بهطورکلی برنامه بینالمللی سازی آموزش عالی جهت بهرهگیری از علوم و فناوری دیگر کشورها و استفاده از ظرفیت دانشگاههای برتر دنیا در پروژههای مشترک، رویکردی مثبت است و جای تقدیر دارد؛ لکن عدم وجود برنامه مدون و اولویتبندی مناسب در ارتباطات بینالمللی بهعنوان نقاط ضعف بارزی در برنامههای وزارت علوم مشاهده میشود.
خبرنامه دانشجویان ایران: سیدسعید نجیبی// چندی است بینالمللی سازی آموزش عالی و جهانیشدن آن به بخش جدایی ناپذیر مصاحبه های مسئولین آموزش عالی کشور بدل شده است. تا جایی که این مسئله را تنها راه پیشرفت آموزش عالی و مراکز علمی و پژوهشی میدانند. وزارت علوم نیز این سیاست را سرلوحه کارهای خود قرارداده و درحالتوسعه روابط خود با دیگر کشورها است.
در این راستا وزارت علوم تاکنون میزبان قریب به 1500 هیئت خارجی علمی و روسای دانشگاههای کشورهای مختلف بوده است که حاصل آن به گفته سالار آملی، قائممقام وزیر علوم در امور بینالملل، توافق در مورد ۱۴۰ پروژه تحقیقاتی میان مراکز دانشگاهی و پژوهشی داخل و خارج از کشور بوده است.
سالار آملی جهانی شدن را اجتناب ناپذیر و حرکت به آن سمت را لازم میداند. وی گذر از لایههای بیرونی و سطحی همکاریهای علمی با دیگر کشورها به لایههای عمقی و درونی را زمینهساز ورود به مرحلهای جدید و پایدارتر از همکاریهای علمی جهانی پنداشته است. برای تحقق این امر نیز جذب و تبادل دانشجو، ارائه و استفاده از فرصتهای مطالعاتی، برگزاری دورههای مشترک با دانشگاههای خارجی، انجام پروژههای علمی و صادرات محصولات و خدمات دانشبنیان بهعنوان پنج حوزه کلیدی سیاستگذاری شده وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای گسترش همکاریهای علمی با مراکز علمی و پژوهشی دنیا در دستور کار قرارگرفتهاند.
بینالمللی سازی آموزش عالی و توجه مضاعف به تعاملات فرامرزی دانشگاهی نیز ازجمله مواردی است که وزیر علوم بر جدیت در پیگیری آنها تاکید دارد و مدعی است در برنامه ششم توسعه توجه ویژهای به آنها شده است. علاوه بر این وزارت امور خارجه نیز به گفته تخت روانچی از وزارت علوم برای توسعه تعاملات بینالمللی حمایت میکند.
باید به این سؤال پاسخ داد که در نگاه سیاستگذاران وزارت علوم چه موانعی بر سر راه ارتباطات آموزش عالی با دیگر کشورها وجود دارد؟ به عقیده سالار آملی مهمترین چالش آموزش عالی «بسته بودن آن» است. وی همچنین علم و فناوری در کشور را سیاسی خوانده و مسائل فرهنگی را مانعی در مسیر جذب دانشجویان خارجی دانسته است. هاشمی، معاون فرهنگی وزارت علوم، نیز در این زمینه بر باز نبودن محیط دانشگاههای ما و داشتن نگاههای بسته امنیتی و مدیریتی در فضای بینالمللی تأکید داشته است. وی معتقد است باید پدیده بیگانههراسی را در داخل از بین ببریم. ازاینرو هاشمی «توسعه ارتباطات فرهنگی» با دانشگاه های جهان را راهحل این مسئله خوانده است.
با اندکی دقت درمییابیم که برنامههای وزارت علوم در راستای بینالمللی سازی نشان از همراستایی با برنامهها و سیاستهای یونسکو دارد؛ چنانکه سالار آملی بر ضرورت تقویت ارتباط وزارت علوم با یونسکو در حوزه آموزش عالی و نیز ارتباط نزدیک با کشورهای عضو یونسکو، بهخصوص کشورهای اروپایی، تأکید دارد. این وابستگی به سیاستهای یونسکو تا جایی پیش رفته است که وی از نماینده یونسکو درخواست کرده برای هماهنگی بیشتر با ایران، زمینه تربیت ایرانیان در یونسکو و سپس بازگشت آنها به کشور را فراهم نماید.
بهطورکلی برنامه بینالمللی سازی آموزش عالی جهت بهرهگیری از علوم و فناوری دیگر کشورها و استفاده از ظرفیت دانشگاههای برتر دنیا در پروژههای مشترک، رویکردی مثبت است و جای تقدیر دارد؛ لکن عدم وجود برنامه مدون و اولویتبندی مناسب در ارتباطات بینالمللی بهعنوان نقاط ضعف بارزی در برنامههای وزارت علوم مشاهده میشود.
باوجوداین آیا بینالمللی شدن آموزش عالی آنهم در راستای اهداف و برنامههای یونسکو، با اهداف و مبانی جمهوری اسلامی همخوانی دارد؟ آیا موانع فرهنگی و فضای سیاسی مانعی برای جذب دانشجویان خارجی بوده است با همین تعداد اندک دانشجویان خارجی نیز به علت جذابیتهای فرهنگ اسلامی به این سمت گرایش پیداکردهاند؟ همچنین چه علومی قرار است به سمت جهانیشدن و بینالمللی سازی حرکت کنند؟
در پایان باید گفت وابسته کردن پیشرفت علمی کشور به برقراری روابط بینالمللی دانشگاهی و اشتیاق وصفناپذیر مسئولین آموزش عالی برای جهانیشدن در کنار بیبرنامگیهای موجود زمینهساز رکود علمی و خروج دانشجویان از کشور شده است. گرچه در این میان نفوذ مراکز وابسته به بیگانگان با اهداف سلطهجویانه خود نیز جای پرداخت دارد.