بنیصدر که در سالهای پیش از انقلاب سابقهی مخالفت علیه رژیم منحوس پهلوی و همچنین زندانهای ساواک را در پرونده داشت، در میان اما و اگرهای روزهای پر تلاطم و سخت اول انقلاب، توانست رای اکثریت مردم در اولین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران را بدست بیاورد؛ هرچند خیلی طول نکشید تا مردم مسئولیت انتخاب غلط را بپذیرند و امام خمینی(ره) به پشتوانهی همین مردم، حکم عزل وی را به تبع رای مجلس صادر کند.
نتایج اولین انتخابات رسمی ریاست جمهوری اسلامی ایران
تاریخ انقلاب اسلامی ایران پر از گفته ها و ناگفته ها، خدمت ها و خیانت ها، دوستی ها و دشمنی ها است؛ تاریخی که صحنه تقابل حق و باطل است. بودند کسانی که در مسیر حق، خدمت ها کردند و کسانی دیگر در صف باطل قرار گرفتند و جز نوکری اجانب و خدمت به جبهه کفر و باطل به چیزی دیگر نیندیشیدند؛ اما تجربهای که مردم در قبول مسئولین انتخاب غلط کسب کردند، برای تمام برحههای زمانی قابل بهرهبرداری است.
شاید یکی از دلایل اصلی افزایش زاویهی میان بنیصدر و آرمانهای انقلاب اسلامی را بتوان در اختلافات عمیق و ریشهای او با اصول اولیه انقلاب دانست؛ مخالفت صریح بنیصدر با نظریه گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی و اجرای آن و مخالفت با حضور روحانیت در صدر امور سیاسی و قدرت از مهمترین دلایل فاصلهی کیلومتری وی با آرمانهای انقلاب در روزهای پایانی حضورش در ایران بود.
کمی که جلوتر میرویم، نقاط ابهام و زوایای تاریک زمان ریاست جمهوری بنیصدر در کشور بیشتر میشود؛
مخالفت با طرفداران امام(ره)
بنی صدر از همان ابتدا، مستقیم و غیر مستقیم با حضرت امام خمینی(ره) و یاران و طرفدار امام، خط امام و عناصر خدوم و مبارزان حزب اللهی به مخالفت برخاست و مغرور از آرای مردم به کمک دوستان همفکر و طرفداران خود که در دفتر جمهوری گردآوری هیچ کدام از آنها سابقه خوب و سالمی نداشتند، بلکه با انقلاب اسلامی مخالف بودند، توطئه ها و کوبیدن شخصیت های اسلامی و انقلابی را علیه انقلاب اسلامی و امام و مردم آغاز کردند؛ مانند: «درگیری با حزب جمهوری اسلامی و شهید مظلوم آیت الله بهشتی و یارانش؛ درگیری با شهید رجائی، نخست وزیر پیرامون مسئله تعهد و تخصص و ایجاد مشکل در راه اداره امور نخست وزیری و اجرای مرتب برنامه ها و امور کشور؛ تلاش برای ایجاد درگیری و اختلاف بین نیروهای ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شرایطی که رژیم عراق به کشور حمله کرده بود.»(جلد دهم کتاب نیمه پنهان - انتشارات کیهان)
شعارهای او قبل و بعد از انتخاب شدن تفاوت پیدا کرد. چرا که در جلب آرای مردم و فریب آنها و حتی عده ای از شخصیت ها و بعضی از گروه ها تمام توان خود را به کار برد. بنی صدر کمک به آمریکا را هم فراموش نکرد، بلکه خدمت بزرگی به آمریکای انجام داد؛ او دستور بمباران هلی کوپترهای سالم به جا مانده در طبس که با اقرار رادیو آمریکا، حاوی اسناد با ارزش بود را صادر کرد.
زمینهی ترورهای حزب جمهوری و نهاد ریاست جمهوری
بنی صدر باعث شد که ترور شخصیت ها و ایجاد ناامنی در اماکن مهم و عمومی قوت بگیرد که فاجعه هفتم تیر سال 1360 و شهادت مظلومانه دکتر بهشتی و 72 تن از یاران امام و شهادت شهیدان رجائی و باهنر، از جمله مهم ترین آن بود و خود به آنها اعتراف کرد. و مسئولیت ترورها و را به عهده گرفت.(مجله پاسدار انقلاب - شماره 16) تخریب های فراوان، ترورهای شخصیتی و افراد، شایعات فراوان و بی اساس، از دیگر اقدامات منحصر به فرد بنی صدر و طرفدارانش در سال های 1358 تا 1360 به شمار می رود.
صحنهای از اغتشاش در دانشگاه تهران

اغتشاش در دانشگاه تهران
غائله 14 اسفند 1359 در دانشگاه و ایجاد اغتشاش و جو رعب و وحشت توسط بنی صدر را چه کسی فراموش می کند؟ تشکیل گارد حفاظت ریاست جمهوری برای سرکوب مردم حزب اللهی و حفظ بنی صدر و تأسیس روزنامه انقلاب اسلامی برای ایجاد اغتشاش و اختلاف و التهاب کشور، آوردن افراد خبیث و کثیف و ضد انقلاب مانند مسعود رجوی، سرکرده سازمان مجاهدین خلق (منافقین)در دفتر ریاست جمهوری، آن قدر اقدامات پنهان و آشکار او در مقابل امام و خط امام و انقلاب اسلامی در دوران مسئولیتش و در مقاطع و مسئولیت های مختلف تا زمان ریاست جمهوری اش فراوان و پیچیده است که خود دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ناگفتههای زیادی دارد:
برکناری شهید صیادشیرازی
1- شب قبل از 31 شهریور 1359 شروع رسمی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بنی صدر رسماً شهید علی صیاد شیرازی را از فرماندهی قرارگاه عملیاتی غرب برکنار کرد که در جای خود قابل تأمل بود.
خاطره شهید کاظمی از بنیصدر
2- عملکرد بنی صدر در زمانی که هم رئیس جمهور بود و هم رئیس شورای عالی دفاع و فرمانده کل قوا از زبان شهدا، زوایای پنهانی را آشکار می کند. شهید کاظمی که زمانی فرمانده سپاه و فرماندار پاوه بود، می گوید: «از لحاظ مهمات جنگی، در زمانی که بنی صدر فرماندهی کل قوا را بر عهده داشت، مشکلات ما بسیار زیاد بود. من خودم نامة آقای بنی صدر را دیدم که نوشته بود به سپاه مهمات ندهید. حتی یک روز که آقای ظهیرنژاد آمد و نوشت که به سپاه مهمات بدهید، فردای همان روز یک نامه به آن ضمیمه شد که به سپاه مهمات ندهید.»(نشریه پیام انقلاب - شماره 38)
روزی که بنیصدر عزل شد

عزل بنی صدر
در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ مجلس شورای اسلامی بعد از دو روز بحث و بررسی، به عدم کفایت سیاسی ابوالحسن بنیصدر، رییسجمهور وقت رای مثبت داد.
این در حالی بود که مهمترین دلیل بر عدم کفایت سیاسی بنیصدر از سوی نمایندگان مجلس «موضعگیری وی علیه نظام جمهوری اسلامی و اتحاد با نیروهای ضد انقلاب وابسته به شرق و غرب جهت نابودی نظام اسلامی و همچنین مخالفت مستمر وی با مجلس شورای اسلامی از بدو تأسیس و حتی پیش از افتتاح آن، دخالت صریح در قوه قضاییه و عدم درک صحیح از بدیهیترین اصول قانون اساسی و نیز عدم اعتقاد به اصل تفکیک قوا» اعلام شد. اینچنین بود که بعد از برگزاری دو جلسه مجلس در روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ این طرح دو فوریتی با ۱۷۷ رأی موافق، یک رأی مخالف و ۱۲ رأی ممتنع به تصویب رسید.
ملاقات بنیصدر با رجوی در فرانسه، پس از فرار

یک روز پس از آنکه نمایندگان مجلس به عدم کفایت بنیصدر رای دادند، امام خمینی طی حکمی بر اساس قانون اساسی ابوالحسن بنیصدر را از سمت ریاست جمهوری عزل کرد.
در این میان اما عزل بنیصدر تبعات و حاششیههایی رت در سطح جامعه به دنبال داشت؛ یک طرف حامیان سرسخت بنیصدر بودند که غالب انها را سازمان مجاهدین خلق تشکیل میداد و از سوی دیگر، حامیان انقلاب و ولایت فقیه بودند که فصلالخطاب را نظر صریح و بی پردهی امام خمینی(ره) میدانستد و عمدهی مردم را نیز تشکیل داده بودند.
در کنار حواشی بوجود آمده و به خیابان ریختن منافقین و حامیان بنیصدر اما حضور گستردهی میلیونها نمازگزار در نمازجمعهی 29 خردادماه، نظر عمدی مردم را مشخص کرد. مردمی که خواستار اجرای قانون و عزل بنیصدر بودند.
در نهایت اما آن چیزی که حاصل شد، تجربهی حاصل از مسئولیتپذیری مردم از یک انتخاب غلط بود؛ امام خمینی(ره) نیز چند سال بعد در بخشی از پیام تاریخی به مرحوم منتظری نوشتند: «والله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنیصدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم».
بنیصدر نیز پس از خروج از کشور در پاریس به منافقین پیوست تا صحهی دیگری بر تصمیم مجلس و امام خمینی(ره) مبنی بر عزل از فرماندهی کل قوا و مقام ریاست جمهوری بگذارد و اینها همه در حالی بود که اتفاقات مذکور جای هیچ ابهامی را برای تردید اقشار عمومی مردم در تصمیم مجلس و حکم امام خمینی(ره) در این خصوص باقی نگذاشت.
در ادامه نیز فیلمی از نظر صریح امام خمینی(ره) دربارهی این غائله و ختم آن را مشاهده میکنید:



