به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این روزها با توجه به فضای سیاسی و اجتماعی کشور و طرح ادعاهایی از سوی جریان های مختلف سیاسی مبنی بر پیروی از خط امام(ره)، بازخوانی صحیفه امام خمینی(ره) از اهمیت فراوانی برخوردار است، چرا که اتفاقات روی داده در آن زمان بی شباهت به مسائل جاری کشور نیست.
امروز در صحیفه
زمان: ۲۳ شهریور ۱۳۵۸ / ۲۲ شوال ۱۳۹۹
مکان: قم
موضوع: تفاهم همگانی - ترس دشمن از اسلامیت نظام - موقعیت روحانیت - اهمیت مجلس
حضار: نمایندگان مجلس خبرگان - اعضای حزب جمهوری اسلامی
نیم قرن خیانت اجانب
ما پنجاه و چند سال است ضربه که خوردیم از اجانب؛ خوردیم. از گرایش به اجانب، از اینکه همه چیز ما توجه به آنجا داشته، ما ضربهها را خوردیم؛ حالا باز ما تکرار بکنیم آن ضربهها را. تکرار بکنیم آن مسیر را؟ یا نه، ما باید منقلب کنیم این مسیر را به یک انقلاب دیگری. لااقل آنهایی هم که اعتقاد ندارند که مکتب ما، مترقیترین مکتب است خوب، تجربه کنند. پنجاه سال آن طرف را تجربه کردهاند، پنج سال هم این طرف را تجربه کنند. آن وقت اگر این طرف هم همان جور از کار در آمد و همان قلدریها و همان آدمکشی ها و همان غارتگری ها در این طرف هم اگر بود، آن وقت بیایند بگویند هر دوتان کنار، یک فکر دیگری باید کرد. اما بیتجربه و بدون اینکه اینها بفهمند که حالا بنا چیست، حالا از افراد اینها بشناسند، افرادی که در آن رژیم بود و افرادی که در این رژیم هست [...] یکوقت این است که این فرد قاطع نیست، نمیدانم خیلی نمیتواند کار بکند، یک مسئله است. یکوقت این است که بگویید که نه، این فرد همان کارهایی که رژیم سابق، از دزدی، و از غارتگری، از خیانتگری، و از خدمت به اجانب میکرد، اینها هم دارند همان کار را میکنند. گمان ندارم اگر یک همچو حرفی بخواهند بزنند انصاف باشد. این خلاف انصاف است. ما افراد را میشناسیم، افرادی که در شورای انقلاب هستند اینها را میدانیم کیها هستند. افرادی که در دولت هستند، به استثنای یک عدهای، بعضیشان، خوب میدانیم اینها که خیانتکار به آن معنا که همان طور که رژیم، هی به ما میگویند که فرقی نکرده است! این انصاف است که ما بگوییم که این رژیم با سابق فرق نکرده؟ آنی که همه مردم را غارت میکرد و کتک هم میزد و غارت میکرد، مالش را میبرد و داغش هم میکرد، حالایی که نه حبسی برای مردم عادی و برای غیر خیانتکارها هست و نه چپاولگری هست و نه خوردنی هست و نه بردنی است، حالا اگر فرض کنید یک جا هم یک کسی دزدی بکند، این هم باز از ارث رژیم سابق است؛ والّا رژیم اسلامی اگر پیش بیاید، دیگر دست اینها بریده میشود.
مخالفت با روحانیت بهانهای برای مخالفت با اسلام
و مهم قضیه این است که از شماها میترسند، برای همین خاصیت؛ برای اسلام. همه مخالفتهای با روحانیت هم برای اسلام است نه برای روحانی؛ روحانیت چیزی نیست که، خودش مستقل. همه مخالفتها هم برای این است که اسلام را اینها مخالف با منافع خودشان مخالف با منافع آنهایی که اینها برایشان فکر دارند و کار میکنند. و آنها هم که اینها را وادار به این عملها میکنند آنها هم میبینند که با آمدن اسلام [...] احساس کردهاند که اسلام قدرت دارد. آن یک مسئلهای بود که دیگر احساس کردند که اسلام همچو قدرتی داشت که رژیم سابق را با آنهمه قدرت و با آنهمه پناهگاه، با آنهمه پناهگاه - که به ما دائماً فشار میآمد، در پاریس که بودیم، دائماً از طرف امریکا فشار میآوردند که شما با اینها اینطور نکنید، بعد از رفتن شاه هم با بختیار چه نکنید، اینها چطورند، بگذارید تا کارها انجام بگیرد - خوب، حالا میبینند که اینهمه قدرتهاشان را روی هم گذاشتهاند و یک جبهه ملت ما هم با نداشتن هیچ چیز، یک طرف جبهه، لکن فریادش اسلام بود، آنی که آنها میخواستند نگه دارند نتوانستند نگه دارند، و حالا خارجاً فهمیدند، عیناً فهمیدند که یک قدرتی است این، و این قدرت ممکن است که تا آخر هم دیگر نگذارد دست اینها باز بشود در این مملکت ان شاء الله از این جهت میترسند، و باید هم مخالفت کنند، چارهای هم ندارند. در خارج هم آنهمه فعالیت میشد و آنهمه چیزها نوشته میشود، خوب برای همین است که میترسند از این قضیه. و دیروز یک زنی که آمده بود اینجا (اوریانا فالاچی، خبرنگار ایتالیایی) و مصاحبهای با من کرد و یکی از حرفهایش این بود که شما را میبینم که یک چهره آرامی دارید، ولی در خارج یک طور دیگر شما را معرفی کردهاند؛ این شما را ناراحت نمیکند؟ گفتم: از جهتی چرا و آن این است که چرا باید انسان اینطور باشد که برای مقاصد خودش، یک مسائل خلاف واقع بگوید!؟ خوب آنها گفتند که خمینی وادار کرده است که پستانهای زنها را ببرند! حالا هم شما آمدید اینجا، خوب، بروید توی مردم بپرسید که آیا تا حالا پستانی بریده شده است تا اینکه آمرش (دستور دهنده) یک کسی باشد. به او نگفتم، لکن واقع این است. میگویند شیطان را خواب دیدند با یک صورت خوبی! گفتند که خوب، اینکه غیر آن است که به ما ارائه دادند. گفت: قلم دست دشمن است! مسئله این است. دیروز هم یک ورقهای آوردهاند اینجا گفتند این هیتلر است. هیتلر آن طرف دستش را پشتش زده و دارد اینطور نگاه میکند؛ من هم آنجا کاریکاتوری ... و یک شمشیری کشیدم، و یک عده هم سر و جمجمه آنجا هست که اینها همه آنهایی است که من سرهایشان را بریدهام!
تعریف دشمن، تکذیب نظام است
و ما هم نباید توقع داشته باشیم که اینها برای ما خوب بگویند، اگر خوب بگویند، معلوم میشود ما خیانتکاریم! آن روزی که من آن وقتها میگفتم که نمیفهمد این دستگاه؛ (ژیم پهلوی) برای سقوط من این است که آنها شروع کنند به تعریف کردن! آنها هر روز فحاشی میکنند؛ این غلط است. هر چه فحاشی بکنید این مردم میگویند که این، مخالف اینهاست. اگر شروع کرده بودند به تعریف کردن، چه کردن و احترام کردن و اینها، ما کم کم تمام میشد کارمان! اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامههای امریکا از ما تعریف کنند، آن وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟ یک قضیهای است که دارند تعریف میکنند! البته باید از ما تکذیب کنند، از شما هم باید تکذیب کنند، و جمهوری اسلام را هم باید تکذیب بکنند.
در هر صورت اینها خوفشان برداشته از این نظامی که امید است ان شاء الله امید است ان شاء الله این نظام در خارج تحقق پیدا کند، از این خوفشان برداشته، یک دسته خیانتکار خوفشان برداشته، یک دسته هم آدم سالم، لکن توجه ندارند به اینکه مسئله اینطورها نیست، مسئله نیست که اگر فقیه را در شورای انقلاب [تصویب] کردند که باید مثلاً چه باشد، اینها خیال میکنند که حالا که اینطور شد پس دیگر دنیا به هم میخورد! اینها میریزند به جان مردم! این فقها میریزند هر کاری دلشان بخواهد بکنند و بعدها هم چه خواهد شد و ما هم به شکست خواهیم رسید. این یک مملکتی است اسلامی. یک مملکتی که مردم بیل و کلنگی را که مرحوم آقای طالقانی را با آن دفن کردند میبوسند. ما با این مردم میخواهیم، برای این مردم میخواهیم قانون بنویسیم؛ برای این مردم میخواهیم چه بکنیم. اینها هستند که به اینها رأی میدهند. اگر ما فشار آوردیم به اینکه آقا رأی بدهید، حتماً باید به این مسئله رأی بدهید، آن وقت البته هم به ما اشکال است، هم به آنها. اما اگر به دست مردم دادیم و گفتیم آقا این مسئله است؛ شما قبولش دارید یا نه؟ ممکن است همین یک چیز را به آرای عموم بگذارید که آیا شما قبول دارید که عالِم مثلاً درجه اول اسلام این کارها را مثلاً نظارت در آن بکند. ببینند ۳۵ میلیون - الّا آنهایی که همه دستهایشان را به هم دادهاند و یک میلیون نتوانستهاند درست کنند -! ببینند اینجا هم همین طور است؛ یا مسئله این است که میخواهیم ما به زور تحمیل بکنیم. اگر مسئله این است، پس شمایی که خلاف این را میگویید دیکتاتور هستید و میخواهید به ما تحمیل بکنید.
منبع: صحیفه امام خمینی - جلد ۹ - صفحات ۵۲۰ تا ۵۳۱



