اهمیت مسئله ارتباط با جنس مخالف در دانشگاه به این معنا نیست که تا پیش از این افراد هیچ ارتباطی با جنس مخالف نداشته اند. در واقع اگر چه مدارس تفکیک شده بوده است، اما در محیط های اجتماعی، خانوادگی و.. تعاملاتی با جنس مخالف وجود داشته است. اما آنچه در دانشگاه اتفاق می افتد این است که این تعامل در یک محیط مستمر و پایداری رخ خواهد داد و به همین جهت می تواند مسائل و آثار ماندگارتری بر آنها داشته باشد! بنابراین افراد باید در تعاملات جدیدشان دقت بیشتری داشته باشند. چرا که اگر تعامل یا رابطه ای عاطفی و یا خارج از حریم شکل بگیرد، با توجه به این که در یک محیط و در مدت زمانی نسبتا طولانی با هم به سر می بردند، مشکلاتی را برای آنها ایجاد خواهد کرد. در حالی که در محیط های دیگر چنین نیست و مثلا دختر به راحتی می تواند رابطه اش را با طرف مقابل قطع و فراموش کند.

تعریف تعامل صحیح و منطقی کار دشواری است و البته سخت تر، رعایت آن است. چرا که ما با مسئله ای مواجه هستیم به نام زبان ناخود آگاه. بخشی از ارتباطات میان دختر و پسر مربوط به حوزه خودآگاه است؛ مثل مباحث کاری، علمی و یا ارتباطات نزدیک تر جنسی. اما بخش دیگری از ارتباطات چنان که از نام آن مشخص است، مربوط به حوزه ناخودآگاه است. به این معنا که دختر و پسر اطلاعی از آن ندارند و نسبت به آنها آگاهی وجود ندارد. و فرد نسبت به آنها اختیاری ندارد. لذا چون بخش زیادی از آن در ناخودآگاه است، می تواند بدون این که دو طرف بخواهند علقه هایی را شکل دهد، ماندگار گردد و مسائلی را برایشان ایجاد کند. این گونه ارتباطات، دو سویه هستند؛ ممکن است از یک طرف اصول منطقی آن رعایت گردد و از طرف دیگر خیر. هیچ ضمانتی وجود ندارد که تلقی یکسانی از ارتباط میان دو طرف وجود داشته باشد! از طرف دیگر چنان که بیان شد رعایت کردن اصول یک ارتباط صحیح نیز دشوار است. مانند مرزی است که میان تپه یا سطح شیب داری به منظور اجتناب از سقوط به دره کشیده می شود. اما فردی که به سرعت از تپه ای به پایین می آیید اگر چه مرز را هم می بیند اما نمی تواند جلوی حرکت خود را بگیرد و به ناچار از آن عدول می کند. این روابط نیز به همین شکل هستند. وقتی فرد وارد آنها می شود، دیگر قدرت اجتناب از عبور از مرزها را ندارد.
اولا، فضای دانشگاه به نحوی است که به طور طبیعی حضور در آن جامعه پذیری کافی در این باره را به وجود می آورد و دیگر نیاز به آن ندارد که افراد خود به برقراری ارتباط با جنس مخالف اقدام نمایند و روابط خاص تری را ایجاد کنند. ثانیا، این توضیح برای کسانی است که خود را در جایی حبس کرده باشند و با جنس مخالف هیچ ارتباطی نداشته باشند و در عدم شناخت کامل به سر برند. این در حالی است که در اکثر چنین رابطه هایی به جای آن که شناخت ایجاد شود، وابستگی ایجاد می شود! که البته این وابستگی خود می تواند واجد مضراتی باشد که پیش از این گفته شد.
تاثیرات بسیار زیادی دارد! اولین مشکل این است که نوع نگاه دختر و پسر در این تعاملات متفاوت است؛ وقتی دختر و پسر ارتباطی را با هم آغاز می کنند، به ویژه وقتی وارد فضاهای عاطفی تر می گردند، دو نوع مختلف از نگرش ها و توقعات را برای دو جنس به همراه دارد. دخترها به روابط عاطفی این چنینی به عنوان مقدمه ای برای ازدواج می نگرند در حالی که پسرها به آن به عنوان جایگزینی برای ازدواج نگاه می کنند. دختر وقتی وارد رابطه عاطفی با پسری می شود، روابط خود رابا دیگر پسرها قطع می کند، چرا که آن پسر را به چشم همسر خود می نگرد و دوستی با دیگران را به عنوان بی وفایی به وی قلمداد می کند. در حالی که پسر هیچ مانعی برای ادامه ارتباط خود با دوست های دیگرش از جنس مخالف نمی بیند؛ او از این دوستی ها توقع ازدواج و در نتیجه وفاداری ندارد، و خود را متعهد نمی داند. او در پی لذت است. در ارتباط دختر بیشتر عاطفه درگیر می شود که ماندگار است و در پسر لذت درگیر می گردد که قابلت جابه جایی و انتقال به دیگری را دارد. این تلقی های متفاوت می تواند آسیب های بسیاری را به ویژه برای دختران به همراه داشته باشد.
وقتی که فردی از نظر عاطفی درگیر گردید و در ادامه متوجه شد که در انتخاب طرف مقابل اشتباه کرده و در نتیجه در روابطش شکست خورد، یا وقتی به فردی وابسته شد که آن فرد چنین وابستگی نداشت، احساس شکست خواهد کرد و ناراحتی حاصل از این امر رغبت مطالعه و درس خواندن را از او می گیرد. در طرف دیگر و زمانی که دو طرف وابستگی عاطفی متقابلی داشته باشند نیز آن چنان وقتی را صرف روابط خویش و صحبت و گفت و گو، حضور در فضاهای مجازی و نیز دیدارهای خویش می کنند که به طور طبیعی از وقت مورد نیاز جهت مطالعه کاسته می شود و فرد از امورات علمی خود باز می ماند.

به نظرم دانشجویان در درجه اول، باید با این فکر که من نیازهایی دارم که جنس مخالف باید پاسخ گوی آن باشد مقابله کنند. انواع نیازهای فکری، علمی، کاری و.. افراد می تواند در ارتباط با افراد هم جنس برطرف شود! دانشجویان نگذارند، روحیه شان درگیر مسائلی شود که بخش زیادی از اوقاتشان را به خود اختصاص دهد و عایدی هم ندارد و معمولا به ازدواج هم ختم نمی گردد. در چنین تعاملاتی آنهایی هم که به ازدواج منجر می شود طبق قاعده حب شی یعمی و یصم، چون احساسات در ازدواجشان غلبه داشته، بعد از ازدواج که عواطف و احساسات فروکش می کند، افراد تازه به تفاوت های فرهنگی و نگرشی میانشان پی برده و و دچار گونه های دیگری از مشکلات می گردند. لذا توصیه من این است که دخترها و پسرها در ارتباط با جنس مخالف پرهیز داشته باشند.



