خبرنامه دانشجویان ایران: پس از خشک شدن دریاچه هامون واقع در شهر زابل استان سیستان و بلوچستان مردم منطقه به دلیل اشتغال به صیادی بشدت دچار مشکلاتی از جمله بیکاری، محیط زیستی و … شدند، به طوری که فرار از این منطقه باعث محرومیت بیشتر آن شده است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ هفته گذشته و پس از پرداختن برنامه ثریا، نادر طالب زاده با برنامه راز هم به این موضوع پرداخت.

در ادمه ی بحث چالش برانگیز بحران سیستان، مجتبی نورا کارشناس محیط زیست با ارائه گزارشی از گودال های طبیعی که قبل از انقلاب تعطیل شده و اکنون به صورت نیمه چاه در آمده اند گفت:«این گودال ها اکنون به صورت چاه نیمه چهارم وجود دارند که دارای پهنه ی وسیعی هستند و جلبک صنعتی ویا پهنه ای وسیع که بتواند آن را نگه دارد وجود ندارد.»
وی ادامه داد: تبخبر زیاد در چاه نیمه ها، سالیانه بالغ بر300 میلیون متر مکعب می باشد که در همین چاه نیمه ی چهارم به علت عدم تکمیل خروجی ها در حدود 200 میلیون متر مکعب آب گیر افتاده است. و این درحالی است که اگر این آب در هامون هیرمند واقع در منطقه ی جنوب غرب سیستان به جریان بیفتد باعث کنترل ریزگرد ها شده و وضعیت مطلوب را برای این شهر ایجاد مینماید.
نورا با اشاره به ریخته شدن این آب در چاه نیمه های اول ، دوم، سوم و در نهایت چهارم اظهار داشت: این شرایط باعث تبخیر بسیار بالای آب میشود و همچنین به علت مشکلات بسیار زیاد برای تسویه، در سیستان آب باکیفیتی وجود ندارد. درنتیجه به خشکسالی دامن میزند.ناگفته نماند به موجب تعبیه نشدن خروجی مناسب خسارات زیادی از این طریق به پروژه ها وارد شده که از جمله ی آنها میتوان به هزینه های میلیاردی برای خاک برداری 36 میلیون تنی اشاره کرد که نه تنها کاری از پیش نبرده، بلکه باعث برون رفت سرمایه نیز شده است.
در قسمت دیگری از این برنامه با نمایش هشتمین مستند از سلسله مستند های پخش شده به وضعیت ماهیگیری سیستان و شرایط درآمد آنان پرداخته شد تا شرایط زندگی سخت این مردمان سخت کوش بیش از پیش بر همگان روشن شود.(فیلم)
اما شاید جذاب ترین بخش برنامه ارتباط تلفنی طالب زاده با دکتر خسروی رئیس سازمان میراث فرهنگی استان بود که برای لحظاتی غیرت ایرانی و یا سیستانی بودن را به جوش آورد.
خسروی با سخن گفتن از تاریخ سرزمین اسطوره ها و مردان غیور ایران و سیستان توانست سکان راز را در دست گیرد و به مسئولین ذیربط یاد آور شود که این شرایط اسف بار در شان مردم مفتخر سیستان نیست.
وی در قسمتی از سخنان خود می گوید: «مردمانی که به جنگ بنی امیه و بنی عباس میروند و آنها را از تخت حکومت به زیر میکشند تا خاندان پیامبر را جانشین کنند، چرا باید در چنین وضعیتی زندگی کنند؟ آن هم درسرزمینی که رمز و راز تاریخ را داراست و غیرت ایرانی ها از این دیار برخاسته است.سیستان امروز درد مند است.
در این بین یاسرعرب در ضمن توضیحات خسروی ادامه میدهد: باتوجه به آمار بی سوادان در سراسر کشور متاسفانه از 9 میلیون بی سواد تعداد 3 میلیون و 456 هزار نفر از آنان در سیستان هستند یعنی بیش از یک سوم و این ارقام با تمدن دیرینه ی مردم سیستان همخوانی ندارد.
مجتبی نورا نیز بحث پهنه ی دو بخش دریاچه ی هامون را پیش کشید و توضیح داد: در شمال این دریاچه هامون صابری و در جنوب آن هامون هیرمند قرار دارد. این مکان مورد استفاده ی صیادان بوده است اما تاکنون تمام اهالی این منطقه مجبور به مهاجرت شده و متاسفانه به دنبال این مهاجرت ها مشکلات بسیاری برای این شهر ایجاد شده است.
وی با گلایه از آستان همکاری مردم سیستان به از بین رفتن تختک نشینی اشاره کرد و افزود: «متاسفانه بسیاری از مردم ما در درک این مسایل تلاش نمی کنند و حتی حل این شرایط نا مطلوب برای برخی سیستانی ها نیز نا مبهم است.»
نورا با نشان دادن تصاویری از جمع آوری ماهیان مرده توسط مردم این شهرستان گفت: این تصاویر چیزی نیست که من بخواهم برای تهیه ی آنها دو ماه وقت بگذارم تا بحران سیستان را نشان دهم و این نشان میدهد سطح همکاری ها پایین است.
با پخش نهمین مستند از مستند ها این مباحث خاتمه یافت و توجه همه به مشکلات زندگی عشایر سیستانی جلب شد.
عشایری که سرمای گزنده را در چادر سپری می کنند و از خشکسالی و کمبود علف شاهد تلف شدن دام هایشان هستند.
صرف نظر از هزینه ی تلف شدن و خسارات وارده به این مردم آنها باید لاشه ی این حیولانات را نیزبسوزانند تا حداقل از بوی نا مطلوب و بیماری زای این لاشه ها جلوگیری کنند.
با اتمام پخش مستند نورا توضیح میدهد:«منطقه ی سیستان باتوجه به آب و هوای بسیار خوبی که داشته است 13 چراگاه و مرتع عالی داشته اما بر اثر گذشت زمان و خشکسالیهای وارده دیگر حتی علف هرز هم باقی نمانده است که غذای چرای دام ها باشد.»
در این بین یاسر عرب با قرائت بخشی از کتاب خاطرات سیستان که حاوی خاطرات سفر استانی مقام معظم رهبری به سیستان است میپردازد و خاطره ای را نقل می کند که بدین شرح است:
«برادر شهید به حضرت آقا میگوید خدا شما را زنده نگه دارد، برادران من بیکارند. برادر کوچکتر وسعش نمیرسد که ازدواج کند. من هم 34 ساله هستم اما هنوزخانه ندارم رهبری سر تکان می دهد. البته خیلی هم دیرنیست ماهم همسن شما بودیم خانه از خود نداشتیم.
جوان ادمه می دهد:« این درست اما کار نیست اقا کار نیست! اگر این دوبرادر شهید من بودند شاید اوضاع اینگونه نمی شد البته نه برای من برای همه ی زابلی ها کار نیست. اقا نگاه میکند به فرماندار فقط نگاه!
بعد میفهم که فرماندار در جبهه زیر دست شهیدان غلامرضا و محمد علی میرزایی بوده است.
فرماندار نه نت بر میدارد نه نگاه میکند. زار زار گریه میکند ، مثل استاندار مثل ما»
در اینجا عرب سوالاتی را مطرح میکند که جالب توجه است:
1. منطقه ای که از سال 81 اینقدر وضعیت نا مطلوبی دارد که مسئولینش گریه میکنند الان که سال 92 است چه وضعیتی دارد؟
2. آیا کار فرماندار و استاندار گریه کردن است یا رسیدگی به مشکلات مردم؟
پس از مطرح شدن این دوسوال باز هم به سراغ مستندی میروند که کاهش حوزه های آبریز را پیگیر میشود واثرات مستقیم خشکسالی در تلف شدن دام ها، ازبین رفتن آبزیان، شیوع بیماری های انسانی ، طوفان های شنی و .... بررسی میکند.
و باز هم به سراغ خسروی میروند که پشت خط منتظر است.
او نیز در ادمه سخنان آفتخار آمیز خود درباره ی ایران به جایگاه مردم و ایستادگی آنها اشاره کرده و میگوید: «چیزی که نگران کننده است مدیریت این سزمین است که عدم شناخت مدیران از شرایط سرزمینی سیستان باعث بوجود آمدن مشکلات بسیار شده است پس باید مدیرانی بیایند که آشنا با تاریخ و جامعه ی این سرزمین باشند.»
خسروی همچنین به نقل حدیثی از امام علی (ع) میپردازد و تاکید می کند: حضرت نیز به امام حسن (ع) توصیه میکند تاریخ راباید خواند تا بتوان بهتر مدیریت کرد.
پس از آن یاسر عرب با زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدای استان به ارائه پیشنهاد طرح لایروبی هامون پرداخت و نیز بانقل خاطره ای به لهجه ی محلی با هدف استفاده از تجربه ی بومیان استان به مسئولان هشدار داد، که فقط به نظریه های خود بسنده نکنند.
در پایان نیز مجتبی نورا با درخواستی از مسئولین خواستار عملیاتی شدن طرح های پیشنهادی شد.



