک رهبری بلامنازع تبدیل می‌شود و آرمان حکومت اسلامی در میان دانشجویان مسلمان زمینه حرکت‌های اسلامی دانشجویی در جهت صحیح خود را می‌یابد، در کنار روشن‌تر شدن ابعاد اختلاف بین گروه‌های مختلف دانشجویی، گفتمان اسلام‌گرایی قوت بیشتری می‌گیرد.

جنبش دانشجویی، یاری‌گر انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به اینکه جامعه ایران درگیر اتفاقات متعددی شد، جنبش دانشجویی نیز به تبع آن وارد مراحل گوناگونی گردید؛ جنبش دانشجویی پس از انقلاب اسلامی را می‌توان رفیق جامعه مدنی و شریک جامعه سیاسی معرفی کرد که آرمان‌های خود را در آرمان‌های انقلاب اسلامی تحقق یافته می‌دید و بر همین اساس بود که دانشجویان که غالباً عضو انجمن‌های اسلامی دانشجویان بودند، از همان ماه‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی تاسیس و حضور در نهادهای مختلف مردمی و انقلابی را در دستور کار خود قرار می‌دهند و در مجموعه‌هایی از قبیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی، جهاد دانشگاهی و ... نقش موثری ایفا می‌کنند.

از سوی دیگر انقلاب اسلامی باعث شد تا جریان‌های مخالف با رژیم شاهنشاهی و حتی بسیاری از جریان‌های فکری و سیاسی که در دهه‌های 40 و50 توسط رژیم پهلوی سرکوب شده بودند، مجددا به صحنه منازعات سیاسی بیایند که تعدادی از آنها به علت تضاد ریشه‌ای جمهوری اسلامی و حاکمیت دینی با مبانی فکری آنها، به مخالفت و مواجهه‌ی با این نظام روی آوردند. در این میان دانشگاه نیز متأثر از فضای سیاسی کشور، از آتش این خرمن در امان نماند؛ رویارویی فیزیکی، ایجاد درگیری‌های مسلحانه در دانشگاه‌ها و تبدیل دانشگاه به تریبون و پایگاه سیاسی احزاب و گروه‌ها حاصل این تأثیر بود.

استقلال‌طلبی زمینه بروز گفتمان استکبارستیزی در دانشگاه
از مهمترین رخدادهای جنبش دانشجویی پس از انقلاب اسلامی را می‌توان تسخیر سفارت آمریکا در 13 آبان ماه سال 1358 نامید، که در حقیقت نقطه تکامل مبارزه با استکبار دانشجویان مسلمان در دانشگاه‌ها پس از 16 آذرماه سال 1332 بوده است و به نوعی می‌توان از آن به عنوان نقطه اوج گفتمان استکبارستیز جنبش دانشجویی در ایران یاد کرد که با هدف استقلال‌طلبی دانشجویان پس از دخالت‌های متعدد دولت آمریکا در امور داخلی کشور به وقوع پیوست.

این اولین بار نبود که سفارت آمریکا در تهران به اشغال در می‌آمد، پیش از این در 25 بهمن‌ماه 1357 (14 فوریه 1979)، یعنى سه روز پس از پیروزى انقلاب اسلامى، 75 نفر از چریک‏هاى فدایى خلق پس از درگیرى مسلحانه کوتاهى که به مجروح شدن یکى از تفنگداران آمریکایى انجامید، سفارت را به اشغال خود درآوردند. چند دقیقه بعد چریک‏ها با وساطت نمایندگان کمیته انقلاب، بدون هرگونه تخریب و آتش‌سوزى، پراکنده شدند. عده‏اى علت این اقدام را شایعه رادیو باکو مبنى بر انتقال پرونده‏هاى ساواک به این سفارتخانه می‌‏دانند (در این بین باید به رابطه بین چریک‏هاى فدایى خلق و سفارت شوروى که طبیعتا عطش زیادى براى داشتن آن پرونده‏ها داشته است، توجه داشت)، عده‏اى دیگر علت این اقدام را زمزمه کودتاى قریب‌الوقوعى می‌دانند که در خیابان‏هاى تهران شایع شده بود و عده‏اى دیگر هم آن را توطئه پس مانده‏هاى ساواک و رژیم شاه براى تحت تاثیر قرار دادن روابط ایران و آمریکا قلمداد می‏کنند.

اما علت هرچه بود در این زمینه نه با امام(ره)، نه با دولت موقت و نه با هیچ یک از نیروهاى موجه نظام هماهنگى نشده بود و در نیت اشغالگران و اهداف آنان و نقش سفارت شوروى در این اقدام ابهام‏هاى تردید برانگیز جدى وجود داشت. به همین خاطر با حضور نیروهاى کمیته و همچنین ابراهیم یزدی معاون نخست وزیر و نماینده دولت موقت، از سفیر آمریکا عذرخواهى شد و سفارت در اختیار وى قرار گرفت.

اما 13 آبان 1358 شرایط تفاوت داشت. پس از تسخیر سفارت، دانشجویان که خود را دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مى‌‏نامیدند، با صدرو بیانیه‏ هایى به تشریح علل، انگیزه‏ ها و چگونگى انجام این اقدام انقلابى پرداختند. در یکى از اولین بیانیه ‏ها آمده است: "ما دانشجویان مسلمان پیرو خط امام از موضع قاطعانه امام در مقابل آمریکاى جنایتکار به منظور اعتراض به دسیسه‏ هاى امپریالیستى و صهیونیستى، سفارت جاسوسى آمریکا در تهران را به تصرف درآوردیم تا اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانیم".

بر همین اساس می‌توان مشاهده نمود که خواسته ‏هاى دانشجویان از ابتدا تا زمانى که این موضوع به حل و فصل انجامید، تغییرات زیادى یافت؛ اما اصلى‏ ترین خواسته آنها که عبارت بود از «عدم دخالت ایالات متحده در امور داخلى ایران» رسماً و با صراحت تمام همواره ثابت ماند.

انقلاب فرهنگی و ضرورت تحول بنیادین در دانشگاه
اتفاق مهم دیگر این دوران، انقلاب فرهنگی است که یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و به دلیل تداوم وضعیت ناهنجار مراکز آموزش عالی و ضدیت آشکار و اساسی فرهنگ محتوا و نظام حاکم بر آنها با ارزش‌های انقلاب اسلامی، دانشجویان مسلمان را بر آن داشت تا در پی چاره‌جویی برای دگرگون ساختن آن برآیند. پیام نوروزی امام خمینی(ره) در سال 1359 که ایجاد انقلاب اساسی در تمام دانشگاه‌ها در بند یازدهم آن ذکر گردیده بود، ضرورت تحول عمیق و بنیادین در نظام آموزش عالی کشور و جهت آن را بیان داشت و انگیزه آغاز انقلاب فرهنگی را در نیروهای اسلامی دانشجویی بارور ساخت.

انبوه نارسایی‌ها و عمق انحرافات و خرابی‌ها آنچنان زیاد بود که جز با توقف نظام دانشگاهی و پی‌ریزی اساسی دانشگاه اسلامی درمان آن غیرممکن بود. از این رو حرکت انقلاب فرهنگی توسط انجمن‌های اسلامی دانشجویان آغاز گردید و پس از مدتی با فرمان امام خمینی(ره)، فعالیت‌های پی ریزی و تدوین ابعاد مختلف نظام آموزشی کشور در ستاد انقلاب فرهنگی متمرکز گشت. براین اساس دانشگاه‌ها دو سال تعطیل شد تا اینکه در دی‌ماه سال 1360 امام(ره) طی حکمی، دستور بازگشایی مجدد دانشگاه‌ها را صادر کردند.

دفتر تحکیم وحدت و انسجام جریان اسلام گرا
اما مهمترین گزاره‌‌ی انقلاب و به تبع آن فضای حاکم بر جامعه و دانشگاه در انتهای دهه 50 و ابتدای دهه‌ی 60 بازگشت به فطرت و در نتیجه رشد و نهادینه‌شدن نگاه صحیح به اسلام در ابعاد فردی و اجتماعی بود. جریان اسلام‌گرا در دانشگاه‌ها در تقابل با جریان‌های چپ (کمونیست، مارکسیست و...) و چپ‌گرا (التقاط اسلام و سوسیالیسم نظیر سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و...) و جریان راست و التقاط لیبرالی و همچنین نگاه حداقلی و فردی به اسلام (نظیر نهضت آزادی، جبهه ملی، انجمن حجتیه و...) در آن دوران در انجمن‌های اسلامی دانشجویان سازمان یافت که با نگاه مساعد امام خمینی(ره) به این مجموعه دانشجویی و سخنان ایشان در جمع دانشجویان و جمله تاریخی "بروید تحکیم وحدت کنید" باعث گردید در شهریور سال 1359 این دانشجویان با نام «اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور» (دفتر تحکیم وحدت) به فعالیت خود چهره‌ای منسجم‌تر ببخشند.+

جناحی شدن و انشقاق در جنبش دانشجویی
طی سال‌های دهه 60 به علت شرایط جنگ و به علت رکود منازعات سیاسی، حرکت‌های دانشجویی در عرصه سیاسی نمود چندانی نداشت و تنها واقعه مهم و گفتمانی در این دوران را می‌توان در اواسط این دهه و تشکیل دو جناح موسوم به راست و چپ در کشور جستجو نمود که به تبع آن در دانشگاه‌ها غالب اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان با گرایش به سمت جناح چپ سیاسی تا پایان جنگ به فعالیت خود در دانشگاه ادامه دادند و به عنوان تنها پرچمدار جنبش دانشجویی مسلمان بروز و ظهور بیرونی داشتند. البته به دلیل همین گرایش سیاسی برخی از اعضای این انجمن‌ها-که در اقلیت نیز بودند- از انجمن‌های اسلامی خارج گردیدند.

در واکنش به اقدام جناحی دفتر تحکیم وحدت، تعدادی از دانشجویان نیز اقدام به تشکیل «اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان» کردند که دارای گرایشاتی به جناح راست سیاسی بود.

سازماندهی تفکر بسیجی در دانشگاه
در آذرماه سال 1367 امام خمینی(ره) به مناسبت هفتة بسیج و همزمان با اولین سال پایان جنگ تحمیلی از ضرورت تشکیل بسیج دانشجویی و طلبه سخن گفت و آن را ضروری‌ترین تشکل دانست. ایشان ارائةه چهارچوب‌‌های اسلام ناب، مبارزه با تحجر، پول‌پرستی و اشرافیت، تفکر برای تشکیل حکومت بزرگ اسلامی، گسترش بسیج به کل دنیا، حفظ گفتمان نه شرقی نه غربی را از جمله هدف‌های بسیج دانشجو و طلبه عنوان نمود که ابتدا به صورت خودجوش و برای اولین بار توسط دانشجویان در دانشگاه امام صادق(ع) تشکیل شد و جالب‌تر اینکه دفتر تحکیم وحدت در این سال‌ها مدعی تولیت این مجموعه در دانشگاه‌ها بود، چرا که این انجمن‌های اسلامی دانشجویان بودند که در طول دوران دفاع مقدس پرچم‌دار روحیه بسیجی در دانشگاه‌ها بودند اما تقدیر بر آن بود که بعد از گذشت چند سال و با تاسیس سازمان بسیج دانشجویی در کلیه دانشگاه‌ها این تشکل در ساز و کاری جداگانه تاسیس شود. البته در این میان اتفاقی که رخ داد آن بود که بسیج دانشجویان و طلاب به صورت جدا از هم به‌وجود آمد و هر کدام تشکلی مجزا از دیگری شد.


حاکمیت گفتمان توجیه‌گرا در دانشگاه
پایان جنگ تحمیلی باعث گردید نظام اسلامی در معرض پاسخگویی به مطالبات اجتماعی، فرهنگی و خصوصاً اقتصادی جامعه قرار گیرد و به تبع آن دانشگاه نیز به عنوان یکی از مهمترین بخش‌های جامعه از این مطالبات بی‌نصیب نماند. در این دوران، جریان دانشجویی کشور به دلیل برخی اتفاقات از قبیل شکست جریان چپ سیاسی در انتخابات مجلس چهارم به دلیل اینکه بخش مهمی از جریان انجمن‌های اسلامی دانشجویان به این جریان سیاسی نزدیک شده بود دچار یک سیر افولی شد. از طرفی جنگ 8 ساله و تقریباً یک صدایی اکثر دانشجویان پس از پیروزی انقلاب هم مزید بر علت بود. این تک صدایی یا به نوعی گفتمان غالب جریان دانشجویی را می‌توان گفتمان «توجیه‌گرا» نامید.

به این معنا که بخشی از جریان معتقد به نظام جمهوری اسلامی تلاش می‌کرد تا مطالبات و انتقادات جامعه و دانشگاه را جدای از بررسی در مورد آنکه آیا آنها درست یا نادرست می‌باشند توجیه نماید و انتقاد به برخی مسئولان خرد و کلان نظام را به معنای زیر سئوال رفتن اصل نظام جمهوری اسلامی تفسیر می‌نمود. این دیدگاه باعث گردید تا در مقابل اشتباهات و انحرافات سکوت اختیار کرده و برچسب ضد ولایت فقیه به جریان دانشجویی منتقد بخورد و نقد مسئولان به معنای نفی حاکمیت برداشت شود.

غلبه چنین تفکری در فضای دانشگاهی کشور باعث گردید تا اختلافاتی در مجموعه‌های دانشجویی بروز و ظهور یابد و جریان معتقد به توجیه‌گرایی با کمک دولت و جناح حاکم، تشکلی را تحت عنوان «اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویی و فارغ‌التحصیلان در دانشگاه‌ها» تشکیل دهند.

البته در همین دوران بخشی از بدنه جریان دانشجویی در کنار گفتمان توجیه‌گرایی با ادامه حرکت‌های عدالتخواهانه در مراسم‌ها و تریبون‌های دانشجویی نشان می‌دادند که نسبت به وضع موجود دارای نگاه انتقادی هستند. به طوریکه در راهپیمایی‌های سیزده آبان آن سال‌ها با شعرهایی نظیر «کاخ‌نشینان همه دین‌فروشند، بر ضد آمریکا نمی‌خروشند، جاسوس‌خانه را ما گرفتیم، ابهت آمریکا را شکستیم» بروز و ظهور داشت.

از سویی دیگر غلبه گفتمان توجیه‌گرا و همراهی دولت سازندگی برای تثبیت آن به معنای «درس خواندن، فارغ التحصیل شدن و جذ