خبرنامه دانشجویان ایران: فرارسیدن ماه مبارک رمضان برای هر قشری از مردم کشورمان نویدبخش میهمانی خدا و سفره کرامت الهی و البته نشانههایی مختص به هر کدام از بندگان است که به جای خود شور و نشاطی مضاعف به همراه دارد.
به گزارش خبرنگار«خبرنامه دانشجویان ایران»؛ آمدن عطر و بوی شهرالله الاکبر برای دانشجویان اما علاوه بر هر نیکویی و فضیلتی که به همراه دارد، حاوی یک ویژگی برجسته و دوست داشتنی است که اکثرا از آن با نام «دیدار یار» یاد میکنند.

دیدار دانشجویان از دانشگاههای سراسر کشور با رهبر انقلاب، هر ساله و با فرارسیدن ماه مبارک رمضان در حسینیه امامخمینی(ره)، برگزار میشود تا طی 4 الی 4.5 ساعت مانده افطار، هرچه در سینه دارند و همه حرفهایی که هیچ نهاد و مسئولی در کشور نیست که فرصتی برای شنیدن آن بگذارد را به بالاترین مقام رسمی کشورشان عرضه می کنند.
«خبرنامه دانشجویان ایران» در آستانه دیدار دانشجویان با رهبر فرزانه انقلاب، در گزارش هایی به اهمیت این دیدار و بیان خاطرات دانشجویانی که در سالهای گذشته در این جلسه حضور داشتند، می پردازد. بر همین اساس با مجری یکی از تاریخیترین دیدارهای دانشجویان با رهبر انقلاب در ماه رمضان سال 88 به گفتگو نشستیم. نادعلی از روزهایی میگفت که بعد از انتخابات سال 88 و فتنه مدعیان تقلب، دانشجویان در محضر رهبری از دلشان گفتند و گفتند که تا آخر ایستاده اند.
علیرضا نادعلی، عضو بسیج دانشجویی کشور، در دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب که در شهریورماه سال 88 برگزار شد، به عنوان مجری این مراسم در ابتدا این شعر را خواند:
در ادامه، گفتگو با علیرضا نادعلی را میخوانید:
* فضای بعد از انتخابات سال 88 چه تاثیری بر این دیدار گذاشته بود؟
سال 88 سال فتنه بود و علاوه بر فتنه، جمهوریت نظام مورد تخطئه قرار گرفته بود؛ هم به حریم ولایت و حضرت امام(ره) توهین شد و جایگاه رفیع نظام مورد هجمه قرار گفت.
ما به عنوان کسانی که هر چه داریم از همان فعالیت در تشکلهای اسلامی در دانشگاهها بود، همه نسبت به به این اتفاقات واکنش داشتیم و همه کسانی که مثل بنده بودند، دلشان خون بود و بغض فروخفتهای داشتند و تقریبا میشد حدس زد که چه اتفاقی قرار است بیافتد.
* چه شد که شما به عنوان مجری این دیدار انتخاب شدید؟
علیرغم اینکه به واسطه حضور در بسیج دانشجویی، سابقه این را داشتم که فردی را که به عنوان نماینده بسیج قرار بود جلوی آقا صحبت کند را آماده میکردم، اما خودم سابقه سخنرانی مقابل ایشان را نداشتم.
چند سالی بود اما از بسیج دانشجویی کسی به عنوان مجری انتخاب نشده بود؛ یکی دو روز مانده به مراسم از نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها با من تماس گرفتند و گفتند که شما دعوت هستید تا اجرای برنامه را به عهده بگیرید؛ این باعث خوشحالی من شد، چون در آن سال عدهای از افرای که باید موضع میگرفتند و حرفی میزدند، سکوت کرده بودند، بعضیها بی انصافی کرده بودند و در کل ظلمهایی که صورت گرفته بود.
بر همین اساس خیلی از دانشجویان علاقه داشتند که هر چه زودتر به محضر رهبری بروند و اردات و وافاداری خود را ابراز کنند، این اولین دیدار دانشجویان، بعد از فتنه بود.
* یکی دو روز کافی بود برای شما که خود را آماده کنید برای مجریگری؟ چگونه شد که آن شعر زیبا را انتخاب کردید؟
ما هم چون مجری حرفهای نبودیم، باید با دل خودمان کار را جلو میبردیم، من یادم هست که بعد از اتفاقات و حوادث سال 88، اشعاری دو سه بیتی و کوتاه در قالب پیامک از سمت دوستان در رثای انقلاب و رهبری رد و بدل میشد.
یک بیتی بود از بین پیامکها که برای من خیلی زیبا بود من همیشه در ذهنم آن را زمزمه میکردم، من این را انتخاب کردم و در اینترنت جست و جو کردم و متن کامل آن را پیدا کردم؛ شعر هم برای روحانی بزرگوار، آقای جواد محمدزمانی بود؛ البته من اسم ایشان را نزد آقا جابجا خواندم.
* فضای جلسه و حال هوای خودتان و واکنش رهبری در هنگام خواندن این شعر در دیدار را چگونه توصیف میکنید؟
خب من شعر را شروع کردم به خواندن و حضرت آقا هم در ابتدا نگاه میکردند؛ البته ایشان خوشحال نمیشوند اگر کسی تملق آمیز بخواهد درمورد ایشان صحبت کند، یعنی چند بیت اول که درورد حضور و نقش موثر ایشان در بطرف کردن فتنه است، حضرت آقا خیلی عادی نگاه میکنند، اما در بیتهای بعدی که به حضور و نقش نسل جوان اشاره میشود، اینطور برداشت میشود از فیلم این دیدار که حضرت آقا با توجه بیشتری شعر را دنبال میکنند.
خود به خود آن احساسات فروخفتهای که در درون بچهها بود و انتظار میرفت که فوران کند، بروز پیدا کرد و روی خود من هم تاثیر بسیاری داشت؛ من وقتی نشستم، یکسری برگه دستم بود که از شدت دگرگونی حالم و لرزش وجودیام، مرتبا پراکنده میشد و من دوباره آنها را جمع میکردم.
واقعا حس و حال عجیبی بود و من فکر میکردم که بچهها خودشان را در آن لحظه خالی کردند و من فکر میکنم که حضرت آقا هم متوجه شدند که این افسران جوان جنگ نرم بدین گونه احساسات خود را بروز میدهند و واقعا شعاری نیست.
* تفاوت دیدار دانشجویی با سایر دیدارهای رهبری چیست؟
دیدارهای دانشجویی و دانش آموزی با همه دیدارهای رهبری متفاوت است، آن هم به جهت صداقت و اخلاصی است که در این جنس دیدارها موج میزند؛ یعنی این حس سربازی ولایت در این دیدارها کاملا به چشم میخورد و فضایی مملو از احساسات و علاقمندی موج میزند.
بخش از بچهها درد و دل میکنند، بخشی نیز نگاه خود را ابراز میکنند و برخی نیز سوال میپرسند و اینها همه باعث میشود که رهبری مواردی را مطرح کنند که جزو ادبیات ارزشمند و کاربردی برای نظام است.
ای کاش که این رابطه بین رهبری و دانشجویان و این دیدارها، بین دانشجویان و سایر مسئولین نیز رقم بخورد، کمااینکه رهبر انقلاب هم در همه دولتها به آن توصیه کردهاند.
* دلیل اینکه زمان این دیدارها از سایر دیدارهای رهبری، طولانی تر است و حضرت آقا هم با طمئنینه تا پایان صحبت دانشجویان مینشینند گوش فرا میدهند چیست؟
یکی از نکاتی که در این دیدارها لحاظ میشود این است که بچهها طوری تنظیم کنند تا تایم صحبتهای حضرت آقا کم نشود، اما در سال 88 به رغم اینکه ما تاکید میکردیم که بچهها اختصار را رعایت کنند، اما عملا 20 دقیقه برای سخنرانی ایشان باقی ماند.
این به دلیل آن است که نگاه آقا به جوانان، تفاوتی دارد با سایرین؛ ببینید در دولتهای مختلف گذشته با گرایشهای گوناگون شعارهایی داده شد اما اینکه چه میزان تحقق پیدا کرده مورد بحث است.
ببینید آقا همیشه به گونه در این زمینه رفتار میکنند که صحنه را باز میکنند تا جوان دانشجو بیاید صحبتهای خود را بگوید و حرف خود را بزند و حتی اگر بعضا بی انصافی و یا تندروی بکند، آقا اصلاح میکنند و تذکر میدهند، اگر نکات ویژهای را ارائه میدهد حتی آقا آنجا ذوق زدگی خودشان را ابراز میکنند؛ مثلا اینکه جوانان ما رفتند و در مورد نقش جامع علمی کشور فکر کردند؛ این الگویی است خطاب به مسئولین کشور که برای جوانی که دغدغه دارد برای نظام و حتی پیشنهاداتی برای جاهای مدیریتی و بالایی نظام، برایش جا باز بکنید.



