تاریخ انتشار: یکشنبه 1405/03/10 - 17:20
کد خبر: 557357

حمله‌ اسرائیل به منزل دانشمند ایرانی و شهادت خانواده‌اش‌؛

روایت ترور خانوادگی یک دانشمند در حمله آمریکایی صهیونی

روایت ترور خانوادگی یک دانشمند در حمله آمریکایی صهیونی

حمله‌ اسرائیل به منزل دانشمند ایرانی و شهادت خانواده‌اش‌ ‌ابعاد تازه‌ از ‌هدف‌گیری چهره‌های علمی ‌را آشکار کرد.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ تلألو نگاهشان افتخار و عزت بود، درد را باور داشتند اما ایستادگی وطن را سرافرازی می‌دانند و می‌گویند:" جان خود را هم برای این خاک و وطن می‌دهیم."  کلمه به کلمه این خواهر و برادر با وجود انزجار و نفرت از رژیم کودک‌کش و غاصب صهیونیستی، انتقام آن را ازخداوند متعال خواستند و بیان می‌کنند:" می‌دانیم تقاص خون زهرای هفت ماهه ما را خداوند می‌گیرد، هیچ خون مظلومی بر زمین نمی‌ماند. "

با آنها نشستن و ساعتی هم‌صحبت شدن اوج صبوری و استقامت را سرلوحه زندگی قرار می‌دهیم چون در آن شرایط قرار گرفتن همان روضه‌ی استقامت و ایستادگی بانو حضرت زینب کبری(ع) در سرزمین نینواست آن‌هم عزیزانی را که در یک شب از دست بدهند. اما با صبوری و مهربانانه از برادرشان محمدرضا، همسرش زینب خانم و دو طفل و کودک معصوم فاطمه جان و زهراخانم گفتند.

بله از خانواده شهید محمدرضا ذاکریان می‌گویم که در پی حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به خاک و وطن عزیزمان ایران و منطقه نوبنیاد تهران به شهادت رسیدند و وقتی پای صحبت‌های علی‌آقا و رقیه خانم برادر و خواهر این شهید بزرگوار نشستیم این‌گونه از شهیدانشان می‌گویند:

بهترین هم‌بازی دوران کودکی‌ام بود

رقیه خانم خواهری که فرزند اول خانواده خود را معرفی می‌کند و بعد از چهار سال محمدرضا در این خانواده به‌دنیا آمد این‌گونه شروع می‌کند: بهترین دوران مان در کودکی سپری شد، هم‌بازی خوبی برای هم بودیم، با هم خیلی خوب بودیم و بیشتر وقت‌ها بدو بدو بازی می‌کردیم، هوای هم را خیلی داشتیم.

این خواهر از دوران تحصیلی برادرش این‌گونه بیان می‌کند: از همان دوران ابتدایی تا زمانی که جواب کنکورش بیاید همیشه استرس این را داشت که امتحان یا کنکورش را خوب ندهد در حالی که همیشه با نمرات عالی قبول می‌شد و حتی کنکور را هم با رتبه زیر هزار قبول شده بود که وارد دانشگاه صنعتی اصفهان شد؛ وقتی هم آن دانشگاه رفت می‌گفت: بچه‌های دانشگاه صنعتی اصفهان بیشتر از دانشگاه صنعتی شریف درس می‌خوانند، واقعا اساتید سخت‌گیری دارد و نسبت به دانشجویان سخت می‌گیرند.

 طی چهار سال در هر دوره پایان ترم و موقع امتحان به مادرم زنگ می‌زد و ازش می‌خواست برایش دعا کند و وقتی بعد امتحان تماس می‌گرفتم: محمدرضا امتحان چطور بود؟ خیلی راحت می‌گفت: خوب بود پاس کردم؛ اما بعد می‌دیدم بهترین نمره را از آن درس گرفته تا اینکه کارشناسی ارشد قبول شد و جزو سه نفر اول برتر جذب وزارت دفاع شد و در همین حوزه نیز مشغول به خدمت شد.

وقتی پرسیدیم شنیدیم شما برای برادرتان همسر انتخاب کردید، تبسمی بر لب می‌آورد و مطرح می‌کند: یادمه آن خانه قبلی‌مان در خیابان مهرگان با همسرم به خانه پدرم مهمانی آمده بودیم و سه‌تایی به حیات خانه رفته بودیم تا کباب بزنیم که یهویی محمدرضا بهم گفت: تو نمی‌توانی یکی را برای برادرت انتخاب کنی؟ تعجب کردم گفتم: من برایت انتخاب کنم؟ گفت: آره از بیت رهبری، دانشگاهی، جایی یکی را برای ازدواج با برادرت پیدا کن و وقتی جدیت محمدرضا را دیدم پیگیر شدم، البته با توجه به موقعیت خانواده‌مان و خودش که آدم با ایمان و معتقدی بود، گرچه سخت بود اما جویا شدم و به سفارش از آشناها زینب خانم را به ما معرفی کردند. 

اول من و مادرم ایشان را دیدیم بعد از پسندیدن به محمدرضا گفتیم و با وجود حساس، دقیق و با نظم بودنش ایشان را معرفی کردیم، قرار ملاقات را گذاشتند و دو جلسه همدیگر را دیدند و به توافق ازدواج رسیدند؛ زینب واقعا دخترِ خانمی بود؛ یادم هست برای خرید عروسی وقتی به بازار رفته بودیم زینب جان خیلی خرید را آسان و ساده قبول می‌کردند و برایمان جالب بود اهل سختگیری نبودند و به مدل و تیپ و چیزهای دیگر توجه نداشتند و ازدواجشان خیلی ساده ساده صورت گرفت.

خواهر شهید رابطه برادر و همسرش را عاشقانه وصف می‌کند و با بغضی بر گلو یادآور می‌شود: باورتان نمی‌شود که کل کل کردن این دو تا هم دیدنی و جالب بود و قهر و تلخی کلام بین شان نبود، خیلی همدیگر را دوست داشتند و به هم می‌آمدند.....

صحبت در مورد دو طفل و کودک معصوم خیلی سخته

سکوت سنگینی محیط خانه را در بر می‌گیرد وقتی از خواهر شهید محمدرضا در مورد دو فرزند برادرش می‌پرسیم؛ رقیه خانم اشک در چشمانش جمع می‌شود و ناله‌ای سوزناک از سینه‌اش بیرون می‌دهد و می‌گوید: خیلی سخت هستش در مورد دو طفل و کودک معصوم حرف زدن.

در واقع مشوق اصلی من برای راهیابی به رشته پزشکی هم ایشان بودند و گفته که تمام امکانات تحصیلی و هزینه‌ها را در اختیارتان قرار می‌دهم‌ تا درس بخوانید و در رشته پزشکی قبول شوید؛ حتی به شوخی می‌گفت: شما پزشک شوید و تا ما از پرداخت ویزیت پزشک خلاص شویم، حالا که سال پنجم پزشکی هستیم و با وجود آن که داداشی نیست البته فیزیکی؛ چون شهدا همیشه زنده هستند، قول می‌دهم‌ که در درسمان را بخوانیم تا رضایت ایشان داشته باشیم.

دشمن با زدن یک نخبه هزاران نخبه از این خاک برمی‌خیزد 

عموی دو طفل و کودک شهید شده در جنگ 12 روزه اسرائیل به کشورمان ایران خطاب به دشمنان و رژیم صهیونیستی بیان می‌کند: دشمن بداند که هر یک از نخبگان ما را بزنند مردم بیدارتر می‌شوند، در ایران هزاران نخبه هست که اگر یکی از آنها را بزنند صد نخبه دیگر از این‌ها بیدار می‌شوند. اسرائیل قصدش بمب و انرژی هسته‌ای ایران نیست و این بهانه‌ای برای چیز دیگری است و آن به قصد ضربه زدن به یک کشور و جمهوری مستقل است، اینکه کشوری که نباید مستقل از آمریکا و دولت‌های غربی و ابرقدرت‌ها باشد و می‌سوزند کشوری به لحاظ هسته‌ای، دانش و علم پیشرفت کنند و چشم دیدن این کشور را ندارند؛ اینها مشکلشان بر این است که کشوری دین اسلام دارد که به پیشرفت می‌رسد، در واقع با دین ما مشکل دارند و چون غرق در وحشی‌گری هستند کشتن کودک هفت ماهه و پنج ساله چون فاطمه و زهرای ما برایشان مهم نیست اینها با شیعه علی و اسلامی بودن کشور ایران مشکل دارند نه با انرژی هسته‌ای ایران.

به گزارش تسنیم، منزلشان را با همان استقبال گرم ورود پدر و مادر با بدرقه‌ای از خوشرویی و مهربانی ترک می‌کنیم اما قلب و ذهنمان در آن منزلی قرار می‌دهیم که با دلی پاک چهار فرزند خود را در راه این خاک تقدیم کردند و صبورانه و با استقامت پذیرای این هدیه آسمانی از سوی خداوند با عنوان "پدر و مادر شهید" شدند و تا آخرین لحظه از صحبت‌هایشان بر این بود که خداوند تاوان این ریختن خون نه تنها فرزندانشان را بلکه کودکان و مردم مظلوم غزه خواهد گرفت.

تمام آن شیرین زبانی فاطمه جانم که لحظه‌ای صدا زدنش بهم از خاطرم نمی‌رود و برای دخترم بهترین دوست کودکی بود؛ محمدرضا و همسر و فرزندانش هیچوقت فراموش نمی‌شوند و در اذهان همه ما و ایرانی‌ها می‌ماند.

خواهر شهید ذاکریان در مورد آن روز شهادت برادرش اظهار می‌کند: آن روزی که گفتند اسرائیل منطقه نوبنیاد را هم زد کمی دلشوره گرفتم و ذهنم به سمت برادرم و خانواده‌اش رفت؛ چون بچه کوچک داشتند و معمولا تا ساعت ده صبح می‌خوابیدند منتظر ماندم تا آن زمان بعد ساعت نه و نیم صبح به محمدرضا پیامک دادم که حالتان خوبه؟ سالمید؟ دیدم جواب نداد، تماس گرفتم باز جوابم را نداد؛ مادر اینها هم که مشهد بودند به مادر زینب جان زنگ زدم گفتند؛ ما تماس گرفتیم جواب ندادند نگران شدیم برای همین به سمت تهران راه افتادیم. خواهر شوهر و جاری ام هم در تهران زندگی می‌کردند سفارش کردم بروند سمت نو بنیاد تا احوالی از محمدرضا و خانواده‌اش بگیرند، رفتند و گفتند: نگران نباشید نقطه‌ای نو بنیاد را زدند. عکس هم فرستادند و بعد از دیدن عکس گفتم خب حتما آنها را جابه‌جا کردند و موبایل‌ها را از آنها گرفتند تا ردیابی نشوند، اما وقتی دوباره زنگ زدم مادر زینب جان بهم گفت که خانه محمدرضا را زدند و ساختمان کاملا آوار شد.

واقعا لحظات سختی بود باز امیدوار بودم که آنها زنده باشند و از هر طرفی تماس می‌گرفتم تا جویای حال آنها شوم اما با تماس دوم مادر زینب جان خبر دادند که آنها زیر آوار ماندند و شهید شدند؛ از طرفی دیگر نمی‌دانستم چجوری این خبر را به مادرم بدهم.

اول به خواهرم فاطمه گفتم، باورش نشد، بعد به علی و بابا گفتم و ازشان خواستم که جمع کنیثند بیایند که محمدرضا و خانواده‌اش شهید شدند و آخرین بار به مادرمان گفتیم و وقتی فهمید همان پشت تلفن با همدیگر گریه کردیم؛ نمی‌دانستیم بدون محمدرضا چه‌کار کنیم.

بعد از اینکه از مشهد برگشتند بابا به سمت تهران رفت بعد از مطمئن شدن از شهادت محمدرضا به ما گفت که به تهران برویم. واقعا لحظات سختی را سپری می‌کردیم.

فقط نابودی اسراییل آراممان می‌کند 

رقیه خانم با همان اشک و بغض در گلویش در خصوص جنایت وحشیانه رژیم کودک‌کش همانطور که آنها را محکوم می‌کرد ادامه می‌دهد: دعا می‌کنم و از خدا می‌خواهم هر یک از این جنایتکاران رژیم صهیونیستی آنقدر زجر بکشند اما نمیرند، اگر می‌خواهند بمیرند در قحطی کامل، گرسنگی و در یک پناهگاه پر از حیوانات موزی قرار بگیرند و خودشان آرزوی مرگ را برای خودشان بکنند. انشاالله  به بدترین شرایط ممکن دچار شوند و آرزوی مرگ را از خداوند بخواهند اما هرگز نمیرند.

داداشی بهترین الگوی زندگی‌ام بوده و هست

علی آقا برادر شهید در ادامه این گفت‌وگو بهترین الگوی خود را در زندگی‌اش برادر خود بیان می‌کند و می‌گوید: اولویت همیشگی برادرم احترام به پدر و مادرم بود و قبل از ازدواج آن را اهمیت می‌داد، بعد از ازدواج انیز حترام به خانواده‌ اولویتش بود؛ همیشه نماز اول وقت، نماز شب و دعای پدر و مادر خصوصا دعای مادرم اعتقاد داشت. تمام این رفتارها را از برادرم می‌دیدم و از وی الگو می‌گرفتم و الان به مانند ایشان زمان امتحان از مادرم می‌خواهم برای من هم دعا کند.

 برادر شهید محمدرضا ذاکریان برادر بزرگ را چون پدر بیان می‌کند و یادآور می‌شود: وقتی پدر را الگوی خود قرار می‌دهیم، برادر بزرگ را هم این الگوی خود قرار می‌دهید؛ ایشان هم برایم الگو بودند چون نماز خواندن، وضو گرفتن، احترام به پدر و مادر، مهربانی و محبت را از ایشان یاد گرفتم. چون همیشه خوشرو و خنده‌رو بودند، تمام تصاویر و عکس‌هایش را لبخند و خوشرویی می‌بینید و همین تصویرش باعث شد تا برای دیدن پیکرش در روز تشییع به جلو نروم تا آن چهره خوشرویش در ذهنم برای همیشه بماند، لبخندی که آخرین دیدارمان در عید قربان سال گذشته کنار هم برایم به یادگار گذاشت.

علی آقا با اشاره به پشتکار و تلاش برادر شهیدش مطرح می‌کند: تمام دوران کاری پرتلاش بود حتی در زمانی که تحصیل می‌کرد از تلاش و کوشش دست بر نمی‌داشت و راندمان کارش همیشه بالا بود؛ اهل شانه خالی کردن نبود در واقع یک کارمند نمونه و مسئولیت‌پذیر بود؛ همکاران از روحیه خوبش، معاشرت و خشروی اش می‌گفتند و همین پشتکار و روحیه بالا را از ما هم می‌خواست که داشته باشیم و به من و فاطمه که دوقلو هستیم، سفارش می‌کرد که درس‌هایمان را بخوانیم و از مادرم می‌پرسید اوضاع درسیشان چطوره؟ پیگیر درس خواندن ما دو نفر بود و به نوعی نگران وضعیت درسی ما بود.

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
۴۰ میلیون نوجوان در دام دخانیات / طعم‌های میوه‌ای، سلاح جدید صنعت دخانیات
بازگشت حجاج از دوشنبه آغاز می‌شود
رشد ۸۳ هزار واحدی شاخص و سبزپوشی ۹۹ درصدی بازار
تولید گاز ۳ سکوی پارس جنوبی از سر گرفته شد
پزشکیان: مردم باید از واقعیت‌های موجود آگاهی داشته باشند
ترامپ مقام جدید تام باراک را اعلام کرد
تقویم آموزشی و زمان‌بندی امتحانات دانشگاه شهید بهشتی اعلام شد
مهلت ثبت‌نام کارشناسی ارشد پردیس بین‌المللی کیش دانشگاه صنعتی امیرکبیر تمدید شد
دومین همایش حکمرانی حکمی شهید آیت الله سید ابراهیم رئیسی +عکس
امتحانات دانشگاه الزهرا (س) حضوری برگزار می‌شود
اعلام نتایج اولیه دعوت به مصاحبه بدون آزمون دکترای تخصصی دانشگاه آزاد
قالیباف به پزشکیان: ابهام در «حساب کالابرگ» مغایر قانون است
موفقیت اولیه سامانه فناورانه مهار آلودگی هوای تهران
عناوین پرفروش نمایشگاه مجازی کتاب اعلام شد
شناسایی ۴۹۲ گونه بیماری نادر در ایران
بانک مرکزی: صدور چک الکترونیک سرعت گرفت
تکذیب محتوای ‌منسوب به آیت‌الله علم‌الهدی درباره مذاکرات
وضعیت تکان‌دهنده مزار زنده‌یاد عنایت‌الله بخشی در قطعه هنرمندان
بندهای فیفا که ماجرای ویزای ساعتی به تیم ملی ایران را رد می‌کند
رایگان شدن سینما از ابتدای تیرماه برای مددجویان کمیته امداد
زلفی‌گل: تاکید شهید رییسی به اخذ تصمیمات علم پایه برای کشور
تقویم آموزشی و زمان‌بندی امتحانات دانشگاه شهید بهشتی اعلام شد
مهلت ثبت‌نام کارشناسی ارشد پردیس بین‌المللی کیش دانشگاه صنعتی امیرکبیر تمدید شد
امتحانات دانشگاه الزهرا (س) حضوری برگزار می‌شود
اعلام نتایج اولیه دعوت به مصاحبه بدون آزمون دکترای تخصصی دانشگاه آزاد
احتمال تغییر در تقویم آموزشی دانشگاه‌ها برای مدیریت بحران انرژی
کسب موفقیت تازه دانشگاه علوم پزشکی شیراز در نظام رتبه‌بندی جهانی QS در سال ۲۰۲۶
کاظمی: پیشنهادات تاثیر قطعی معدل در کنکور ارائه شد
دستورالعمل اجرایی ثبت‌نام دانش‌آموزان در سال تحصیلی آینده ابلاغ شد
آغاز پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی دانشگاه امام صادق (ع) +جزئیات
اعلام تسهیلات دانشگاه تربیت مدرس برای دانشجویان دکتری ورودی ۱۴۰۵
هزینه انجام پایان نامه با استفاده از Chatgpt Plus
راهنمای پذیرش و چاپ سریع مقاله
حمایت از آزمایشگاه تحقیقاتی اساتید
تکلیف امتحانات دانشگاه شهید بهشتی مشخص شد
امتحانات پایان ترم دانشگاه شهیدبهشتی حضوری شد
ایران در میان ۲۰ قدرت علمی جهان، صدرنشین بهره وری پژوهشی
آمار ثبت نام در کنکور ۱۴۰۵ به حدود یک میلیون نفر رسید
نظرسنجی
بنظر شما باتوجه به حوادث اخیر و شکست سنگین از ایران، چقدر احتمال فروپاشی رژیم صهیونیستی وجود دارد؟





مشاهده نتایج
go to top