به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یکصد و سیزدهمین جلسه گروه علمی فلسفه هنر و ارتباطات مجمع عالی حکمت اسلامی با موضوع «معرفتشناسی رسانههای مدرن» و با سخنرانی اصغر فهیمیفر عضو هیئت علمی گروه پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. در این نشست علمی که بهصورت مجازی و با حضور پژوهشگران و علاقهمندان حوزه فلسفه هنر و ارتباطات برگزار شد، تحولات معرفتشناختی و زیباییشناختی رسانههای مدرن و نسبت آنها با انتقال مفاهیم فرهنگ دینی مورد بحث قرار گرفت.
فهیمیفر با بیان اینکه رسانههای مدرن را نباید صرفاً «جدید» و امتداد خطی رسانههای سنتی دانست، گفت: این رسانهها از اساس ماهیت، زبان و الگوهای تعامل متفاوتی دارند و فهم دقیق این تفاوتها شرط اصلی برای تصرف کارآمد و بومیسازی آنهاست.
وی یادآور شد که رسانههای مدرن، از قرن شانزدهم و هفدهم میلادی به تدریج با رشد مدرنیته پدید آمدند و همزمان با آن، الگوهای ادراکی و فرهنگی نوینی در جوامع شکل گرفت. به گفته او، بخشی از این تحولات محصول عقلگرایی فلسفی غرب بود و بخشی دیگر، ناشی از ماهیت خود رسانههای نو.
فهیمیفر با ارجاع به ایده مشهور «رسانه همان پیام است» تأکید کرد: انتخاب رسانه نه تنها روش انتقال پیام، بلکه ماهیت و کیفیت درک آن را تعیین میکند.
وی افزود: ادراکات عقلانی و ذوقی ما تحت تأثیر ماهیت فنی و زیباییشناختی رسانه قرار میگیرد. تفاوت میان حضور در یک مجلس منبر و دیدن همان منبر در تلویزیون، صرفاً تفاوت زاویه دید نیست؛ بلکه تفاوت در الگوی ادراک و تجربه معنوی است.
به گفته این مدرس دانشگاه این ویژگی باعث میشود حتی مفاهیم عمیق دینی یا فلسفی، در قالب رسانهای مدرن، بازتعریف یا حتی دگرگون شوند.
وی با اشاره به تجربه تولید و پخش برنامههای مذهبی گفت: وقتی یک مراسم عاشورایی را با همان فنون نمایشی برنامههای سرگرمی میسازیم، پیام مذهبی ناخواسته در چارچوب زیباییشناسی سکولار قرار میگیرد. این امر مشکل محتوایی نیست، بلکه ناشی از قالب و زبان رسانه است.
وی جهان رسانههای مدرن را به شدت متأثر از زیباییشناسی غربی دانست و بیتوجهی به این مسئله را یکی از موانع تأثیرگذاری فرهنگی دانست.
فهیمیفر ضمن مقایسه تجربه غرب و ایران تصریح کرد: غرب توانسته است رسانههای سنتی خود را در قالب مدرن بازآفرینی کند؛ نقاشی، رمان و تئاتر به زبان سینما و تلویزیون ترجمه شدهاند. اما در ایران، تعزیه یا موسیقی آئینی نتوانستهاند در قالب مدرن همان اثرگذاری گذشته را داشته باشند.
مدرس دانشگاه بیان کرد: تعزیه در فضای طبیعی خود تجربهای عمیق و پرمعناست، اما نمونه تلویزیونی آن از نظر زیباییشناسی و همذات پنداری مخاطب بسیار ضعیف عمل میکند.
وی فضای مجازی و شبکههای اجتماعی را مرحله تازهای از تحول رسانهای دانست که در آن مرز میان تولیدکننده و مصرفکننده پیام فرو ریخته است: در اینستاگرام، کاربر همزمان مخاطب و تولیدکننده است. این تغییر بنیادین، اقتضائات تازهای در انتقال مفاهیم، مدیریت پیام و زیباییشناسی ارتباط ایجاد میکند.
فهیمیفر رسانههای مدرن را نه تنها ابزار بیان، بلکه یکی از عوامل اصلی شکلدهنده جامعه مدرن دانست: نمیتوان جامعه مدرن را بدون تلویزیون، سینما، رادیو و اینترنت تصور کرد. این رسانهها با نظامهای کدگذاری تازه، واقعیتهای جدیدی را تعریف میکنند و نحوه ادراک و سازمانبندی معرفت را تغییر میدهند.
وی در پایان بر لزوم ارتقای سواد رسانهای با رویکرد فلسفی تأکید کرد و گفت: سواد رسانهای فراتر از مهارت استفاده از ابزار است؛ یعنی شناخت فرایندهای فنی، زیباییشناسی و معرفتشناسی رسانه و یافتن راههای تصرف آن برای انتقال مؤثر مفاهیم بومی و دینی. بدون این شناخت، ما مصرفکننده منفعل خواهیم بود و مدیریت پیام در اختیار دیگران باقی میماند.



