تاریخ انتشار: شنبه 1395/12/14 - 17:17
کد خبر: 228887

نظر منتشر نشده رهبر انقلاب درباره نهضت ملی شدن نفت و دکتر مصدق؛

نهضت ملی بوسیله ملی‌گراها سقوط کرد و به لجن کشیده شد/ آن کسی که مانع شاه و انگلیسی‌ها بود مصدق نبود

نهضت ملی بوسیله ملی‌گراها سقوط کرد و به لجن کشیده شد/ آن کسی که مانع شاه و انگلیسی‌ها بود مصدق نبود

نمایندگان مجلس شورای اسلامی مصوبه قبلی خود مبنی بر تعیین سقف حقوق 24 میلیون تومان برای مدیران کشور را اصلاح کردند.

خبرنامه دانشجویان ایران: 14 اسفندماه سالروز درگذشت محمد مصدق است، رهبر انقلاب از جمله کسانی هستند که نظرات قابل تاملی درباره شخصیت مصدق و مدل نگاه وی به مسائل آن موقع کشور دارند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ به همین بهانه در ادامه متن منتشر نشده رهبر انقلاب درباره نهضت ملی شدن نفت و دکتر مصدق آمده است.

نهضت ملی بوسیله ملی‌گراها سقوط کرد و به لجن کشیده شد
روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 30 تیر 1363 متن خطبه های نماز جمعه به امامت آیت الله خامنه ای را منتشر کرده است که در آن رهبر انقلاب اسلامی –البته در قامت رئیس جمهور- به طور مفصل درباره قیام 30 تیر، ملی شدن صنعت نفت، مبارزات آیت الله کاشانی و فراز و فرودهای دکتر مصدق سخن می گوید.

متن کامل این سخنان برای اولین بار منتشر می شود:

سی ام تیر و تحریف بزرگ تاریخی
یک مساله، حادثه سی ام تیر هست که یکی از حوادث تاریخی مهم ما است اگر چه از آن حادثه تا امروز سی و دو سال می گذرد اما این حادثه حامل یک درس و پیامی است که اگر ما آن درس را فراموش کنیم و اگر آن پیام را نشنویم یقینا ضربه خواهیم خورد.

در مورد حادثه سی ام تیر باید عرض کنم که این حادثه مورد یک تحریف بزرگ تاریخی قرار گرفته است. روزی که در حقیقت باید روز کاشانی اسم پیدا می کرد و روز حضور فقاهت اسلام و حضور مظهریت دین و عواطف دینی در صحنه مبارزات سیاسی در طول زمان تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی کمتر کسی است باور می کرد که حادثه مهم سی ام تیر به یک مرجع دینی به یک عالم بزرگ و یک فقیه ارزشمند مرحوم ایت آلله کاشانی ارتباطی به این نزدیکی داشت.

بلندگوهای تبلیغاتی در دست مخالفان آیت الله کاشانی و تحریف کاشانی
البته بسیاری از مردم ما حادثه سی ام تیر را به یاد دارند اما نه فقط جوانهایی که متولد بعد از آن حادثه هستند یا در اوقات آن حادثه کم سن و خارج از گود و صحنه سیاست بودند بلکه اکثر مردم ما هم تحلیل درستی از آن حادثه ندارند. علت هم این است که بعد از حادثه سی ام تیر تا روز پیروزی انقلاب اسلامی همیشه بلندگوهای تبلیغاتی در دست کسانی بود که با کارگردان و صحنه گردان اصلی این حادثه یعنی مرحوم ایت الله کاشانی مخالف بودند. یک مدتی که دکتر مصدق بر سر کار بود و جبهه ملی مسئول امور کشور بود آن روز که بلندگوهای آنها مرحوم ایت الله کاشانی را به صورت یک انسان ضد حرکت آزادی خواهانه و عامل اختلاف و عامل تفرقه و تجزیه معرفی کردند. بعد هم که آنها رفتند و جای خودشان را به کودتاگرها و آمریکایی ها و عناصر و ایادی سلطنت طلب رژیم پادشاهی ایران دادند آنها هم عینا همین خط را تعقیب کردند و همین راه را رفتند و معلوم شد که هدفها در مورد کوبیدن روحانیت مبارز و شخص مرحوم آیت الله کاشانی میان سلطنت طلبها و ملی گراها هدفهای مشترکی است من فراموش نمی کنم آن روز گاری را که شخصیت آیت الله کاشانی به کلی تحریف شده بود.

مرور سوابق آیت الله کاشانی
بد نیست من یک مختصری از چهره علمی و مبارزاتی این مرد بزرگ را برای شما بیان کنم اگرچه بحمدالله به برکت پیروزی انقلاب اسلامی خیلی از شبهه برطرف شد خیلی از پرده ها فرو افتاده، خیلی از تحریف ها زائل شد. اما در عین حال عیبی ندارد این نماز جمعه بر من الزام می کند که به مناسبت این روز تاریخی از این شخصیت مظلوم و بزرگوار و عزیز یاد کنم. مرحوم ایت الله کاشانی یک مرد فاضل و یک ملای مجتهد تحصیل کرده بود. پدرش مرحوم سید مصطفی کاشانی از علمای بزرگ و مبارزی بود که با فرزند خود در نجف بودند و هم مرحوم سید مصطفی کاشانی پدر مرحوم آیت الله کاشانی در بعد از پایان جنگ بین الملل اول در سال 1920 میلادی که انگلیس ها حمله کردند برای اینکه عراق را بگیرند و سرزمین عثمانی تجزیه و قطعه قطعه شد و تنها نقطه مقاومتی که در سراسر این قلمرو وسیع وجود داشت مرکز و پایگاه فقاهت شیعه یعنی نجف اشرف بود این دو بزرگوار در کنار علمای بزرگ و مبارز دیگر نجف مدتها با سلطه انگلیس جنگیدند. مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی مرجع تقلید وقت، میرزای دوم شیرازی (البته با میرزای شیرازی قضیه تنباکو اشتباه نشود، ایشان شاگرد میرزای شیرازی بزرگ بودند) پیشوای مبارز بود و بعد از فوت ایشان مرحوم شریعت اصفهانی که ایشان هم مرجع تقلید دیگری بود و بعد از مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی مرجعیت شیعه را بر ریاست حوزه  علمیه نجف به عهده گرفتند پی در پی و متوالی به کمک اغلب علما و فضلا و مدرسین معروف نجف و طلاب در مقابل سلطه انگلیس ایستادند و به کمک عشایر و مردم مدتها مقاومت کردند. البته یک جنگ نابرابر بود و طبیعی بود که انگلیسی ها بر مدافعین حصار محدود و کوچک نجف به راحتی پیروز شوند و پیروز هم شدند.

مرحوم آیت الله کاشانی سابقه علمیش در حد اجتهاد یک مرد مجتهد قوی که در دوران بعد از حادثه 28 مرداد ایشان چند نفر به مشهد آمده بودند و بنده در آن وقت طلبه کوچک و جوانی بودم و در مجلس ایشان حاضر می شدم، علمای بزرگ مشهد در شبهای ماه مبارک رمضان که ایشان یک یا دو ماه در مشهد بودند در محضر ایشان می آمدند و بحثهای علمی می شد و همه متفق بودند که از مرحوم آیت الله کاشانی استفاده های بزرگی می کردند. یک چنین مرد عالم، فاضل و مجتهد و دانشمندی و آن هم مقام مبارزاتی اش، مبارزه اش با انگلیسها که همین مبارزه بعد از آمدن ایشان به ایران هم ادامه پیدا کرد.

آیت الله کاشانی و هشدار نفوذ آمریکا به دکتر مصدق
چه در دوران پهلوی و چه پیشتر، بعد از سال 1320 و رفتن پهلوی اول رضا خان قلدر از ایران و روی کار امدن محمد رضا این مبارزات ادامه پیدا کرد به تبعیدها و زندان های متعددی هم منتهی شد. این شخصیت این مرد خستگی ناپذیر است. مرحوم ایت الله کاشانی انسان مبارزی بود که ما در میان علمای مبارزمان نزدیک این مرد را کم داشتیم. مردی بود قوی، مردی بود شجاع، مردی بود پارسا، آدمی بود بی طمع، تهدید و تطمیع در او اثر نمی کرد و بسیار زیرک و هوشیارانه مسائل را می دید زمینه چینی نفوذ امریکا در کشور ما را بعد از واقعه خلع ید و روی کار آمدن دکتر مصدق، به روشنی پیش بینی کرد، حتی به دکتر مصدق هم خبر داد که متاسفانه اثری نکرد. یک چنین شخصیت با عظمتی را بعد از آنی که واقعه سی تیر گذشت اول از طرف آن دولت ملی و کارگردانان دولت مصدق و بعد هم از طرف ایادی رژیم آن چنان زیر فشار قرار دادند که این مرد سالهای متمادی از عمرش را که بعد از آن زنده بود (بیش از 10 سال بعد از این حادثه زنده بودند) در غربت و انزوا به سر برد و با کمال قدرت و استقامت تحمل کرد.

ملی شدن نفت را باید وابسته به آیت الله کاشانی دانست
مساله مرحوم آیت الله کاشانی در ماجرای نهضت ملی ایران که تقریبا از سال 1329 و از ماجرای خلع ید شروع شد باید تقریبا وابسته به مرحوم آیت الله کاشانی دانست. این یک حقیقتی است در باب نهضت ملی در سالهای سی و بیست و نه و سی و سی و یک که نهضت ملی که منتهی به حکومت دکتر مصدق شد و دو یا سه سال یک فصل جدید و بسیار مهمی را در کشور ما و در جامعه ما به وجود آورد. این نهضت یک نهضت ماهیتا دینی و اسلامی بود. این یک نکته است که متاسفانه در همه تحلیل هایی که از نهضت ملی می شود سکوت و نخواستند از او اسم به میان بیاورند. طبیعی است که بعد از ماجرای نهضت ملی و شکست نهضت ملی مدتها رژیم سر کار بود آن کسانی هم که راجع به قیام نهضت ملی حرف زدند غالبا ملی گراهایی بودند که با دین میانه و سرو کاری نداشتند و همچنین خیلی علاقه ای هم نداشتند و معتقدند به سیاست دینی و دید سیاسی نبودند اما این یک حقیقتی است.

اگر مرحوم آیت الله کاشانی نبود یقینا چیزی به نام نهضت ملی به وجود نمی آمد
مردم که در ماجراهای مصدق و قبل از روی کار آمدن مصدق اجتماعات بزرگ تشکیل دادند، مردم که در ماجرای خلع ید انگلیسیها و شرکت  انگلیسی از نفت جنوب آن همه تظاهرات کردند، شعر خواندند، سخنرانی کردند، تظاهرات در همه شهرهای بزرگ کشور راه انداختند و مردم که در ماجرای سی تیر در مقابل حکومت تحمیلی قوام السلطنه ایستادند و قدرت شاه را به زانو در آوردند این مردم که تا این لحظات در صحنه بودند با یک انگیزه آمده بودند و آن انگیزه دینی بود. اگر مرحوم آیت الله کاشانی را از نهضت های ملی کنار می گذاشتیم اگر مرحوم کاشانی در نهضت ملی نبود یقینا چیزی به نام نهضت ملی در کشور ما به وجود نمی امد و من به شما عرض بکنم که نهضت ملی یکی از فصول مهم تاریخ ما است. به خاطر اینکه در یک فصل حساسی از فصول تاریخ معاصر دنیا واقع شد. آنزمانی که ما اینجا سرگرم مبارزه با انگلیسیها بودیم در هند هم انگلستان تازه شکست خورده بود، در مصر هم با روی کار آمدن افسران آزاد و سقوط رژیم سلطنتی فاروق انگلیسیها داشتند می لرزیدند در یک چنین شرایطی بود که انگلیسیها یک ضربه محکم در ایران از ناحیه رهبری دینی و اسلامی مردم از ناحیه احساسات دینی مردم، از ناحیه رهبری دینی و اسلامی مردم، از ناحیه شخص آیت‌الله کاشانی، البته مطلب نهضت ملی به اینجا خاتمه پیدا نکرد. نهضت ملی بدنبال خودش نهضت‌های دیگری را هم آورد که یکی از مهمترینش نهضت‌های دیگری را هم آورد که یکی از مهمترینش نهضت ضدسلطنتی بود که سه یا چهار سال بعد در عراق انجام گرفت.

نهضت ملی بوسیله ملی‌گراها سقوط کرد و به لجن کشیده شد
بنابراین یک چنین حرکت عظیمی در جامعه ما بوسیله روحانیت بیدار و مبارزه و در صحنه بوجود آمد و متأسفانه بوسیله ملی‌گرا سقوط کرد و به لجن کشیده شد. این یک حقیقتی است. اگر مرحوم آیت‌الله کاشانی نبود. اگر نمایندگان مرحوم کاشانی در سال 1330 که به تمام شهرها یا اغلب شهرها می‌فرستاد ماجراهای 30 تیر و قبل از سی‌تیر کاملاً یادم هست از جمله آمدن نمایندگان مرحوم آیت‌الله کاشانی به مشهد و اجتماعات عظیمی که در آنروز انجام می‌گرفت آنچیزی که همه احساس می‌کردند یک احساس مذهبی بود اگر اینها نبود یقیناً این اجتماعات تشکیل نمی‌شد، این نقش مرحوم آیت‌الله کاشانی بود.

آیت‌الله کاشانی زمینه‌سازی کرد و دودستی حکومت و دولت را به دکتر مصدق و ملی‌گراها داد
خوب مرحوم آیت‌الله کاشانی با علاقه و احساساتی که مردم نسبت به او داشتند، ارادتی که داشتند، سوابق مبارزاتی که از او می‌شناختند، محبت شدیدی که در اعماق خانه‌ها و خانواده‌ها و دل‌ها از این مرد وجود داشت، توانست حکومتی را که از طرف شاه بود(حکومت رزم‌آرا) متزلزل کند برای تشکیل یک حکومت ملی و مردمی زمینه‌سازی کند و مصدق را بر سر کار بیاورد یعنی اگر مرحوم کاشانی نبود مصدق یک گوشه‌ای نشسته بود و در صحنه سیاست هم نبود و کاری هم به ریاست نداشت و سالهای متمادی بود که دکتر مصدق یک کناری نشسته بود و کار بکار سیاست نداشت. مرحوم آیت‌الله کاشانی زمینه‌سازی کرد و دودستی حکومت و دولت را به دکتر مصدق و ملی‌گراها داد، البته اینجا یک تجربه‌ای لازم است که ما از آن وضعیت بگیریم. همانطور که گفتم درس سی‌ام تیر برای ما یک درس فراموش‌نشدنی است. من بعد در جمع‌بندی این مطلب صورت کوتاهی عرض خواهم کرد.

روایت رهبر انقلاب از استعفای دکتر مصدق
بعد از مجلس هفدهم که در سال اوایل سال 1331 تشکیل شد که من بطور اجمال گزارش این تاریخ را لازم است عرض بکنم که همه مطلع بشوند مثلاً یکسالی بود که  حکومت مصدق سرکار بود چون مجلس جدید تشکیل شده بود دولت استعفا داد و بدنبال استعفا مجدداً دولت انتخاب شد و یک مشکلی پیش آمد کرد که مصدق پیش شاه رفت و استعفای خودش را به شاه داد. با اینکه مجلس رأی اعتماد به دولت مصدق داده بود مصدق بدون اینکه هیچ‌کس را در جریان بگذارد یا با مرحوم کاشانی مشورت بکند یا با آن کسانی که عوامل اصلی در صحنه نگهداشتن مردم بودند و چیزی بیان کند یا با مردم چیزی در میان بگذارد استعفا کرد و ناگهان همه مطلع شدند که مصدق استعفا کرده است. شاه هم از فرصت استفاده کرد و یکی از مهره‌های قدیمی دست‌نشانده استعمار  انگلیس و از نوکرهای دیرین خانه‌زاد انگلیسیها یعنی قوام‌السلطنه را به سر کار آورد البته قوام‌السلطنه قبلاً هم نخست‌وزیر بود و در دوران حکومت دست‌نشانده انگلیس در ایران سوابق خیلی زیادی دارد.

وقتی که قوام‌السلطنه به سر کار آمد یک اعلامیه بسیار تند و شدیداللحنی را منتشر کرد بنده یادم هست و فراموش نمی‌کنم آن فضائی را که از رعب بخاطراعلامیه قوام‌السلطنه بوجود آمده بود. در مشهد من با پدرم می‌رفتم دیدم افرادی بهم می‌رسند از جمله به پدر من اعلامیه تهدیدآمیز خطرناک قوام‌السلطنه آهسته حرف می‌زنند. در این اعلامیه قوام‌السطنه مردم را تهدید کرده بود و سردمداران نهضت را تهدید کرده بود که خشونت به خرج خواهد داد، سرکوب خواهد کرد و هر مانعی را از سر راه خودش برخواهد داشت، بهرحال همه را تهدید کرده بود. درباره این اعلامیه هم یک نکته‌ای است که بعد عرض خواهم کرد. در مقابل این اعلامیه، در مقابل این توپ و تشر بسیار قوی که البته متکی به ارتش و به گروههای مسلح هم بود و به انگلیسیها در خارج هم متکی بود فقط یک نفر مقاومت کرد، یک انسان قوی و مقاوم و مبارز فریادش را بلند کرد و بلند کردن فریاد او ترس و محیط رعب را شکست، به مردم دل و جرأت داد، قدرت داد و مردم وارد صحنه شدند و در نتیجه به عکس آنچیزی شد که شاه و درباریها و پشتیبانانشان می‌خواستند، آن شخص مرحوم آیت‌الله کاشانی بود.

بعد از آنکه قوام‌السطنه اعلامیه را منتشر کرد آیت‌الله کاشانی یک اعلامیه‌ تندی متقابلاً داد و گفت من مقاومت می‌کنم. من حکومت قوام را قبول نمی‌کنم. اگر قوام السلطنه کنار نرود و این حکومت دست‌نشانده عقب ننشیند من کفن می‌پوشم و بیرون می‌آیم. اجتماعات مردم را تشکیل داد هنوز 48 ساعت نشده بود با حضور مردم در صحنه و با مقاومتشان و خون دادن مردم که کشته‌ها دادند دولت قوام سقوط کرد و مجدداً مصدق را از خانه بیرون آوردند و نخست‌وزیر کردند، حادثه سی‌تیر این بود.

در روز سی‌ام تیر مردم بدعوت آیت‌الله کاشانی برای مقابله با حکومت تحمیلی شاه به خیابانها آمدند که قوام‌السلطنه را نخست‌وزیر کرده بود و مقدمه‌ای بود برای اینکه مجدداً انگلیسیها برگردند و دوباره امتیاز نفت به آنها داده شود و همانطور سلطه‌های قدیمی انگلیس مجدداً از سرگرفته شود. عامل و قهرمان و صحنه‌گردان اصلی این ماجرا مرحوم آیت‌الله کاشانی بود.

مقایسه تلویحی بنی صدر با مصدق
آن نکته‌ای که فوق‌العاده اهمیت دارد این نکته است که بعد از آنکه مجدداً دولت مصدق روی کار آمد اولین عکس‌العملی که نشان داده شد بی‌اعتنایی به مرحوم آیت‌الله کاشانی است. مصدق دید مردم آمدند توی خیابان ها و شعار دادند و یا مرگ و یا مصدق گفتند و یک عده‌ای کشته شدند مطلب بر او مشتبه شد، خیال کرد این مردم از او حمایت می‌کنند نفهمید که مردم از دین و از احساسات دینیشان دارند حمایت می‌کنند همان اشتباهی که آن روسیاه فراری هم همیشه در ایران داشت که می‌گفت مردم فلانقدر به من رأی داده‌اند. یک وقتی در خدمت امام بودیم، صحت بود و امام فرمودند که مردم به اشخاص رأی ندادند، مردم به دین رأی داده‌اند، به اسلام و قرآن رأی داده‌اند تا وقتی با قرآن و اسلام باشید مردم با شما هستند و اگر پشت کردید به اسلام مردم از شما برمی‌گردند و دیدید که همینطور هم شد.

سراب حمایت مردم و پشتیبانی مردم مصدق را فریب داد
آنروزیکه به اسلام پشت کردند، آنروزیکه خودشان را از اسلام و از قرآن و از احکام اسلامی و از فقاهت اسلامی جدا کردند، مردم به آنان آنچنان پشت کردند که در تاریخ بعنوان یک درس تاریخی باقی ماند(تکبیر نمازگزاران) مرحوم دکتر مصدق هم درست در همین اشتباه قرار گرفت، سراب حمایت مردم و پشتیبانی مردم او را فریب داد و خیال کرد مردم از اوست که دارند حمایت می‌کنند درحالیکه مردم از دین حمایت می‌کردند. من نمی‌گویم مردم از شخص آیت‌الله کاشانی هم حمایت می‌کردند، «نه»، آیت‌الله کاشانی هم شخصش برای مردم مهم نبود، فکرش، راهش، حرکتش و اعتقاداتش مهم بود.

اگر خدای ناکرده یک روحانی هم پیدا بشود که پشت به اهداف اسلامی بکند مردم از او هم برمی‌گردند، اگر یک مرجع تقلید هم به ارزشهای اسلامی بی‌اعتنایی بکند، به احساسات مردم بی‌اعتنایی کند و تحقیر کند از او هم پشت می‌کنند.

در نظر مردم اشخاص ملاک نیستند، مردم اسلام را می‌خواهند. این ایمان قلبی مردم و احساسات عمیق دینی آنهاست که آنها را در صحنه‌ها حاضر نگهداشته است و آن روز هم اینطور بود امروز هم اینطور است و این یک درس بزرگی است.

درس تلخ از قیام 30 تیر
اینجا دو درس وجود دارد یکی این درس تلخ که آن کسانیکه با کمک دین، با کمک علما، با کمک احساسات دینی مردم سرکار آمدند تا اندک فرصتی پیدا کردند در طول تاریخ لگد زدند، این درسی است که در مشروطه هم ما گرفتیم، در نهضت ملی هم این درس تکرار شد، در انقلاب خودمان هم این درس پیش آمد و این برای ما یک حقیقت تلخی است.

آن کسانیکه کسی اینها را نمی‌شناخت، در یک گوشه‌ای بودند، در انزوا بودند و دلشان خوش بود که دو کلمه یکجا بنویسند اکثراً اگر دل و جرأت میکردند که بنویسند، پیشوایی علمای دین اشاره و تأیید آن کسانیکه مورد تأیید مردمند، نفس گرم آن کسانیکه مردم به نفس آنها احترام می‌گذاشتند و اعتماد می‌کردند آنها را وارد صحنه کرد و به مجرد اینکه وارد صحنه شدند و احساس کردند که زیر پایشان محکم است، پشت کردند، بی‌وفایی کردند، بی‌صفایی کردند و از آن ریشه‌ای که بر آن روئیده بود خودشان را قطع کردند همان حالتی که در مشروطیت پیش آمد.

در مشروطیت هم همینطور بود، اولین کاری که آن کسانیکه در رأس کار قرار گرفته بودند انجام دادند این بود که مشروطه را از مادر او که از سینه او شیر نوشیده بود جدا کنند یعنی از دامن علمای اسلام و فقهای دین، همین کاری هم که در نهضت ملی هم متأسفانه پیش آمد مصدق بعد از سی‌تیر احساس کرد که دیگر به آیت‌الله کاشانی احتیاج ندارد.
حالا من نمی‌خواهم راجع به احساسات دکتر مصدق که از او درست خبر هم ندارم صحبت کنم اما آنچیزیکه در عمل نشان داده شد این بود که پشت کرد.

تذکرات آیت الله کاشانی، ارتجاع، دخالت و فضولی به حساب می آمد!
مرحوم آیت‌الله کاشانی میخواست اسلام پیاده شود لذا بود که بر روی احکام اسلامی پافشاری می‌کرد و این امر از نظر ملی‌گراهای آنروز یک نوع ارتجاع به حساب می‌آمد تذکرات مرحوم کاشانی نسبت به افراد که این آدم، آدم خطرناکیست چرا این شخص را در رأس کار گذاشته‌اید یا این اقدام، یک اقدام لازمی است چرا انجام نمی‌دهید دخالت و فضولی به حساب آمد و گفتند اینها دخالت و فضولی می‌کنند. دلشان می‌خواست علمای اسلام بیایند مردم را حرکت بدهند، هدایت بکنند، در صحنه حاضر کنند. خون بدهند، سینه‌هایشان را سپر کنند و بعد حکومت را در اختیار آنها بگذارند و بعد بگویند خداحافظ شما و بروند در مدرسه هایشان بنشینند همانطوریکه بعضی‌ها بعد از پیروزی انقلاب بزرگ و شکوهمند خودمان اینقدر گستاخی و وقاحت بخرج دادند که بر زبان هم این حرف را آوردند و در مشروطیت اینکار را با قلدری بیشتر انجام دادند، در نهضت ملی البته یک مقدار مردم آگاهتر بودند، علما یک مقدار روشن‌تر و باهوش‌تر بودند و این کار آنجا با شکل دیگری انجام گرفت و خوشبختانه در انقلاب شکوهمند ما بکلی نقشه‌هایشان خنثی شد و نتوانستند اینکار را انجام بدهند بهرحال که نتیجه این شد که بین مرحوم‌ آیت‌الله کاشانی و مرحوم دکتر مصدق بر اثر همین تصورات واهی و غلط که مرحوم دکتر مصدق داشت جدایی افتاد و آن نهضتی که با این همه خون بوجود آمده بود شکست خورد.

اعلامیه قوام‌السلطنه و عوام‌فریبی سیاسی مصدق/ تصورات مشابه سلطنت طلبها، انگلیسی ها با ملی گراها
یک نکته دیگری را من در اعلامیه قوام‌السلطنه بگویم که این نکته خیلی نکته تکان دهنده و عجیبی است، من احساس می‌کنم تصورات و احساسات قوام‌السلطنه و سلطنت‌طلبها و انگلیسیها در مورد روحانیت درست همان احساساتی بود که ملی‌گراها داشتند و این یک چیز عجیبی است، اینها هردو با هم دشمن و مخالف بودند اما در مقابله با دین و حضور علمای دین و دخالت افکار اسلامی یک فکر داشتند. در اعلامیه قوام‌السلطنه اگر دقت کنید، دکتر مصدق تحقیر شده اما در مورد مرحوم آیت‌الله کاشانی با خصومت با ایشان برخورد شده است.

در این اعلامیه قوام‌السلطنه می‌گوید که من از عوام‌فریبی سیاسی بدم می‌آید و اشاره می‌کند به مصدق چون مصدق می‌آمد با مردم حرف می‌زد و حرفهایی که مردم دوست می‌داشتند و آن مرد سیاستمدار انگلیس مستبد از این کارها بدش می‌آمد و اسم این را عوام‌فریبی سیاسی می‌گذاشت بعد می گوید من از ریاکاری دینی هم بدم می‌آید که شما بیائید ارتجاع سیاه را ببهانه ترس از تسلط خرابکاران سرخ بر کارها مسلط کنید یعنی می‌گوید من از مصدق متنفر و منزجرم بخاطر اینکه کاشانی‌ها و دینی‌ها را بر سر کار آورده است.

آن کسی که مانع شاه و انگلیسی ها بود مصدق نبود
پیداست آن کسیکه نقط مقابل حرکت انگلیسیها در ایران است، آن کسیسکه دستگاه استبداد شاه و دستگاه انگلیسیها و کمپانی‌ها و سواستفاده‌چی‌ها او را در واقع سدمانع در راه خودشان می‌دانند او مصدق نیست بلکه او کاشانی است، با مصدق هم بد هستند که چرا کاشانی‌ها را سر کار آورده است. چرا آیت‌الله کاشانی را به تصور آنها و بقول آنها به قدرت رسانده البته آنها هم اشتباه می‌کردند از باب اینکه قدرت آیت‌الله کاشانی وابسته به مصدق و امثال او نبود بلکه مصدق و امثال او قدرتشان وابسته به آیت‌الله کاشانی بود اما آنها از این جهت ناراحت بودند، آنچیزیکه ایادی استکبار را آنروزها ناراحت می‌کرد آیت‌الله کاشانی و امثال او بودند چرا حالا آیا با شخص آیت‌الله کاشانی مخالف بودند چون روحانی بود؟ «نه» ، آنروز بودند روحانیونی که در نقطه مقابل آیت‌الله کاشانی قرار داشتند، آیت‌الله کاشانی مبغوض و مغضوب دستگاه استکبار بود بدلیل اینکه منادی دین و اسلام بود و میخواست اسم بر این کشور حکومت کند.

علت خانه نشینی آیت الله کاشانی در زمان دکتر مصدق و رژیم پهلوی
اینجاست که ما علت همدستی جناحهای مختلف کفر و استکبار جهانی را علیه انقلاب اسلامی ایران بروشنی درک می‌کنیم و این یک چیز تازه‌ای نیست. اسلام بر علیه تمام ارزشهای مادی که امروز مردم دنیا با آنها به زور عادت کرده‌اند و خو گرفته‌اند و زمامداران و مستکبر عالم دارند براساس آن ارزشها حکومت می‌کنند با همه این ارزشهای مادی اسلام مقابله می‌کند لذا اسلام را نمی‌توانند تحمل کنند و آنروز هم مسأله همینطور بود لذا شما می‌بینید هم مرحوم آیت‌الله کاشانی در دوران آن حکومتی که بر پایه نهضت ملی بوجود آمده بود یعنی حکومت دکتر مصدق، خانه‌نشین شد، منزوی شد، مورد تهمت قرار گرفت و زشت‌ترین تهمت‌ها را همین آقایان ملی‌گراها به مرحوم آیت‌الله کاشانی وارد آوردند هم این شخصیت بزرگ در دورانی که رژیم پهلوی مجدداً سرکار آمد باز خانه‌نشین، باز زیر فشار، باز مورد تهدید، باز در حال انزوای مطلق و مانع می‌شدند از اینکه کمترین ذکری و نامی از او بشود و یا انزوا و گوشه‌گیری این چندسال زندگی را این مرد بزرگ گذراند و مساله‌ای که ما نباید فراموش کنیم اینست که نهضت‌های این مردم آنجائیکه توده‌های مردم در صحنه آمدند انگیزه دینی داشته، آنجائیکه مردم حاضر شدند فداکاری کنند انگیزه دینی داشته و هیچکس نباید در صحنه انقلاب ما در آینده اشتباه کند و خیال کند که اشخاص مورد علاقه‌اند.

امام امت محبوب مردم و پرچمدار اسلام
امام امت بارها این مطلب را برای ما بیان کرده‌اند آن چیزی که امام را در چشم مردم محبوب کرده، سخن این مرد را در اعماق دلها نافذ کرده، پایبندی او به اسلام است و مردم دیدند که این بزرگمرد الهی مثل پیغمبران است که قرآن کریم درباره پیغمبران می‌فرماید که «امن الرسول بما انزل الیه من ربه» امام با تمام وجودش به پیام اسلام و قرآن معتقد است و این اعتقاد را به مردم نشان داده است.
آن وقتی که دست خالی بود و هیچکس با او نبود با قدرتهای بزرگ درافتاد و نام اسلام را گفت و امروز هم در میان توطئه‌های جهانی، در میان کج‌سلیقگی‌ها، در میان معارضه‌ها و مخالفتهای  عمدی و غیرعمدی، در میان تیرهای مسموم و زهرآگینی که بخاطر مسلمان بودن ما بسوی ما پرتاب می‌شود مثل کوه استوار ایستاده و بازهم پرچم اسلام را بلند کرده است.(تکبیر نمازگزاران) مردم این امر را مشاهده می‌کنند لذاست که با همه دل و با همه وجود به امام عزیز و بزرگوار علاقه دارند پس علاقه مردم به امام هم به معنای علاقه مردم به اسلام و قرآن است.

اصل ولایت فقیه تضمین‌کننده خط اسلام در جامعه
خوشبتخانه در قانون اساسی جمهوری اسلامی پیشگیری شده، از این که این بیماری بوجود بیاید از قبل فکر شده و ممانعت بعمل آمده، اصل ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی تضمین‌کننده خط اسلام در جامعه ما است و این همان چیزیست که مردم ما می‌خواهند و لذاست که در اینجا اشاره کنم به اهمیت و ارزش مجلس خبرگان که دومین اجلاس آن همین چند روز پیش برگزار شد. در حقیقت متمم اصل با عظمت ولایت فقیه آن اصلی است که تشکیل مجلس خبرگان را برای تعیین رهبر و امام در قانون اساسی معین و پیش‌بینی می‌کند.

لذاست که مجلس خبرگان همان کسانی را در مقابل خودش وادار به دشمنی با خودش کرده که با ولایت فقیه دشمنی می‌کند، همان کسانیکه با ولایت فقیه مخالفند با مجلس خبرگان هم مخالفند، همان کسانیکه از حضور دین و مفسران دینی و علمای اسلام در صحنه‌های گوناگون انقلاب و کشور ناراضی هستند از مجلس خبرگان هم همانها ناراضی هستند.

مجلس خبرگان در حقیقت تضمین‌کننده تداوم امام و ولایت در طول جامعه ما و تاریخ ما و انقلاب ما است لذا آنروزیکه انتخابات مجلس خبرگان قرار بود در سال گذشته انجام بگیرد زمزمه‌هایی از گوشه و کنار شروع شد حتی بعضی از دوستان هم فریب خوردند و گفتند که تشکیل مجلس خبرگان تضعیف مقام رهبری است و امام پاسخ دادند که مجلس خبرگان تقویت رهبریست نه تضعیف رهبری، مجلس خبرگان پایه‌های ولایت فقیه و امامت صالحان و پاکان و حکومت دین و اسلام و ارزشهای دینی را در جامعه مستحکم می‌کند.

در این لحظه نمازگزاران یکصدا شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» را سر دادند و امام جمعه تهران در ادامه سخنان خود افزودند: بحمدالله این مجلس خبرگان که تشکیل شد در این اجلاسیه دوم مجلس بسیار پرباری بود، خبرگان منتخب مردم و افراد وارد و بصیر در امور دین و سیاست که مردم آنها را از روی معرفت و شناخت انتخاب کرده‌اند از سراسر کشور در تهران جمع شدند و پنج روز درباره مسائل مهم بحث کردند و تصمیم‌گیری کردند و چون مسائل مربوط به امامتو ولایت فقیه بسیار حائز اهمیت است احساس کردند که بازهم لازم است که پی در پی جلسه داشته باشند و تصویب کردند که اجلاسیه سوم در شش ماه دیگر تشکیل شود و نگذارند که یکسال فاصله ایجاد شود.

البته مردم ما به خوبی می‌دانند که وقتی یک جمع بصیر در امور دین و دنیا دور هم جمع می‌شوند از اجتماع آنها خیر و برکت بوجود می‌آید حالا تفسیرکنندگان تبلیغاتچی خارجی هر نوع تفسیری که می‌خواهند بکنند ولی آنچه که روشن و واضح و معلوم است اجتماع خبرگان منتخب مردم در مجلس خبرگان یکی از اساسی‌ترین و مفیدترین پایه‌های انقلاب است که تضمین‌کننده اصل رهبری و ولایت است.

نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
تعرض به زیرساخت‌های ما بنای هژمونی شما را نابود می‌کند
ایران برای پاسخ قاطع به هرگونه تعرض آمریکا آماده است
پاسخ ایران محدود به منطقه نخواهد بود
از همه ابزار خود برای اعمال حق ذاتی دفاع مشروع استفاده می‌کنیم
تجربه آبان ۹۸ و مرداد ۴۰۴ نشان داد گران‌سازی بنزین تأثیر مثبت ندارد
معرفی بهترین صرافی ها بدون محدودیت سنی
استقلال با دیوار پنج‌نفره به استقبال لیگ برتر می‌رود
تهدید خطرناک ایران علیه نظامیان آمریکایی به روایت وال استریت
از توقیف دارایی‌ها تا بازگرداندن منابع به بیت‌المال
شرط ایران قوی، وحدت حول محور ولایت است
مهم‌ترین تاسیسات انرژی جهان در تیررس موشک‌های ایرانی
پیشنهاد ساخت شهرهای حکمرانی در سطح کشور / اهدای ۲۰۰ متر زمین می‌تواند مشکلات اقتصادی مردم را برطرف کند
دستور آماده‌باش کامل در تمام پادگان‌ها و مقرهای حشد شعبی
«هنر خوب باختن» را بیاموز / بحران موشکی و فاجعه اقتصادی، واشنگتن را به عقب‌نشینی از جنگ با ایران وادار کرده است
امنیت زائران اربعین و انتقام خون رهبر شهید معامله‌پذیر نیست
لحظه اعلام شهادت قهرمان سوخو ۲۴ ارتش به خانواده او
حالا تابوت هم جزئی از تجهیزات سربازان آمریکایی است
فیلم| روایت حمله به خوابگاه دانشجویی اهواز از زبان یکی از دانشجویان
فیلم | حملۀ دشمن آمریکایی به دانشگاه اهواز از زبان شاهدان عینی
حملات نیابتی از کویت به جنوب ایران، پیمان‌شکنی تازه آمریکا بود
حملات نیابتی از کویت به جنوب ایران، پیمان‌شکنی تازه آمریکا بود
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top