به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بهروز افخمی که در سابقه سیاسی خود حضور در جنجالی ترین مجلس شورای اسلامی یعنی مجلس ششم را دارد در روباه سراغ پرونده ای رفته است که به نظر می امد با آشنایی او به فنون سینمایی فیلم خوبی از آب در بیاید.
محمدمهدی نوریه در یادداشتی پیرامون آخرین ساخته افخمی می نویسد: افخمی که سال گذشته با آذر، شهدخت، پرویز و دیگران مورد اقبال عمومی قرار گرفت در روباه یک دنده عقب حسابی دارد. سوژه خوب را با کارهای عجیب و غریب شهید می کند.

در خلاصه فیلم آمده است: «روباه» یک موضوع کاملا اجتماعی دارد که مرتبط با مسائل امنیتی و جاسوسی در حوزه موضوع انرژی هستهای است، به عبارتی مسائل روز اجتماعی کاملا منطبق با مسائل هستهای است و مذاکرات 1+5ر لابه لای بستر فیلم جاری است.اما ماجرا اینقدر ها هم ساده نیست. ماجرای جاسوسی است که وارد ایران شده و می خواهد همزمان با مذاکرات دانشمندان هسته ای ایران را ترور کند.
تنها نکته متمایز فیلم: افخمی کار بلد است
بهروز افخمی را چه بخواهیم و چه نخواهیم باید جز 10 کارگردان برتر بدانیم. کسی که با دوربین خوب رفیق می شود. بازیگران خوبی را انتخاب می کند و اکثر ساخته هایش مخاطب را همراه می کند و حداقلش این است کسی وسط فیلم هایش هوس بیرون رفتن از سالن سینما یا چرت زدن نمی کند. افخمی داستان را هم خوب می شناسد. با پایان باز بی خود مخاطب را گیج نمی کند و با قلمبه سلمبه گویی سعی نمی کند تا بگوید من روشنفکر هستم و انتلکتوال. در فیلم روباه هم این مشهود است. موتور سواری ها و این طرف ان طرف رفتن و فراز و فرود فیلم نشان می دهد که افخمی کارش را به خوبی بلد است.
قیلم های افخمی را لازم نیست با دایره المعارف لغات نگاه کنید. و روباه هم همینطور است. نقش ها خوب تقسیم شده اند و هر کسی می فهمد بازیگر می خواهد چه تیپ آدمی را نشان دهد.
بازی های غلو آمیز
یکی از نقاط ضعف فیلم بازی های اگزژه یا همان اغراق شده است. مامور وزارت اطلاعات اینقدر در فیلم ساده نمایش داده شده است که انگار آسپیران های دوران رضا خان هستند. به طور مثال در یک صحنه مسئول پرونده امنیتی که مامور وزارت اطلاعات است برای معرفی خودش راحت می گوید از اطلاعات آمده ایم!! یا نگاه های عجیب و غریب آرش مجیدی که نقش همان مسئول پرونده را بازی می کند. بازی حمید گودرزی با سابقه تلویزیونی اش که نقش راننده موتور یا همان پیک موتوری را دارد بهتر از آب در آمده است. گودرزی نقش بچه های پایین شهری با ته بازی لاتی را خوب بلد است و نقشش و بازی اش توی ذوق نمی زند.

آرش مجیدی که شاید اوج بازی اش را در سریال های تلویزیونی مانند ارمغان تاریکی و زیر هشت دیده ایم اما خیلی عجیب بازی می کند. قرار است نقش یک مامور ارشد اطلاعاتی را بازی کند. مجیدی سابقه حضور در سریال های امنیتی _ پلیسی دارد. سریال پازل. کنار رضا کیانیان بازی خوبی داشته است اما وقتی قرار است خودش در روباه نقش اصلی را بازی کند خیلی بی ربط بازی می کند و نگاه ها و رفتارها و لبخند ها و عصبانیت های بی جایی دارد.
بازی کم و محدود بابک حمیدیان با این که کم است اما یک قسمت خوب و یک قسمت احمقانه دارد. وقتی یک بازیگر در 5 دقیقه فیلم بازی کردنش 2 بار به پارتنرش میگوید مثل خر به نعل بندش نگاه می کنی و می خواهد یک آدم عصبانی و ساده لوح و زیرک قالتاق را همزمان نشان بدهد که مخاطب باورش نمی کند.
اصرار افخمی برای استفاده از همسرش مرجان شیرمحمدی در 2 فیلم جدیدش یعنی آذر شهدخت پرویز و دیگران و روباه به عنوان نقش اصلی زن مبهم است. افخمی دنبال ساختن فیلم های خانوادگی است یا به هر حال می خواهد همسرش هم بالاخره یکی از سیمرغ ها را دشت کند. متاسفانه یکی از جاهایی هم که فیلم ضربه می خورد صحنه آماده سازی وی برای همراه شدن با شوهرش در سفر با جاسوس اسرائیلی است.
حشویات زیاد؛ آب بستن از افخمی بعید بود
فیلم قصه های تو در توی کم ندارد که اگر هم حذف بشود چیزی از فیلم و محتوایش کم نشده اتفاقا فیلم را شسته رفته تر می کند. ماجرای سفر یکی از نیروهای اطلاعاتی به ارمنستان و حرف زدن مثلا رمز گونه اش برای رساندن یک پیام از جمله این زنگوله هایی است که اعصاب مخاطب را خورد می کند. یا مثلا داستان نفرین پدر زن پیک موتوری هم یکی از حشویات است. انگار آنجا افخمی کم آورده برای مکالمه میان این دو نفر!
یکی دیگر از جاهای اضافی فیلم به نظر قسمت قتل 2 جوان توسط تروریست اسرائیلی است. تروریست ها حداقل برای اینکه کمتر گیر بیفتند و لو بروند کمتر آدم می کشند ولی تروریست اسرائیلی روباه به هرکس که چپ به او نگاه کند با گلوله جواب می دهد.
اسامی که توی ذوق می زند
اسم فامیلی انتخاب شده برای تروریست اسرائیلی یعنی نتانیاهو خیلی توی ذوق می زند. البته افخمی خودش می گوید داستان واقعی است اما اسامی خیر! خوب اگر اسامی غیر واقعی است چرا این اسم انتخاب می شود. تروریست اسرائیلی برادر نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی معرفی می شود. شاید اگر افخمی اسم دیگری برای جاسوسش انتخاب می کرد خیلی بهتر بود.
یا مثلا در نمونه دیگر مکالمه آرش مجیدی با تروریست اسرائیلی او به عنوان افسر ارشد اطلاعاتی ایران می گوید :«که فلان پایگاه داعش را می شناسیم که وظیفه جذب در غرب آسیا را دارد و قرار است تهش چی بشود؟ قاسم سلیمانی در عراق منتطرشان است.»
اینگونه بیانیه ای حرف زدن از بار معمایی فیلم کم می کند هرچند نام بردن از قاسم سلیمانی در سالنی که نویسنده این متن تماشاگر فیلم بود با کف زدن و تشویق تماشاچیان همراه شد.

حرف بد فیلم: اوباما آدم خوب مذاکرات اسرائیل آدم بد است
پس از مذاکرات ژنو یک خط خبری تحلیلی میان رسانه های زنجیره ای اصلاح طلب راه افتاد که در مذاکرات روحانی و اوباما آدم های معتدل هستند و نتانیاهو و منتقدان داخل ایران افراطی هستند که نمی خواهند مذاکرات به سرانجام برسد. اتفاقا افخمی هم در روباه این حرف را تکرار می کند.
روباه می خواهد بگوید نتانیاهو حتی فرا تر از موساد عمل می کند و برای بر هم زدن مذاکرات برادرش را بدون اطلاع از سازمان های جاسوسی به ایران فرستاده است. این حرف را قبل از بهروز افخمی روزنامه های اصلاح طلب خیلی شفاف تر زده بودند و اگر افخمی می خواست همان حرف ها را بزند بهتر بود در ستون یادداشت یکی از این همه روزنامه ها این حرف را تکرار می کرد.
اما در پایان فیلم روباه فیلمی است تا حدودی بیانیه ای ولی سر و ته دار. بازی های ضعیف دارد اما فیلمبرداری خوبش قابل ستایش است. تیکه ها و نامگذاری و صحنه هایی دارد که مخاطب را می خنداند که البته از بار معمایی اطلاعاتی فیلم کم می کند اما خستگی تماشاگر را کاهش می دهد. اگر نویسنده این مطلب یکی از اعضای شورای سیاستگذاری پخش و اکران بود روباه را سریع تر به پرده می کشاندم و به شبکه آی فیلم. برای آنهایی که فیلم را ندیده اند قیاس با قلاده های طلا برای این فیلم را کم لطفی به قلاده ها می دانم . شاید روباه یک مرحله بالاتر و بهتر از فیلمی مثل فرشتگان قصاب باشد در رساندن پیامش.



