به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ پرده آخر حمید فرخنژاد، خروج او از کشور و اظهار نظرش درباره ناآرامیهای سال 1401 پس از یک سکوت طولانی و آن هم پس از دریافت دستمزدش به خاطر بازی در سریال نمایش خانگی «سقوط» بود. البته اظهار نظر سیاسی این بازیگر بیش از محتوای آن از این نظر اهمیت یافت که برای سریال «سقوط» مشکلساز میشود.
چنانکه گروه سازنده این سریال، در نامه سرگشادهای خطاب به فرخنژاد نوشتند:«چطور میشود که زحمتهای گروهی را که خود در میانشان بودید، نبینید و تصمیمی فردی بگیرید که پخش سریال به مخاطره بیفتد؟ چطور میشود وقتی یاد بیانیهنویسی بیفتید که کارتان تمام شده باشد و بیخبر بار سفرتان را هم بسته باشید، ولی برایتان مهم نباشد که بقیه اعضای گروه چه بلایی بر سرشان میآید؟ چقدر سخت است که چند روز قبل همدیگر را در آغوش گرفته باشیم و برای هم آرزوی موفقیت در پروژههای بعدی را کرده باشیم و حالا همان آدمها را در مخمصهای گرفتار کرده باشید که انگار زحمات یکسالهشان خاکستر شده. چقدر خودخواهانه است که شرایط سخت کنونی مردم را دیده باشیم و بدتر از آن را، سر همکاران خود آورده باشید. چقدر عجیب است که خبرهای درگوشی حل مشکل خروج هنرمندان را شنیده باشیم و دقیقا رفتاری کنید که مشکل ممنوعالخروجی دوباره برای همه هنرمندان و دوستانتان برقرار شود.جناب فرخنژاد!کاش معرفتی بود، کاش حرمت نان و نمک همچنان مقدس بود، کاش رفتار حرفهای فقط در هنگام نقد کردن چک معنا پیدا نمیکرد، کاش ارزش کلمهها اینقدر راحت و آسان نمیشکست.»
البته ماجرا فقط به دستمزد سریال «سقوط» محدود نمیشود. چند روز پس از خروج فرخنژاد از کشور، رسانهها از دریافت یک مبلغ کلان دیگر از سوی این بازیگر، آن هم به خاطر عدم بازی در فیلمی که قرار بوده با آن همکاری کند خبر میدهند. حمید فرخنژاد، مدتها پیش از آنکه، از کشور خارج شود بهواسطه حضور در یک پروژه سینمایی، دستمزدی معادل ۱.۵ تا ۲ میلیارد تومان از تهیهکننده گرفته اما هیچگاه در آن حضور نیافته و علاوه بر این، مبلغی که دریافت کرده بود را عودت نداده است.
آن طور که ایرنا گزارش داد، حمید فرخنژاد قبل از ایفای نقش در سریال امنیتی «سقوط» قرار بود در فیلم سینمایی «پالایشگاه» از تولیدات بنیاد سینمایی فارابی نقشآفرینی کند، بهدلیل برخی موضعگیریها او این همکاری صورت نمیگیرد اما نکته قابل توجه این است که برای بازی در فیلمی که هرگز جلوی دوربین آن ظاهر نشد دستمزدی میلیاردی گرفته است.ظاهراً شرط فرخنژاد برای حضور در یکی از نقشهای فرعی فیلم سینمایی «پالایشگاه» دستمزدی معادل ۱.۵ تا ۲ میلیارد تومان بوده که توسط تهیهکننده این پروژه به او پرداخت میشود اما او تا لحظه آخر حضورش در کشور حاضر به بازپرداخت این مبلغ نشده و در نهایت با خروج از کشور سرنوشت پولی که حق او نبوده معلوم نیست چه میشود. براساس گزارش ایرنا، مدیران بنیاد سینمایی فارابی تا مدتها سعی داشتند از طریق گفتوگو و مسالمتآمیز این موضوع را حلوفصل کرده و این مبلغ که از بودجه بیتالمال است را از فرخنژاد پس بگیرند که با توجه به نتیجهبخش نبودن مذاکرات ترجیح دادند تا از طریق مراجع قضایی موضوع را دنبال کنند اما با خروج فرارگونه این بازیگر از کشور سرنوشت پولی که فرخنژاد بابت نقشآفرینی انجام نداده دریافت کرده نیز درهالهای از ابهام قرار دارد.
سقوط یا سقوط؟
قبلا نیز خیلی از بازیگرها و کارگردانها در این کشور- به زعم آنها خفقان آلود و بسته- فرصت شکوفایی استعدادهایشان را یافتند و با کلی ادعا به همین کشور –بخوانید سکوی پرتابشان- پشت پا زدند و راهی دیار فرنگ شدند. اما الان زیر غبار فراموشی قرار دارند و بهجای کار هنری، مشغول امور دیگری هستند. واقعا محسن مخملباف وقتی در ایران بود با مخملباف امروز، قابل مقایسه است؟ بهرام بیضایی هر آنچه انجام داد مربوط به وقتی است که در ایران بود و بعد از اقامت در «آمریکا» دچار مرگ هنری شد. سوسن تسلیمی هم فقط موقع زیست در ایران بازیگر بود و بعد از آن به کارهای دیگری پرداخت. بهمن قبادی تا وقتی ایران بود مورد توجه قرار میگرفت و بعد از ترک وطن و زندگی در جهان آزاد، عملا نابود شد. حتی گلشیفته فراهانی هم با این همه ادعا، امروز به یک پادوی درجه سه سیاسی تبدیل شده و جایگاه مهمی در سینما به دست نیاورده است و همه آثاری که بازی کرده، متوسط و ضعیف هستند. این وضعیت تقریبا درباره همه بازیگران و هنرمندان و فیلمسازانی که ایران را ترک کردند صادق است. حقیقت این است که هنرمند ایرانی با ترک وطنش، گویی هنرش را ترک میکند و از نظر حرفهای میمیرد! باید دید سرنوشت «حمید فرخنژاد» بعد از آخرین تجربه بازیگریاش «سقوط» چه خواهد شد؟!
منبع: روزنامه کیهان



