به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از فاطمه زارع/// شواهد و گزارشهای اخیر حاکی از آن است که ایالات متحده به طور همزمان دو نقش متضاد ایفا میکرده است: از یک سو، به حماس پیشنهاد گفتوگو در قطر را داده بود و از سوی دیگر، همزمان با رژیم صهیونیستی برای ترور فرماندهان مقاومت برنامهریزی میکرد. این رویداد، پرده از واقعیتی تلخ برداشت؛ گاهی "دعوت به مذاکره" چیزی جز یک تاکتیک فریبنده برای ایجاد غفلت و حذف فیزیکی طرف مقابل نیست.
این حادثه، متأسفانه حلقهای تازه از یک زنجیره بلند تاریخی است. تجربه یاسر عرفات که با امضای پیمان اسلو به انزوای سیاسی و تحت محاصره قرار گرفتنش انجامید، سرنوشت معمر قذافی که با وعدههای غرب به کنار گذاشتن برنامههای دفاعی اش تن داد و نهایتاً سقوط خونین حکومتش را شاهد بود، و حتی مذاکرات پیچیده برجام در ایران که با خروج یکطرفه آمریکا و تحریمهای بیشتر خدشه دار شد، همگی گواهی میدهند که اعتماد به واشنگتن نه تنها راهگشا نبوده، بلکه همواره به عقبماندگی و زیانهای جبرانناپذیر منجر شده است.
سال پیش، رهبر انقلاب با درکی عمیق از این الگوی رفتاری، به صراحت هشدار دادند که «مذاکره با آمریکا نه عقلانی است، نه هوشمندانه و نه شرافتمندانه». این جمله نه یک شعار، که یک تحلیل استراتژیک بود که امروز بار دیگر مصداق یافت. دلیل آن روشن است: طرف آمریکایی به دنبال یافتن راهحلی منصفانه نیست، بلکه تنها در پی تحمیل اراده و منافع خود به هر وسیلهای، حتی فریب و نیرنگ، است.
با این اوصاف، رویداد اخیر را باید یک هشدار جدی دانست. این واقعه نشان میدهد که رویکرد ایالات متحده در قبال مخالفانش یک تهدید پایدار است و اعتماد بر اساس وعدههای آنان، میتواند عواقبی جبرانناپذیر در پی داشته باشد. هوشیاری، وحدت رویه و تکیه بر قدرت درونی و متحدان واقعی، سپر ما در برابر چنین تاکتیکهای فریبندهای است.
*قائم مقام سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه یزد



