خبرنامه دانشجویان ایران:
مهدی عرفاتی در الف نوشت:
مگر می شود با تابلوی خط امامی بودن، زیر بیرق کسی رفت که خون به دل امام کرد و کار را به جائی رساند که پیر مراد ملت از خدا طلب مرگ کرد؟ مگر می شود شعار خط امام را فریاد زد و دست خط امام را نادیده گرفت؟
شاید بشود به مدد فضاسازیهای رسانه ای و به راه انداختن موج بیسر، برخی واقعیت ها را کتمان کرد و بعضی حقایق را وارونه جلوه داد، شاید بشود رای 25 میلیون «آدم فرودست بدبخت بیتریبون مظلوم» را به «لجن» کشید و صدای اعتراضشان را با جیغ های بنفش خفه کرد، شاید «متهمان اصلی» بتوانند در پس خرناسکشی دادرسان خوابآلوده، زمین و زمان را متهم کنند، شاید بشود «خط امام» را فریاد کرد و به «دست خط» امام بی اعتنا بود، اما...
اما با تاریخ و حافظه تاریخی مردم کاری نمی شود کرد. رویدادها از پس هم می آیند و از مقابل چشمان ما میگذرند و در بایگانی تاریخ ثبت می شوند. بدون کم و کاست، بدون حذف و اضافه.
***
«با دلى شکسته و سینهاى گداخته از آتش بىمهریها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت مىکنم، دیگر خود دانید: 1- سعى کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدى هاشمى و لیبرالها نریزد. 2- از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک مىشوید در هیچ کار سیاسى دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد...»
این چشمبندی و «شعبدهبازی» نیست، «دروغ» و تهمت هم نیست! البته که «تقلب»ی هم در کار نیست؛ این بخشی از رنجنامه خمینی بتشکن است خطاب به فردی که با رفتار و عملکرد سخیفش، جان و تن پیر عارف انقلاب را آنچنان رنجور کرد تا مرگ خود را از خدا طلب کند.
جای هیچ شک و شبهه ای نیست! مو لای درز این سند نمی رود. این سند تاریخی مورد تائید «دفتر نشر آثار امام» بوده -دفتری که عماد الدین باقی در آن مسئولیت داشته است!- و در کتاب «رنجنامه سید احمد خمینی به آیت الله منتظری» تصویر دستخط شریف امام آورده شده است.
اصلا به سند کاری ندارم. یک جستجوی ساده در اینترنت درباره موضوع عزل آقای منتظری و واکنش روحانیونی از جمله سیداحمد خمینی، مهدی کروبی، حمید روحانی و برخی دیگر از اعضای دفتر امام که البته همگی از جناح چپ و متحد اصلی آقای میرحسین موسوی، نخست وزیر وقت بوده اند، موضوع را کاملا روشن می کند و شکی در صحت «اختلاف عمیق بین امام و منتظری» و خروج وی از مسیر انقلاب و نظام باقی نمی گذارد.
سید احمد خمینی در کتاب رنجنامه خطاب به منتظری می نویسد: «یادتان هست در ملاقات آخر خود با امام شما نیم ساعت حرف زدید و امام سکوت کردند. وقتی بلند شدید بروید، امام فرمودند: "بیشتر حرفهای شما درست نبود، خدا انشاءالله مرا ببخشاید و مرگم را برساند." امام تنها همین دو جمله را فرمودند. آیا از خود پرسیده اید که چه کردید که امام، مرگ خود را از خدا خواسته است و آن را به اطلاع شما رسانده است؟»
اینها را گفتم تا به عمق شکاف بین امام و منتظری، آن هم از زبان کسانی که امروز در کنار آقای میرحسین موسوی ایستاده اند و دوستان گرمابه و گلستان وی هستند، اشاره کرده باشم، وگرنه این موضوع تاریخی آنچنان در حافظه تاریخی ملت نقش بسته است که نیازی به تشریح و تبیین آن نیست.
***
هفته گذشته میرحسین موسوی نامه ای را همراه با پیوست بیانیه خود برای منتظری - هم او که امام راحل از ورود به سیاست منعش کرده بود - نوشت و از وی برای ادامه راه سبزش، راهنمایی و ارشاد خواست.
کاری به محتوا و فحوای این نامه و آن بیانیه ندارم که در جای خود مورد نقد و ارزیابی قرار خواهد گرفت، مهم نفس کار جناب موسویِ مدعی "خط امام" در هدایت خواهی و استرشاد از شخصی است که مطرود امام بوده و هیچ جایگاهی در خط و اندیشه امام ندارد. مگر می شود با تابلوی خط امامی بودن، زیر بیرق کسی رفت که خون به دل امام کرد و کار را به جائی رساند که پیر مراد ملت از خدا طلب مرگ کرد؟ مگر می شود شعار خط امام را فریاد زد و دست خط امام را نادیده گرفت؟
آقای خط امامی! مگر می شود آن روزهای تلخ را به این زودی فراموش کرد؟ مگر می شود خشم بغضآلود «خطامام»یهای واقعی از فتنه ای که دل و جان امامشان را آزرده بود و چشم های خیس و لب های«امن یجیب»گوی و دل های مضطرب ان دوره را به باد فراموشی سپرد؟
نه برادر من! یا اصلا خط امامی نبوده اید، یا دچار فراموشی سیاسی شده اید. شاید هم دنبال خط "امامی جدید" می گردید!
حتما شنیده اید که حسین بشیریه بشارت رهبری جدید برای جنبش سبز شما را داده است. اینکه بین عمل قبیح شما و پیشنهاد قبیح تر او چه رمز و رازی است، قضاوت با مردم.
برادر عزیز! تعریف دروغ را می دانید؟ می دانید که دروغ وارونه جلوه دادن حقیقیت است. دروغ بیان ناراستی است، دروغ کتمان حقایق و ابزار بزرگ جنایت است. می دانید دروغ پرده ای است بین خود راستین با خود نمایشی. می دانید دروغ جدا کننده شخصیت واقعی یک فرد با شخصیت غیرحقیقی اوست.
آیا می دانید خداوند درباره دروغگویان و عاقبت انها چه فرموده است:
«وقتى که مسلمانان را مىبینند، مىگویند ما ایمان آوردهایم، وقتى که با همکیشانپلید خود مىنشینند، مىگویند ما با شماییم و مسلمانان را مسخره مىکنیم; خدا همآنها را مسخره مىکند و آنان را رها مىکند تا در این گمراهى همچنان سر گردانبمانند؛ اینها کسانى هستند که هدایت و رستگارى را داده، ضلالت و گمراهى راخریدهاند و تجارتشان سود نکرده است.»(بقره - 14-16)



