به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مجمع عمومی سازمان ملل روز جمعه گذشته با اکثریت آرا حمایت خود را از «بیانیه نیویورک» اعلام کرد؛ بیانیهای که گامهای ملموس و زمانبندیشده برای اجرای راهکار موسوم به دودولتی را مشخص میکند.
پیشنویس این قطعنامه از سوی فرانسه و عربستان در خصوص «تشکیل کشور فلسطین بدون حضور حماس» ارائه شده بود و با ۱۴۲ رأی موافق، ۱۲ رأی مخالف و ۱۰ رأی ممتنع تصویب شد.
حال سؤال این است که درصد موفقیت این نقشه و پیشنویس و قطعنامه چقدر خواهد بود؟ اگر بخواهیم دقیق صحبت کنیم و در مورد نتیجه آن عددی را پیدا کنیم، تنها به یک عدد خواهیم رسید: صفر. سخن گفتن از طرح دو دولت سخنی پوچ است، چرا که مانع اصلی موفقیت این طرح اراده صهیونیستهاست.
ایدهٔ تقسیم سرزمین فلسطین به دو دولت، ریشه در قطعنامه تقسیمِ سازمان ملل (قطعنامه ۱۸۱، ۱۹۴۷) دارد؛ اما آن قطعنامه نشان داد تحمیل تقسیمبندی از بالا به پایین و خارج از اراده ملت فلسطین راه به جایی نخواهد برد. راهکاری که میخواهد با یک راه حلی که امتحانش را پس داده و رفوزه گشته مشکل مردم فلسطین را حل کند اما بدون تضمین اجرایی، حذف حماس و مراجعه به ارادهٔ واقعی طرفها، ره به ترکستان میبرد. تجربه سال 1947 نخستین نمونهای بود که ثابت کرد وجود قطعنامه بینالمللی لزوماً برابر با تحقق دولت مستقل فلسطینی نیست. تجربه هفتادوپنج سال گذشته ثابت کرده است اسرائیل هیچگاه اجازه شکلگیری یک دولت مستقل فلسطینی را نخواهد داد.
در ۵۷ سال اخیر (بهویژه پس از ۱۹۶۷) سیاست شهرکسازی در کرانه باختری و شرق بیتالمقدس عملاً امکان تشکیل دولت پیوستهٔ فلسطینی را بسیار دشوار ساخته است. تا پایان ۲۰۲۴ بیش از ۷۳۷ هزار شهرکنشین اسرائیلی در کرانه باختری و قدس شرقی ثبت شدهاند ــ رقمی که نشاندهندهٔ تثبیت کنترل جغرافیایی معنادار بر مناطقی است که قرار بود بخشی از دولت فلسطین شوند.
حذفِ حماس یعنی نادیدهگرفتن واقعیت سیاسی و اجتماعی
حماس در سال ۲۰۰۶ پیروز انتخابات قانونگذاری فلسطین شد و سپس کنترل غزه را در دست گرفت؛ این واقعیت سیاسی را نمیتوان با قطعنامههای بینالمللی صرفاً «حذف» کرد بدون آنکه جایگزین مشروع و پذیرفتنی برای عموم فلسطینیان ارائه شود. تجربه نشان داده تحمیل «حذفِ بازیگرِ میدانی» بدون فرآیند داخلیِ مشروعیتبخش، تنها به بیثباتی بیشتر میانجامد.
جنگهای اخیر و بحران انسانی در غزه، با دهها هزار کشته و مجروح و میلیونها آواره، نشان داد بدون تضمینِ امنیت و حکومتِ پایدار برای مردم فلسطین، توافقات بینالمللی از لحاظ انسانی و عملی نتایج پایداری تولید نمیکنند. گزارشهای سازمانهای بینالمللی بحران را شدید توصیف کردهاند و نشان میدهند هرگونه راهحلِ پایدار باید همزمانِ بازسازی، حفاظت و مشارکت سیاسی واقعی را تضمین کند.
راه حلّ مسأله فلسطین، راهحلهای تحمیلی و دروغین نیست. تنها راه حلّ این مسأله آن است که مردم واقعی فلسطین ــ نه مهاجران غاصب و اشغالگر ــ چه آنان که در داخل فلسطین ماندند و چه آنانی که در بیرون زندگی میکنند، خود نظام حاکم بر کشورشان را تعیین کنند. اگر تکیه به آرای ملتها معیار واقعی دمکراسی است، ملت فلسطین هم یک ملت است و باید تصمیم بگیرد.
گزارش از محمد صادق عباسی



