تاریخ انتشار: سه شنبه 1393/11/21 - 11:27
کد خبر: 157611

نفیسه ترابنده؛

عصر یخبندان؛ عصر مردان هوس‌باز و زنان بدکاره

عصر یخبندان؛ عصر مردان هوس‌باز و زنان بدکاره

در عصر یخبندانی که کیایی ترسیم می‌کند مردان اغلب هیز و هوس‌باز هستند و زنان فاحشه و بدکاره. فیلم داستان مردی هوس‌باز به نام فرید (بهرام رادان) است که در کار تولید و توزیع مواد مخدر شیشه است.

خبرنامه دانشجویان ایران: نفیسه ترابنده// «عصر یخبندان» به نویسندگی و کارگردانی "مصطفی کیایی"و تهیه‌کنندگی "منصور لشکری‌قوچانی" از فیلم‌های حاضر در بخش سودای سیمرغ سی‌و‌سومین جشنواره فیلم فجر است.

عصر یخبندان‌ همانند فیلم"خط ویژه" شخصیت‎های بسیاری دارد که با جلورفتن داستان فیلم، رابطه آن‌ها با یکدیگر مشخص می‌شود.

در عصر یخبندانی که کیایی ترسیم می‌کند مردان اغلب هیز و هوس‌باز هستند و زنان فاحشه و بدکاره. فیلم داستان مردی هوس‌باز به نام فرید (بهرام رادان) است که در کار تولید و توزیع مواد مخدر شیشه است. در پارتی شبانه فرید، یکی از همکارانش به نام امیرحسین اوردوز کرده و فرید همراه با عسل جنازه او را به خانه‌اش می‌برند.

مرکز ثقل داستان، فرید است که یکی‌یکی زنان پیرامون خود را اغفال کرده و پس از معتادنمودن آن‌ها و سوءاستفاده‌های جنسی مکرر، آن‌ها را رها می‎کند؛ زنانی که همگی در یک آرایشگاه با هم همکار هستند.

اولین قربانی فرید "عسل" است. عسل (سحر دولتشاهی) دختری فراری است که از شهرستان به تهران آمده و یک سال با فرید هم‌خانه بوده است. دختری که مشخص نمی‌شود چرا از خانه فرار کرده است، اما سرنوشتی شبیه تمام دختران فراری پیدا می‌کند و تا آخرین حد در منجلاب فساد غرق می‌شود. دختری که همواره برای اثبات درستی حرفش ارواح خاک مادرش را قسم می‌خورد.‌ فرید بعد از لورفتن کشته‌شدن امیرحسین و تهدیدهای بابک مبنی بر لودادن آن‌ها، عسل را از خانه بیرون می‌کند و در مقابل وساطت‎های لیدا ‌می‌گوید: «نکنه می‌خوای بگیرمش این دختره عملی رو؟!» و در پایان داستان نیز فرید برای خلاص‌شدن از شر عسل، با ماشین او را زیر می‎گیرد.

دومین قربانی فرید، لیدا یا منیر (مهتاب کرامتی) است. فرید مدام به لیدا وعده می‌دهد که عسل را از خانه بیرون می‌اندازد و با او ازدواج می‌کند، اما شرایط لیدا با سایر زنان داستان متفاوت است. او شوهر و یک دختر کوچک دارد و علاوه بر فحشا، خیانت نیز بر گناهان او افزوده می‌شود.

مخاطب به دنبال علت خیانت لیدا در فیلم است، اما به جوابی دست نمی‌یابد. ظاهراً همه‌چیز زندگی لیدا سرجایش است؛ خانه شیک، ماشین مدل ‌بالا و مهم‌تر از همه شوهری که ما در فیلم جز توجه و ابراز علاقه چیزی از او نمی‌بینیم و دختری به نام باران که هم‌چون فرشته‌ای در خانه او حضور دارد، اما لیدا به دلایلی نامشخص و احتمالاً تنها به دلیل هوا و هوس از همه‌چیز ناراضی است.

وقتی بابک (فرهاد اصلانی) ماشین لیدا را از تعمیرگاه می‌آرود تا به او تحویل دهد، لیدا با پرخاش به او می‌گوید: «یه بار شد برای من وقت بذاری و کاری که من می‌گم انجام بدی؟!» یا زمانی که بابک با ملایم‌ترین لحن به لیدا تذکر می‌دهد که سیگارکشیدن ضرر دارد، لیدا جواب می‌دهد: «از دست‌ تو سیگار که سهله چیزای دیگه باید بکشم تا آرومم کنه.» یا در سکانسی لیدا وقتی بابک با شور و شوق برایش تدارک جشن تولد را می‌بیند، به بهانه اینکه عروس دارد، شب دیروقت به خانه آمده و با بی‌محلی به بابک می‌گوید: «زحمت کشیدی، ولی یه‌کم دیر کشیدی.»

این جمله ممکن است به این معنا باشد که شاید بابک درگذشته کمی نسبت به لیدا بی‌توجه بوده و حالا که احساس کرده زندگی و مهم‌تر از همه عشقش را دارد از دست می‌دهد، درصدد جبران برآمده است؛ حتی اگر این‌گونه نیز باشد این امر مجوزی برای خیانت لیدا نیست.

بابک که به لیدا شک کرده است، در جاسوییچی که برای ماشین لیدا به‌عنوان آویز آیینه می‌خرد، میکروفنی را پنهان می‌کند. جاسوییچی همان اسکرات - سنجاب بلوط به دست کارتون عصر یخبندان- است. بابک از همین راه در شب پارتی فرید، لیدا را تعقیب کرده و شاهد قتل امیرحسین و بردن جنازه او توسط فرید و عسل است. شاید بابک با آن شخصیت ملایم و اندکی ترسو باید زور و استبداد مردان سنتی را می‌داشت تا لیدا اجازه خیانت به خود ندهد. بابک در پایان فیلم نیز پس از تصادف و بیرون‌آمدن از کما، گویی در فراموشی خودخواسته به لیدا فرصت می‌دهد تا به زندگی زناشویی خود برگردد.

سومین زن قربانی فرید "پری‌چهر" است که نقش کوتاهی دارد. او نیز در آرایشگاه کار می‌کند. شبی که لیدا سراسیمه به دنبال مواد به خانه پری‌چهر می‌آید و او با بیان اینکه مهمان دارد لیدا را به خانه راه نمی‌دهد، لیدا با دیدن ماشین فرید جلوی در منزل پری‌چهر گویی تازه از خواب غفلت بیدار می‌شود و درمی‌یابد عروسکی بیش در دست فرید نبوده است و برای هیچ، زندگی مشترکش را نابود کرده است.

در میان زنان فیلم "مهتاب" (آنا نعمتی) - نامزد امیرحسین- نیز گرچه قربانی هوس‌بازی مردان نیست، اما او هم به‌نوعی قربانی استبداد پدرش شده است. پدر مهتاب که وضع مالی خوبی دارد، با ازدواج او با امیرحسین مخالفت می‌کند و امیرحسین برای جورکردن شرایط مالی پدر مهتاب، به قاچاق مواد مخدر کشیده می‌شود و در همین مسیر جان خود را از دست می‌دهد.

مهتاب که به گفته خودش تمام عشق، زندگی و آبروی‌اش را به‌پای امیرحسین ریخته است، عزمش را جزم می‌کند تا بفهمد غیر از او دختری در زندگی امیرحسین بوده است یا خیر. مهتاب با کمک سعید بالاخره به حقیقت پی می‌برد. شخصیت سعید نیز جالب است. او استدلال‌های خودش را برای نقض قوانین جامعه دارد و دیالوگ‌های او بیشتر برای خلق لبخند بر لبان تماشاگر این فیلم، پر از سیاهی و تلخی است. سعید برادرانه به مهتاب کمک می‌کند، اما او نیز معتقد است که بیشتر مردان جامعه هیز و هوس‌باز هستند. یادمان بیاید زمانی که سعید برای کمک به رضا شبانه دیش ماهواره‌های خانه‌های محل را جمع می‌کند تا مردم برای نصب دوباره ماهواره به رضا زنگ بزنند و به قول سعید ناخواسته در کار خیر که همانا جورکردن پول عمل دختر رضاست، شریک شوند، می‌گوید:« یه شب چشای هیز مردای محل به خرم سلطان روشن نشه و یه نگاه تو صورت زنشون بندازن.» یا برای تبریه‌کردن دوستش- امیرحسین- از اتهام خیانت، به مهتاب می‌گوید: «هفتاد درصد مردا هیز و هوس‌بازن، اما امیر جزو سی درصد باقی‌موندس.»

در میان این ‌همه زنان بدکاره داستان، "ستاره" - همسر فرهاد و دخترخاله بابک- زنی سالم و در ظاهر بدون عیب است، اما او نیز قربانی است؛ قربانی هوس‌بازی‌های شوهر خود فرهاد. فرهاد که ما او را در چند سکانس کوتاه می‌بینیم، مردی هوس‌باز معرفی می‌شود که یا در محل کارش با دخترهای مختلف در حال چت‌کردن است یا به بهانه جلسه، شب‌ها وقت خود را با این دخترها می‌گذراند. فرهاد در مقابل مواخذه‌های مکرر بابک مبنی بر سربه‌راه شدن می‌گوید: «زن آدم مثل کارت بنزینه که هر ماه تو جیبمونه، بعضی وقتا آدم سوخت اضافه می‎خواد. الآن‌همه دو تا زندگی دارن.» ستاره هم در پایان فیلم به مناسبت تولد فرهاد برای او جاسوییچی اسکرات سنجاب را می‌خرد. در کارتون عصر یخبندان اسکرات و بلوطش صرفاً برای خلق لحظات کمیک است و در این فیلم وسیله‌ای برای پی بردن به خیانت همسر.

فیلم پایان قابل‌تاملی دارد. قربانیان فرید یعنی لیدا، مهتاب و سعید با کمک ستاره دورهم جمع شده و خودشان فرید را در مقابل منزل پری‌چهر زمانی که می‌خواستند از کشور خارج شوند، می‌کشند. شخصیت‌های این فیلم کیایی نیز همچون فیلم خط ویژه گویی از اجرای عدالت توسط مسئولان دولتی ناامید شده و در پی نظریه اجرای عدالت فردی، خودشان مجرم را قصاص می‌کنند.

در پایان باید گفت نتیجه اخلاقی این فیلم پس از نمایش این حجم از فساد، فحشا و استعمال مواد مخدر آن ‌هم توسط زنان، در دیالوگ لیدا ظهور می‌یابد. زمانی‌که لیدا در پایان فیلم به فرید می‌گوید: «‌می‌دونی تو عصر یخبندان کیا زنده موندن؟ فقط خارپشتا. اونا دو راه داشتن؛ یا دورهم جمع شن و از همدیگه گرما بگیرن، یا از هم دور شوند تا خارشون تو بدن هم نره. اونا راه اول رو انتخاب کردن، اون‌وقت من....» درواقع لیدا بیان می‌کند که در این عصر یخبندان که سردی و تیرگی فساد و فحشا، جامعه را پرکرده است، تنها راه نجات آدم‌ها جمع‌شدن در کانون خانواده است. ممکن است زن و شوهر با هم اختلافاتی نیز داشته باشند، اما اگر خارها و کاستی‌های همدیگر را تحمل کنند، بهتر است، تا از هم دور شده، یخ بزنند و نابود شوند.

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
آموزش و معرفی روش های امن کسب درآمد دیجیتال بدون نیاز به سرمایه اولیه
آلپاری برای کاربران ایرانی؛ نکاتی درباره افتتاح حساب، احراز هویت و شروع معامله
۶ روش هوشمندانه برای تمیز نگه داشتن فرش اتاق کودک
معرفی بهترین صرافی‌ های خارجی بدون تحریم برای ایرانیان
معرفی بهترین صرافی‌ های خارجی بدون تحریم برای ایرانیان
کابل شبکه لگراند برای چه پروژه‌هایی بهتر است؟ (بررسی ارزش خرید کابل لگراند)
از نمایندگان مجلس می‌خواهیم از هویت اسلامی دانشگاه حمایت کنند
صد روز پیش، زدن زیرساخت تهدیدی علیه ما تلقی می‌شد
در ستایش بانوی نمونه‌ای که دیدار آخر را به بهشت موکول کرد
تغییر در فرایند پذیرش دانشجومعلمان
جدیدترین خبر از طارمی در المپیاکوس
عربستان در خدمت پروژه های آمریکایی-صهیونیستی است
تعیین تکلیف سهام عدالت در دستورکار مشترک مجلس و دولت
نامگذاری معبری در تهران به نام رهبر شهید در انتظار تأیید دفتر رهبری
واکنش انصارالله یمن به طرح اردن درباره فرودگاه صنعا
محل استقرار تجمع نیروهای متجاوز در مرکز پشتیبانی نیروهای زمینی در عریفجان و رادار پایگاه علی السالم آمریکا در کویت منهدم شدند
صلح شرافتمندانه، آرمانی والاست؛ اما تشخیص مصداق آن با کیست؟
آقای پزشکیان، موعد پاسخگویی رسیده است
چشم بیدار ملت و رهبری ناظر چرخه باطل بوده است
گویی در نظام اسلامی، امر به معروف به جرم بدل شده است
روابط عمومی دانشگاه با تغییر واژه‌ها، ماهیت برخورد با کارمند را تغییر نمی‌دهد
از اجرای طرح نوین تغذیه تا بازسازی روانی-اجتماعی دانشگاه‌ها در دوران پساجنگ
بازدید رهبر شهید از پژوهشگاه رویان نماد قدردانی از جامعه علمی کشور بود
ضربه تازه دولت ترامپ به دانشجویان بین‌المللی
آغاز یازدهمین دوره طرح ملی گفتمان نخبگان علوم انسانی
برگزاری کنکور ارشد ۱۴۰۵ برای توان‌خواهان و زندانیان
آزمون کارشناسی ارشد سال ۱۴۰۵ در سلامت و آرامش برگزار شد
پرونده آزمون ارشد ۱۴۰۵ بسته شد
داوطلبان آزمون دستیاری فریب فروشندگان سؤال را نخورند
درخشش مرکز بین المللی زبان دانشگاه امیرکبیر در ارزیابی وزارت علوم
چگونه مدارس و دانشگاه‌های ایران به اهداف نظامی تبدیل شدند؟
معاون وزیر علوم از حذف واسطه‌ها در چرخه تغذیه دانشگاه‌ها خبر داد
دعوت از اعضای هیئت‌علمی برای مشارکت در «پویش خردورزی ملی برای ایران برخاسته»
داوطلبان آزمون دستیاری فریب فروشندگان سؤال را نخورند
آغاز فرآیند ثبت‌نام کاروان اربعین هیئت دانشجویی دانشگاه الزهرا (س)
درخشش مرکز بین المللی زبان دانشگاه امیرکبیر در ارزیابی وزارت علوم
پرداخت وام‌های دانشجویی در انتظار رفع مشکلات بانکی
تغییر زمان برگزاری ۳۸ آزمون دانشگاه شریف به دلیل قطع ناگهانی برق
امشب آخرین فرصت دریافت کارت آزمون کارشناسی ارشد ۱۴۰۵
برگزاری آیین بزرگداشت رهبر شهید انقلاب در دانشگاه تهران
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top