به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ حمزه دستیار/// تحولات دو سال اخیر منطقه، شهادت فرماندهان و حمله نظامی به ایران، اصلاح طلبان رادیکال را به این نتیجه رسانده که جایگاه و شخصیت رهبر انقلاب تضعیف شده و می تواند اصول و مبانی حکمرانی نظام و آیت الله خامنه ای را زیر سوال برده و تضعیف کند.
این مسئله با تغییر پارادایم دانشگاهی(بیانیه دانشگاهیان)آغاز شد تا حساسیت سنجی کرده و واکنش جامعه را تحلیل کند، سپس یادداشت ظریف و گام بعد بیانیه ضدساختاری جبهه اصلاحات وارد میدان شدند، همزمان حسن روحانی در سخنرانی های متعدد اینترنتی غیرمستقیم صحبت های الترناتیو بیانات رهبری ارائه می داد. (لازم به ذکر است تعداد صحبت های حسن روحانی در طول چند ماه گذشته از صحبت های وی در طول ۲ سال قبل از جنگ بیشتر شده است.) اصولگرایان اما همزمان بدون توجه به کلیت این میدان داری یا ساکت اند و یا همچنان مشغول دعوای #قالیباف_جلیلی هستند، درحالیکه رادیکالیسم اصلاح طلب صراحتا راهبرد حاکمیت را کلمه به کلمه و عیناً به چالش می کشد.
این تضعیف جایگاه و نقش رهبری از درون کشور دقیقاً همان چیزی ست که غرب برای ضربه آخر به ایران به آن نیازمند است، آن ها به خوبی متوجه شدند که آیت الله خامنه ای چگونه حمله رعدآسا و بزرگ اول را شکست داد و به همین دلیل باید او تضعیف شود. مشابه این اتفاق دقیقاً در لبنان رقم خورد و جائیکه حزب الله در جنگ نظامی تسلیم نشد با زدن راس خیمه(سید حسن نصرالله)، شروع به تضعیف حزب الله از درون کردند، کار به جایی رسید که نفرات دسته چندم لبنان برای حزب الله شاخ و شانه می کشند و خلع سلاح آن را مطالبه می کنند.
به هر حال عملیات جدید غربگرایان، تضعیف راهبردهای رهبری است و قطعاً اگر واکنش و پاسخ درخوری نگیرند حمله به شخصیت و جایگاه ولایت فقیه نیز کلید خواهد خورد، کاری که در سطحی پایین تر خانواده رفسنجانی شروع کردند و فائزه هاشمی رفسنجانی خواستار حذف جایگاه ولایت فقیه بعد از آقای خامنه ای شد.



