به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» یادداشت از سیدمحسن ملاباشی*//؛
بخش نخست: درآمد
در اینجا فارغ از اینکه از نظر عرف سیاسی و دیپلماسی و... نگارش چنین مقالهای در چنین برههای کار درستی بود یا نه، به تحلیل محتوای این مقاله میپردازیم. مقالۀ دکتر ظریف به چند دلیل، درخور بررسی دقیق و به دور از کلیگوییهای هوادارانه یا دشمنانه است. نخست اینکه در برهۀ سرنوشتسازی از جنگی سخت و سنگین به سر میبریم و تکتک کنشهای کنشگران، اثرگذار است. دوم اینکه دکتر ظریف شخصیتی شناختهشده در جهان به حساب میآید و مقالۀ او مخاطبان گستردهای دارد؛ چنانکه از زمان انتشار آن، واکنشهای بسیار گستردهای را، به ویژه در ایران، در پی داشته است. سوم اینکه برخی بر این باورند که دکتر ظریف، به شکلی نماد و سخنگوی جریان خوشبین به غرب و آمریکا و گفتوگو و توافق با آنهاست؛ پس مقالۀ او فقط دیدگاههای شخصی او نیست و جریانی را به صورت غیررسمی نمایندگی میکند.
طبیعی است که چنین متنی هوشمندانه تنظیم شده است و در مواجهه با آن باید از کلیگویی پرهیز کرد و تا حد ممکن باید آن را ریزبینانه و موشکافانه و با کمترین موضعگیری ممکن بررسید؛ طبیعی است که نتایج بحثی دقیقتر و تحلیلیتر هم نسبت به کلیگوییهای دشمنانه یا هوادارانه برای مخاطب گیراتر و گویاتر است.
بخش دوم: آنچه به درستی گفت
نخست، اشارۀ صریح در ابتدای متن به اینکه ایران آغازکنندۀ جنگ نبوده است. این نکته از نظر حقوق بینالملل، از اهمیت ویژهای برخوردار است. دوم، اشارۀ صریح در ابتدای متن به اینکه با توجه به اهداف متجاوزان از تجاوز به ایران، ایران در حال پیروزی در این جنگ است. سوم، اشارۀ صریح در ابتدای متن به جنایتهای صورتگرفته در حمله به ایران.
چهارم، توانمندی ایران در حفظ موجودیت و ساختار سیاسیاش با وجود ترورهای گستردۀ برجستهترین شخصیتهای سیاسی و نظامی. پنجم، توهم متجاوزان در تغییر ساختار در ایران و نداشتن راهبرد درست و روشن در تهاجم به ایران. ششم، اشاره به مقاومت عموم مردم با حضور خیابانی در سراسر کشور.
هفتم، اقدام آمریکا و اسرائیل به جنایت جنگی در تهاجم به ایران. هشتم، ناکارآمدی سازمانهای بینالمللی به دلیل فشارهای آمریکا. نهم، اذعان به برتری ایران در میدان و استفاده از آن برای پایان درگیری و جلوگیری از درگیریهای بعدی. دهم، اشاره به تحتفشار قرارگرفتن آمریکا به دلیل افزایش قیمت انرژی و فرصت مناسب برای ترامپ بهمنظور خروج از جنگ.
یازدهم، بدبینی ایرانیها به آمریکا و ذکر دلایل تاریخی آن در دو دهۀ اخیر. دوازدهم، اشاره به بدعهدیهای ترامپ و نداشتن ارادۀ سیاسی برای مذاکره و سوءاستفاده از مذاکره. سیزدهم، اشاره به اینکه آمریکا کشورهای عربی را سپر بلای اسرائیل کرده است.
چهاردهم، اذعان به ناتوانی آمریکا و همۀ متحدانش در منطقه برای نابودی توانمندی هستهای ایران. پانزدهم، اشاره به ناتوانی آمریکا و متحدانش در نابودی جبهۀ مقاومت. شانزدهم، پرداختن به راهبرد شکستخوردۀ خرید امنیت از آمریکا توسط کشورهای حوزۀ خلیج فارس. هفدهم، تأکید بر تأمین مالی خسارتهای دو جنگ اخیر. هجدهم، پافشاری بر اینکه جبران خسارت ایران در این دو جنگ از سوی آمریکا، بسیار کمهزینهتر از ادامۀ این جنگ است.
بخش سوم: آنچه نباید میگفت
نخست، «بهجای پایان مبتنی بر مذاکره تا زمان مجازات متجاوزان به قدر کافی، به جنگ ادامه دهند.» این جمله، نقلقول مستقیم از توصیف دکتر ظریف از رویکرد ایران به ادامۀ جنگ است. این، تصویری بسیار سادهلوحانه از ایران منعکس میسازد؛ درصورتیکه طبق اعلامهای رسمی مکرر، هدف اصلی از مقابله با تهاجم به ایران، پاسخ قاطع بهمنظور ایجاد بازدارندگی قوی و طولانیمدت است، نه آنچه دکتر ظریف میگوید. چرا با وجود واکنش بسیار هوشمندانۀ نیروهای نظامی و دستگاه دیپلماسی و عمومی مردم در یک ماه گذشته، باید چنین تصویری از داخل کشور به جهان منعکس کنیم؟
دوم، «با اینکه ادامۀ جنگ شاید از نظر روانی راضی کننده باشد، اما فقط به ازبینرفتن جانها و زیرساختهای بیشتر میانجامد.» در اینجا باز تصویری صرفاً احساسی و غیرعقلانی از داخل کشور منعکس میشود. یعنی پاسخی قوی برای ایجاد بازدارندگی، توجیه روانی دارد و فاقد دلیل عقلی است؟ امیدوار بودیم این جنگ بر همگان روشن کرده باشد که جهان جز زبان زور نمیفهمد! آیا جز این است که اگر ایران پاسخ قوی و قدرتمند نداده بود، امروز همۀ کشورهای غربی در حال مشارکت آشکار در تجاوز به ایران بودند؟
سوم، «هردو متعهد شوند که در آینده به هم تجاوز نکنند.» این گزاره، دربردارندۀ مغالطهای آشکار است. مگر ایران تجاوز کرده است که باید تعهد بدهد دیگر تجاوز نکند؟ فکر میکردیم این نکته بدیهی است که ایران در حال دفاع مشروع از خود است نه تجاوز به کشورهای دیگر. ایران باید تعهد بدهد که دیگر از خود دفاع مشروع نکند؟! این گزاره، جز تحریف و معکوس جلوه دادن واقعیت است؟ این گزاره جز دادن بهانهای حقوقی به دشمنان و متجاوزان است؟ چرا دیپلماتی کهنهکار، همچون دکتر ظریف که از بار سیاسی و حقوقی تکتک جملهها به خوبی آگاه است، باید چنین جملهای بگوید؟!
چهارم، «ایران میتواند زیرساختهای منطقه را نابود کند؛ اما نابودکردن آنها کمکی به ایران نمیکند.» در این توصیف سادهانگارانه، هیچ نشانهای از فهم پیچیدگیهای روابط بینالملل و سناریوهای جنگ به چشم نمیخورد. وارد کردن هزینههای سنگین به طرف مقابل برای ایجاد بازدارندگی، تا این حد ساده توصیف میشود که نابودکردن زیرساختها چه کمکی به ایران میکند؟ پاسخ قاطع به تهاجم طرف مقابل و تحمیل خسارتهای سنگین، قرار است چه دستاوردی جز بازدارندگی بیافریند؟ پاسخ به تهاجم دشمن، جز واکنش سنگینتر از تهاجم او چه باید باشد؟!
پنجم، «ایران باید درس بگیرد که فناوری هستهای، مانع از تجاوز نشد.» مگر ایران چنین ادعایی داشته است که انرژی هستهای برای ایران بازدارندگی میآفریند؟ چنین ادعایی از سوی ایران در تعارض با ادعای صلح آمیز بودن انرژی هستهای است. اینها به روشنی دادههایی نادرست و غیرواقعی است که فقط ایران را بدهکار افکار عمومی جهان و نهادهای بینالمللی میکند.
ششم، «اسرائیل هم دریافت، انرژی هستهای، بازدارندگی برای او ایجاد نکرد.» واقعاً چه مغالطهای میتواند از این آشکارتر باشد که این دو گزاره پشت سر هم و بهعنوان درسهای این جنگ در اواخر مقاله بیاید و انرژی صلح آمیز هستهای در ایران با انرژی هستهای رژیم صهیونیستی با صدها کلاهک هستهای، برابر دانسته شود؟! اینها جملههایی ساده و صلح آمیز، اما لبریز از دروغ و تحریف و مغالطه است.
هفتم، پیشنهاد اینکه ما فناوری انرژی هستهای مان را با طرفهای جنگ، یعنی کشورهای حوزۀ خلیج فارس، شریک و سهیم شویم. کدام دیپلماسی عاقلی به طرفهای جنگ پیشنهاد میدهد فناوری بومی که سی سال یک ملت برای آن هزینه داده است، با دشمنانش شریک شود؟
هشتم، «در تهاجم زمینی به ایران، ایران به سختی دستاوردی خواهد داشت.» دکتر ظریف چه دادههای میدانی و نظامی دقیقی دارد که در تعارض کامل با نیروهای نظامی، چنین ادعایی را مطرح میکند؟! اتفاقات دو روز اخیر و تلفات سنگین ارتش آمریکا در حملۀ هوایی به ایران، درستی این ادعا را به روشنی نشان داد.
نهم، عناصر اصلی توافق: ۱. رفع همۀ تحریمها؛ ۲. پذیرش محدودیتها بر برنامۀ هستهای؛ ۳. گشودن تنگۀ هرمز. چرا اعلام متجاوز و پرداخت غرامت و تضمین عدم تجاوز مجدد، بخشی از این توافق نیست؟ چرا از سه بند، دو بند وظایف ایران است؟ چرا تنها خواستۀ ما رفع تحریمهاست؟ چرا حرفی از جبران خسارتهای ده سال تحریم بر ایران نیست؟ من نمیگویم میتوان همۀ اینها را از طرف مقابل گرفت؛ اما میتوان کمی از طرف مقابل، درس مذاکره آموخت. آمریکا پانزده بند سراسر توهین جلوی ما میگذارد و یک قدم هم کوتاه نمیآید و دکتر ظریف بندهایی تا به این اندازه ضعیف و زبون پیشنهاد میدهد!
بخش چهارم: آنچه نگفت
نخست، نادیدهگرفتن نقش بسیار پررنگ رژیم صهیونیستی در دو جنگ تحمیلی اخیر است. گویا ایران و آمریکا به صورت مستقل و مستقیم در حال جنگاند و فقط اراده و انتخاب آنهاست که سرنوشت جنگ را رقم میزند و اسرائیل هیچ نقش تعیین کنندهای در این میان ندارد؛ البته به این معنا نیست که ایران باید با رژیمی که آن را به رسمیت نمیشناسد، مذاکره کند؛ بلکه به این معناست که باید در این طرح، تدبیری هم برای کنترل وحشیگریهای اسرائیل اندیشیده شود؛ وگرنه کل این طرح، جز آرزوهایی شیرین نیست.
دوم، نادیدهگرفتن تجربههای عهدشکنیهای آمریکا، بهویژه ترامپ در طرحی که برای توافق تدارک دیده شده است. گویا دربارۀ دولت و شخصی متعهد به تعهدات بینالمللی و خوش قول و راستگو سخن میگوید که تا به امروز کشورهای گوناگون در جهان توانستهاند با او بر سر میز مذاکره به توافق برسند و ما هم میتوانیم با او به توافقی معقول دست یابیم. غافل از اینکه امروز بخش بزرگی از جامعۀ جهانی معترفاند، ترامپ جز زبان زور، نمیفهمد. این کژبینی، کل طرح را دچار خطای غیرواقعی بودن میکند؛ زیرا نخستین متغیر در مذاکره، طرف مذاکره است و فهم نادرست از آن، کل طرح مذاکره را به بیراهه میکشاند. پس باید برای مذاکره با چنین طرفی، تدابیری بسیار هوشمندانه تر از اینها تدارک دیده شود.
سوم، نادیدهگرفتن دستاوردهای نظامی ایران و ترسیم چهرهای ضعیف از نظر نظامی که بدون هیچ واکنشی، زیرساختهایش در حال نابودی است. در این مقاله به ضربههای کمرشکنی که ایران به زیرساختهای آمریکا در منطقه وارد کرده، هیچ اشارهای نشده است و این تصویر، یک طرف مذاکره و توانمندیها و امکاناتش را به کلی مخدوش و در حد مقاومت برای حفظ داشتههایش محدود میسازد که تازه در آن موفق نیست و مدام زیرساختهایش در حال نابودی است و به همین دلیل، باید هرچه سریعتر، با آمریکا به توافق برسد.
چهارم، نادیدهگرفتن جنایتهای آمریکا در کل جهان و در کل تاریخ، از جمله نسلکشی مشترکش با رژیم صهیونیستی در غزه که هنوز پیش چشم ماست و پیشنهاد اینکه ایران و آمریکا دیگر همدیگر را تروریست نخوانند. امروز همپیمانان آمریکا هم در حال محکوم کردن جنایتهای جنگی و همکاری نکردن با آمریکا هستند؛ اما دکتر ظریف پیشنهاد میدهد ما دیگر نگوییم آمریکا تروریست است. آمریکا با وقاحت تمام، رهبر و فرماندهان و سیاستمداران غیر غرب پرست ما را به کمک رژیم صهیونیستی ترور کردهاند؛ در مقابل، ایران متعهد شود آمریکا را تروریست نخواند.



