دانشجو بعنوان وظیفه ی خودش جریانها را رصد و بررسی و تحلیل نموده و مشکلاتی که بر مبنای آن تحلیل می بیند را فریاد زده و به مسئولین گوشزد می کند تا مشکلات رفع شود.چشم خیلی ها به دانشجو و دانشگاه است.
خبرنامه دانشجویان ایران: جنبش دانشجویی در ایران قدمتی به اندازه عمر دانشگاه و نهاد آموزش عالی دارد و نتیجهی واکنش دانشجویان به مشکلات جامعه و بازتاب دغدغههای آنان در قبال حل معضلات است. از آنجایی که دانشجویان بهعنوان قشر تحصیلکرده و فرهیخته جامعه به مناسبات اقتصادی، سیاسی ـ اجتماعی حاکم بر جامعه حساساند و به علت قرار گرفتن در دوران جوانی و اقتضائات این دوره، آرمانخواهی و عدالتطلبی از مشخصههای ویژه این جنبش شده است که در طول تاریخچه نسبتاً طولانی این جنبش همواره مطرح میباشد. اینروزها مباحث چالش برانگیز بسیاری که به طور مستقیم و غیر مستقیم محیط دانشگاه و به تبع آن جنبش دانشجویی را تحت تاثیر قرار می دهد، وجود دارد.فرهنگ، اقتصاد، سیاست خارجه، سیاستهای حاکم بر دانشگاه ها و دهها موضوع دیگر از مباحث موضوعه است. در این خصوص میزگردی را با حضور از نمایندگان تشکلهای مختلف دانشجویی دعوت به عمل آوردیم. متین منتظمی به عنوان دبیرسیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان، مهدی رمضان زاده دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی تهران و ابوالفضل مظاهری دبیر روابط عمومی شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در میزگرد شرکت جستند.
** ضمنا از اتحادیه های دفتر تحکیم وحدت و جنبش عدالتخواه دانشجویی نیز دعوت شده بود که به علت حضور در پیاده روی عظیم اربعین، نتوانستند در جلسه مذکور شرکت کنند.**

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مشروح این گفتگو به شرح زیر است:
خبرنامه دانشجویان ایران: در ادوار و سالیان گذشته بسیار بر مفهوم چیستی و چگونگی جنبش دانشجویی بحث و گفتگو شده است. بیشتر سعی داریم وارد مصادیق کاربردها و عملکرد جریان نامبرده شویم.از نظر شما در طول ادوار گذشته ی جنبش دانشجویی پس از انقلاب، نوع مواجهه ی جریان های سیاسی مختلف با این جنبش چگونه بوده است؟
منتظمی: بسم الله الرحمن الرحیم. جنبش دانشجویی رسالت خاص خودش را داشته و دانشجو اصولا ارتباطی با جریانها و دولتها ندارد. دانشجو بعنوان وظیفه ی خودش جریانها را رصد و بررسی و تحلیل نموده و مشکلاتی که بر مبنای آن تحلیل می بیند را فریاد زده و به مسئولین گوشزد می کند تا مشکلات رفع شود.چشم خیلی ها به دانشجو و دانشگاه است. زیرا این دانشجوست که جامعه را آگاه می کند و به گفته ی مرحوم شهید بهشتی دانشجو موذن جامعه است و اگر خواب بماند نماز امت قضا می شود.
رمضان زاده: بسم الله الرحمن الرحیم.جنبش دانشجویی یکی از قشرهای مهم بدنه دانشجویی است که می تواند موثر باشد. در کشور ما قبل ازانقلاب دوشادوش روحانیت مبارز تا پیروزی انقلاب حرکت کرد. بعد ازانقلاب نیز با تسخیر لانه جاسوسی به جنبش دانشجویی به عنوان خط شکن آبرویی بخشید و بعد آن مردم نیز تجمعی چندین هزارنفری نیز در حمایت از تسخیرکنندگان انجام دادند. درحقیقت بدنه ی جامعه ی همراهی کرد با جنبش دانشجویی.نکته مهمتر اینجاست که آیا دانشجو از بطن جامعه سخن می گوید یا آرمانهای خیالی را دنبال می کند؟

در مثالی که زدم، مردم با جنبش دانشجویی همراهی کردند. یعنی دانشجوها فریاد مردم راعملیاتی کرد. اما شاهدیم که چندین سال بعد، همان جنبش دانشجویی با همان برند، وارد جریان سیاست زده و احزاب و گروهایی شد و حرکت کرد که یکسری آرمانهای خیالی و توهمی را پیش گرفتند که هیچگونه محبوبیتی در بدنه اجتماعی مردم نداشت.علت شکست آنها در دهه هفتاد نیز همین موضوع بود. چنانچه همین دفتر در دهه هفتاد نسبت به تسخیر لانه جاسوسی در ابتدای انقلاب اعلام برائت نمود. اعلام برائت از موضوع حمایت از مظلومین عالم مانند فلسطین نمودند. این مساله موجب شد که استقبالی از سوی مردم صورت نگرفت و به شکست انجامید.
نکته بعدی آن حریت و تاثیرگذاری است که در عرصه های مختلف دارد. حریت یکی از شخصه های اصلی جنبش دانشجویی است. اگر آنها وابسته به حزب و دسته ای شوند که پیاده نظام اهداف سیاسی کاری برخی افراد است، آن دیگر نامش جنبش دانشجویی نیست. بلکه می شود دسته و گروهی که در گوشه ای فعالیت سیاسی می کنند.
جنبش دانشجویی مجموعه ای است که به مسائل کشورشان دغدغه مندند و عمل دسته جمعی داوطلبانه انجام میدهند تا یکسری تغییرات سیاسی اجتماعی را رقم زده و یا جلوی تغییراتی را که انحراف می دانند از اصول اصلی که در کشور ما انقلاب اسلامی و ولایت فقیه است، بگیرند. استقلال و عدم وابستگی به جریانها، و حد واسط و حلقه ی رابط بدنه اجتماعی مردم و حلقه بالایی تصمیم ساز جامعه می باشند.
خبرنامه دانشجویان ایران: جناب مظاهری، با توجه به سخنانی که دوستان داشتند، در سالهای بین اواخر دهه هفتاد و اوایل هشتاد سراغ داریم که آنان مدعی اند جنبش دانشجویی اصیل اند و بعد آن به صورت یکسری تشکلهای دولتی در آمده اند که توجیه کننده ی رفتارها و تصمیمات درست و غلط دولتها شده اند.و عصر طلایی جنبش دانشجویی در دوران مذکور بوده است و در دولت فعلی باید جنبش دانشجویی را به هر روشی به آن دوران باز گردانیم. نظر شما چیست؟
مظاهری: بسم الله الرحمن الرحیم.واقعیت این است که جنبش دانشجویی پیشقراول جامعه محسوب می شود. همین حادثه ی 16 آذر، زوایای مختلف جنبش دانشجویی را در مصداق مشخص می کند. مانند استکبار ستیزی، آرمانگرایی، آزادی خواهی، استقلال طلبی و ..

اینها ویژگی هایی است که در هیچ کجای دنیا تفاوتی ندارد و شاخصه هایی ثابت در تمامی دنیاست که نشانه ی جنبشی سالم و پویا و فعال است.همانگونه که مشخص است جنبش دانشجویی بعنوان بخشی از بدنه دانشگاهی کل کشور محسوب می شود و از شرایط اجتماعی و نرم های خاص دوران خودش تاثیر می پذیرد. چنانچه اگر برگردیم به دوران دولت آقای هاشمی، فضای به نوعی خفقانی که حاکم بر فضای کشور بود، بر جنبش دانشجویی نیز اثر گذاشت. چنانچه در دولت بعدی نیز هنجار شکنی هایی که برخی از آن به عصر طلایی جنبش دانشجویی نام می برند، مانند حوادث فتنه 18 تیر 78، لیست انتخاباتی دادن، و پیاده نظام احزاب و دسته جات سیاسی شدن و ... که جنبش را از رسالت وخط اصلی اش دور و منحرف می کند، بر فضای جامعه و بالعکس موثر است.
اما آنکه برخی آن دوران را تعبیر به طلایی می کنند و مدعی اند در دولت آقای روحانی باید فضا را به زمان گذشته باز گردانیم، با مصادیقی مانند سیلی زدن و مورد ضرب و شتم قرار دادن دختر دانشجویی از سوی موسسین تشکل های مزبور، و برخودهای این چنینی که در طول دوسال گذشته بسیار شاهدش بوده ایم، اگر معنای پویایی این است که بگذارند ساکن بماند بهتر است و ما به همان ساکن بودن راضی تریم اگر قرار است چنین حرمت زدایی در محیط مقدس دانشگاه نسبت به دانشجویان چون سالهای 76 تا 84 تکرار شود.
هیچکس مخالف فعالیتهای افکار مختلف در دانشگاه نیست اما با حفظ شان و اصولی که حاکم بر جنبش دانشجویی است حفظ شود.این سخن درستی نیست که آن دوران، طلایی بوده بعضا ضعف ها و انحراف هایی داشته که بسیار پررنگ تر از زمانهای دیگر است که در نتیجه پس از چند سال از سوی اجتماع نیز طرد می شوند.

خبرنامه دانشجویان ایران: چنانچه در فضای سیاست شاهدیم، امروز دو جریان فرهنگی که رویارویی شان به سیاست کشیده شده در کشور وجود دارند.گفتمانی که به نگاهی تقلیل گرایانه به استقلال و پیشرفت درونزا داشته و راه توسعه ی کشور را ارتباط با غرب خاصه آمریکا و پیروی از تئوی های غربی می دانند و باید با آرمان زدایی از مفاهیم اصیل انقلابی که در کتبی چون ایران و جهانی شدن و دیگر کتب طیف مزبور، مشهود است. و نگاه دومی که تکیه بر مدل های درونزا داشته و مدعی استقلال طلبی در تمامی عرصه های اقتصادی فرهنگی و سیاسی است.و راه پیشرفت را تنها در جهت همان آرمانهای اصیل انقلاب می داند. نوع مواجهه جنبش دانشجویی با این دو جریان چگونه است؟
منتظمی: جنبش دانشجویی با جریانهای سیاسی همراهی نمی کند و جنبشی آرمانگراست و دلیل انحراف جنبش دانشجویی در سالهای دهه هفتاد به این علت بود که عده ای از داخل جناحی خاص، به آنان در جهت اهداف خودشان خط دادند و در نهایت موجب انحراف از مسیر اصلی آرمانگرایی و تفکر اصیل جنبش شدند.جنبش از ابتدای انقلاب مسیر وهدفی خاص داشت که قبل از انقلاب به آن رسید و پس از انقلاب ادامه داده و میدهد تا به آرمانها برسد.اما در آن دورانی که برخی تعبیر طلایی می کنند، دولت دست بر روی جنبش دانشجویی گذاشت و به سمت جریان خاصی رفتن یعنی چشم را بر برخی مسائل بستن.

از ابتدای انقلاب دو نوع بینش به وجود آمد.یکی انقلاب را به صورت تئوری علوم سیاسی می نگرد که دارای سه مرحله وقوع، تثبیت و گذار است. دیگری به صورت گفتمان می نگرد که تا رسیدن به هدفش انقلاب ادامه دارد.دیگری، نگاه گفتمانی به انقلاب اسلامی، بر پایه مبارزه با استکبار و مصداقا با مرگ بر آمریکا شکل گرفت. و امام راحل هم فرمودند که تا دست آمریکا قطع نشود هیچ پیشرفتی حاصل نمی گردد و این مرگ بر آمریکا پایه گفتمانی قرار گرفت و مردم نیز پذیرفتند. حال برخی که می گویند مرگ بر آمریکا دیگر نگوییم یعنی گفتمانی به انقلاب نگاه نکنیم و اتفاقی که رقم می زنند چنین است که ستون پایه ی یک ساختمان را برداریم!
وظیفه ی جنبش دانشجویی تقویت گفتمان انقلابی است چنانکه امام راحل گفتند و مقام معظم رهبری نیز بارها فرموده من دیپلمات نیستم، من انقلابی ام. و این تحلیلی است که جنبش دانشجویی باید داشته باشد و دارد.شاید برخی تشکلهای یکبار مصرفی که صرفا برای انتخابات تشکیل می شوند مطلبی دیگر را عنوان کنند اما جنبش دانشجویی اصیل به جناح ها نگاه نکرده و می گوید این یک گفتمان است و ادامه پیدا میکند.
چنانچه مقام معظم رهبری نیز عزت را یکی از آرمانها مطرح کردند و لذا ما می گوییم در گفتمان انقلاب اسلامی، عزت ملی وجود دارد و نیازی به نشستن با آمریکا پشت یک میز نیست. زیرا در طول تارخی ثابت شده که این جلوی پیشرفت را می گیرد. بنا به فرموده مقام معظم رهبری هم نگاه ما باید تبیینی و بصیرت افزا باشد، نه یک نگاه سیاسی ساده.
رمضان زاده: جنبش دانشجویی چه زمانی دوران طلایی خواهد داشت؟ زمانی که نظامی که بیست سال قبل با خون دادن ها و خون دل خوردنها انقلاب به ثمر رسید و نظام تثبیت شده و دست نفوذ آمریکا از آن قطع شده، حال جنبش دانشجویی به جای نقد نظام، با براندازی آن می خواهد دوران طلایی را بیافریند؟ اینگونه که باید هر روز منتظر درگیری جدید باشیم و دیگر چیزی از انقلاب باقی نمی ماند.این نظام برود و نظامی دیگر بیاید و دوباره جنبش دانشجویی به دنبال براندازی باشد تا دوران طلایی خلق شود؟

دورانی که تابعی از شرایط جامعه نبود، طلایی که هیچ حتی برنزی نبوده است. جنبش دانشجویی در دهه هفتاد از نقد نظام به سوی براندازی نظام حرکت کرد. اگر طلایی بوده پس چرا شکست خورد و مردم همراهی اش نکردند؟ دوران طلایی که بعضی مطرح می کنند معنایی ندارد.
بسیج دانشجویی هر زمان انحرافی را از سوی سران قوا و مسئولین مشاهده کرده، گوشزد نموده است.صرفا کارگاه بیانیه نویسی نبوده و کارتخصصی را پیش گرفته است.چه درهمین مساله ی برجام و نفوذ که کتاب برجام دروازه ی نفوذ را منتشر کرده است.
اینگونه نیست که آرمانهایی را فریاد بزند و راه حلی برای آن نداشته باشد. بلکه کار تخصصی و علمی انجام داده و راهکار ارائه می دهد.جنبش دانشجویی اصیل اگر مساله ای را فریاد می زند، راه حلش را نیز عنوان می کند.چنانچه مدتی قبل در قرارگاه مبارزه با مفاسد اقتصادی، قراردادهای نفتی IPC را نقد کرده و در جزوه ای هفتاد صفحه ای راهکار نیز ارائه دادیم. این مهم است ساختارهای اشتباهی که وجود دارد را اصلاح کنیم نه اینکه بخواهیم به قول برخی ها بریزیم تو خیابونا!

در بحث استقلال طلبی، امثال دکتر سریع القلم ها که سالها در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص به همراه تیمی که بدنه اصلی دولت را تشکیل می دهد، بحثهایی که امروز پیش می رود را سالها بر رویش کار کرده اند. درجمهوری اسلامی باید چارچوبهای انقلابی که در سال 57 مردم با حضور حداکثری از آن حمایت کردند را پیروی کرد.شاخصی که امام راحل به صورت مکتوب و مقام معظم رهبری امروز بیان می کنند چارچوب است.ایشان فریاد می زنند که بحث نفوذ بسیار جدی است اما برخی سعی می کنند با برچسب زنی هایی که دنبال می کنند آن را کم رنگ جلوه دهند. نفوذ همیشه بوده است اما چرا امروز مقام معظم رهبری ببارها به نفوذ هشدار داده اند؟ چون دولتی بر روی کار است که بستر نفوذ را بر اساس پارادایم ذهنی اش فراهم کرده است. تئوری اقتصادی آنها اقتصاد باز است که مبتنی بر واردات در زمینه هایی است که کمبود داریم و با اقتصاد مقاومتی همخوانی ندارد. در کشوری هستیم که دشمنانش با دندانهای بهم فشرده از غضب، با ابزارهای مختلفی چون تحریم، تهدید و ... به آن فشار می آورند و ما باید اقتصادی مقاومتی را باید پیش بگیریم.احتمال نفوذ اقتصادی وجود دارد زیرا دولت می گوید مثلا بنزین باید از خارج وارد کنیم.واردات باعث وابستگی روز افزون به خارج از کشور می شود و موجب می شود دشمن در زمانی خاص پایش را برگلوگاه اقتصادی ما قرار دهد.
اساتیدی که این مباحث را مطرح می کنند خودشان دهها سال قبل در کشورهای غربی که تحصیل می کرده اند در معرض نفوذ قرار گرفته اند و با عینک سرمایه داری و جدایی دین از سیاست به جهان می نگرند و ابتدا باید عینک خود را بردارند و با پارامترهای جامعه و حکومت اسلامی آشنا شوند و سپس نسخه ای برای جامعه بپیچند.الگوی توسعه ای که مثلا فرانسه پی گرفته تناسبی با الگوی آمریکایی ندارد و برای شرایط بومی خودش طراحی شده است.

خبرنامه دانشجویان ایران: به بحث نفوذ اشاره کردید، رهبر معظم انقلاب نیز در طول چندماه اخیر بارها به آن اشاره کرده و هشدار دادند. چنانچه اشاره کردید که جنبش دانشجویی حلقه واسط و تصمیم سازی است، رهبر معظم انقلاب کلیدواژه نفوذ در حلقه های تصمیم سازی به کار بردند.نفوذ در دانشگاه ها از چه روشی است؟
مظاهری: یکی ازمحلهای سرمایه گذاری غرب و دشمنان دانشگاه بوده وهست و خواهد بود.مانند اساتید بی اعتقادبه گفتمان انقلاب اسلامی و لیبرالی که سالها قبل خودشان در معرض نفوذ قرار گرفته اند و بخش مهمی نیز بدنه دانشجویی است که در معرض نفوذ قرار دارد به طرق متفاوتی از نفوذ بر روی مسئولین.هرچقدر که دانشجو را از اصول خودش چون علم آموزی و جریان اصلی دانشجویی دور کرده و درگیر حواشی کنند مصداق نفوذ است. چنانچه اکنون نیز برخی آن را دنبال می کنند و متاسفانه به علت غفلت دانشجوها و مسئولین در بخش هایی نیز اتفاق افتاده است.

کج روی هایی چون برگزاری اردوهای مختلط، کنسرتهای موسیقی، برخورد با تشکلهای انقلابی و مومن و به وجود آوردن تشکلهای دولت ساخته که در دانشگاه شاهدش هستیم، مسیری را دنبال میکنند که جریان نفوذ می خواهد. انحرافاتی که منتج ازین دست فعالیتهای ضدفرهنگی است همان نتایجی را بار می دهد که جریان نفوذ می خواهد و دانشجو را ازعلم آموزی و معنویتی که باید داشته باشد دور می کند.
با تامل در سخنان مقام معظم رهبری شاهدیم که دوباره داریم به دورانی باز میگردیم که تذکرات ایشان مانند دوران دولت اصلاحات که به صورت متناوب به مساله فرهنگ در دانشگاه ها هشدار دادند، دوباره اتفاق می افتد. دانشجوها نیز بعضا به آگاهی که باید دست نیافته و دچار غفلت اند و تحت تاثیر این شرایط قرارمی گیرند.
این نتیجه سیاستهایی است که وزارت علوم از ابتدای دولت در پی گرفته و امروز خروجی اش مشهود است. امیدواریم که این شرایط تا پایان دولت تغییر یابد چنانکه مسئولین ارشد وزارت نیز به آن اشاره کرده اند. مسائل حمایت از تشکلهای انقلابی، جای مسائل انحرافی کنسرتها و اردوهای مختلط را بگیرد.
خبرنامه دانشجویان ایران: با توجه به بحث نفوذ از روشهایی که دوستان ذکر کردند ومتاسفانه طبق آمار و فرموده مقام معظم رهبری، امروز در بحث تولید علم عقب افتاده و شتاب رشد علمی کند شده است. وظیفه ی جنبش دانشجویی اصیل انقلابی در اینباره چیست؟
منتظمی: اگر بخواهیم در مورد اینکه چرا ایشان بحث نفوذ را مطرح کرده و شاخه بندی کرده و هشدار داده اند گفتگو کنیم، نشان از اهمیت مساله دارد.ما دارای فرهنگی اسلامی هستیم و به دنبال دانشگاه اسلامی هستیم، آیا برگزاری اردوی مختلط در این دانشگاه ما می گنجد؟ عده ای قصد دارند تا ذهنیات دانشجو را شستشو داده و به سوی فرهنگ بیگانه ای سوق دهند. این خودش مصداق نفوذ است.
وظیفه ی دانشگاه ها تربیت نیروی متعهد و متخصص برای نظام است اما اساتید ما در دانشگاه ها از مارکس و کمونیست و فرهنگ غربی و شرقی سخن می گوید و این نفوذ است. نفوذ آنجاست که دانشجویی که تازه از ذهنیات دبیرستان رها شده و به محیط دانشگاه پای گذارده استاد به او بگوید آمریکا یعنی همه چیز! تا اورا از فرهنگ انقلابی دور کند.
وظیفه ی جنبش دانشجویی، و جناح مومن انقلابی که در خطرها سینه سپر می کند، باید با برنامه ریزی، تبیین، بصیرت افزایی و رسوا کردن عناصر و روشهای نفوذ، دانشجو را واکسینه کند. و خوراکهای فکری اسلامی را به جای نوع بدلی اش به دانشجو بدهد تا سپری مقاوم در مقابل هجمه های نفوذ شود.
دانشگاه مبدا تحولات است، اگر درست کنترل نشود اتفاقات ناگواری خواهد افتادو کما اینکه حضرت امام(ره) می فرمایند آیا دانشگاه ما یعنی جایی که کمونیست در آن تدریس کند؟ اما عده ای خودشان را به نشنیدن می زنند. حتی دربرخی دانشگاه هاعقاید منحط فمنیست ها را ترویج می کنند.
جنبش دانشجویی باید اینها را رصد کرده، متناسب با آن برنامه ریزی کند و سپری مقام با محتوای اسلامی در مقابل نفوذ تشکیل دهد تا خروجی دانشگاه، دانشجوی آرمانگرای انقلابی باشد.

رمضان زاده: یکی از دغدغه های مقام معظم رهبری بحث رشد علمی کشور است که متاسفانه کند شده است.دردیداری که با وزیر علوم داشتیم ایشان تایید کردند که رشد علمی کاهش یافته است.خب چه اتفاقی دردانشگاه ها افتاده است، به جای آنکه به دنبال پژوهش و تحقیق باشند به دنبال مسائل دیگر رفته اند در حالی که تعداد دانشجویان روز به روز افزایش یافته است.
مساله اینجاست که ذهنهای آنها مشغول موضوعاتی است که در محیط دانشگاه وجاهتی ندارد.اردوهای مختلط و کسنرتهای موسیقی دو مصداق عینی است و ما شاهدیم حتی در برخی دانشگاه ها حراستهای دانشکده ها برچیده شده اند. یعنی هرکس هرکاری دلش می خواهد انجام آزاد است؟ آیا دانشجویی که مشغول خلاف است فرداها می تواند جای خالی شهید شهریاری را پر کند؟ شادی و نشاط شهید شهریاری اردوی مختلط بوده است؟ شادی و نشاطشان در روحیه انقلابی شان بوده است و ارتباطشان با خداوند. درهمین سال تحصیلی جدید چندین دانشگاه بزرگ تهران اردوهای ورودی ها را به صورت مختلط برگزار کرده اند.دانشجویی که از بدو ورود فضایی مختلط در دربند ودرکه برایش فراهم میکنیم آیا انتظار دیگری داریم؟ دشمن میخواهد که ذهن جوانان و ذائقه ی آنان را تغییر دهند در سطوح مختلف.
در بحث آموزش و پرورش ما خیلی زیاد دچار مشکلیم. خیلی از افرادی که تازه واردند از دوران دبیرستان دچار انحراف شدیدی هستند زیرا اموزش و پرورش ما درست عمل نمی کند. در گذشته تشکلهای دانشجویی افکار ورودی را شکل می دادند اما امروزه وی از بدو ورود افکار انحرافی اش شکل گرفته و دیگر تاثیر نمی پذیرد و دغدغه ای نسبت به مسائل کشور و انقلاب ندارد.چون از آموزش و پرورش بر رویشان کاردرست صورت نگرفته است. این همان چیزی است که دشمن می خواهد.دانشجویی که کلاسش را برود، کنسرتی برود، و دغدغه ی مسائل کشور را نداشته باشد حال دولتی می خواهد برجامی اجرا کند و منافع ملی به خطر بیفتد تا نیفتد، اهمیتی ندارد!
نفوذی که از آنسوی در مسئولین صورت پذیرد و از اینسو بی تفاوتی و عدم مطالبه گری شکل بگیرد در بلند مدت، اهداف دشمن را محقق می کند. ماهیت انقلاب را به خطر خواهد انداخت.

مظاهری: اگر به منویات مقام معظم رهبری توجه شود ایشان به جذب تشکلهای دانشجویی و نکاتی که در فضاسازی، محتوا و جهتگیری ها فرمودند، به این علت بود که ما در کشاکش این جریانات وظیفه ی اصلی مان را فراموش نکنیم. تشکلهای دانشجویی وظیفه هدایتگری در سطح دانشگاه ها را باید حفظ کنند و انتظار می رود که چون گذشته جذب و پرورش نیرو و جریان سازی اتفاق می افتاد، ازسر گرفته شود و هدایتگری صورت گیرد.قسمتی از آن به علت نفوذ وتغییرذهنیات دانشجوست اما قسمتی به فعالیتهای تشکلهای انقلابی مربوط است که وظیفه ی خود را در کشاکش برنامه های سیاسی فراموش می کنند.
نفوذ تنها در دانشگاه ها نیست و فضای اعظم آن در جامعه اتفاق می افتد و دانشگاه تابعی از فضای کلی جامعه است.ابتدا باید نگاه بلند مدت و آینده نگری داشت و مختصات شرایطی که درآینده با آن طرف هستیم چیست و جریان سازی و گفتمان سازی خودمان را در آن شرایط پی بگیریم.برای خنثی کردن بحث نفوذ نمی توانیم از این موضوع غفلت کنیم و به فکر فعالیت اجتماعی پس از دوران دانشجویی نیز باشیم.