به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ لیلی عاج، نویسنده و کارگردان، با اشاره به سخنان رهبر شهید درباره «الگوی سوم زن مسلمان» اظهار داشت: بانوان ایران توانستهاند این الگو را از یک مفهوم نظری خارج کرده و به یک تجربه زیسته و عملی در زندگی روزمره تبدیل کنند.
عاج افزود: امروز نمیشود از مبعوث شدن مردم و حضور بانوان در میدانها صحبت نکرد. نمیشود از شکستن قلیانها برای لغو انحصار استعمار حرف زد و از میدانداری زنان سخن نگفت. نمیشود از «حوض خون» در دفاع مقدس و میدانداری زنان در جنگ یاد کرد و این نقشآفرینیها را نادیده گرفت. میدانداری زنان سرزمینم، تنها فیزیکی نبود بلکه حضوری آرامبخش در دل طوفانها بود.
این نویسنده و کارگردان بیان کرد: امروز اگر آرامش، صلح و روزمرگیها باعث شود که ما ارج و جایگاه این اتفاق بزرگ را فراموش کنیم، دچار غفلت شدهایم. به عنوان عضوی کوچک از جامعه هنری، افتخار داشتم که یک بار در حضور رهبر شهید صحبت کنم. ارادهام این بود که درباره «الگوی سوم زن مسلمان» و نسبت آن با تولید آثار هنری حرف بزنم.
وی اظهارداشت: همه میدانید که حضرت آقا چقدر هوشمند و سخنور بودند، از اولین سخنرانیهای دوران انقلاب تا امروز که با عصا حاضر میشوند. ایشان دقیقا میدانستند چه زمانی عصا را کنار بگذارند، چه زمانی ایستاده صحبت کنند و چه زمانی به چشمان شنونده خیره شوند. بنابراین، حرف زدن در برابر کسی که یک کتابخوان قهار بود، برای من که دلبستگیام نمایشنامهنویسی است، بسیار کار سختی بود.
عاج گفت: روزی که خدمت رهبر انقلاب رسیدم، روز میلاد حضرت زهرا (س) بود. فضا پر از نوشتههای «یا فاطمه زهرا» بود. همانطور که اکنون گاهی کاغذی به دست سخنران میدهند که «وقت تمام است، ۳۰ ثانیه وقت دارید جمعبندی کنید»، آن روز هم برای من همین وضعیت پیش آمد. میدانستم سخنران سوم یا چهارم هستم. در آن لحظات، به در و دیوار نگاه کردم و گفتم که یا حضرت زهرا، من در برابر آقا کم نیاورم، چون خودم را نمیبخشم.
این نویسنده و کارگردان افزود: از رهبر انقلاب خواسته بودم که نصیحتی کنند. وقتی مراسم تمام شد، خانمهای سخنران را به راهروی پشت حسینیه فراخواندند تا دیداری چند دقیقهای داشته باشند. نوبت به من رسید؛ خواستم جملهای بگویم که تا ابد به کارم بیاید. از ایشان خواستم مرا نصیحت کنند. ایشان فقط به من نگاه کردند و فرمودند: «کار کنید و ناامید نشوید.»
عاج خاطرنشان کرد: امروز خوشحالم که در برابر بانوانی صحبت میکنم که کار میکنند، ناامید نمیشوند و به بانوانی افتخار میکنم که در تمام این شبها، میداندار میدانها بودند. این جملهای بسیار ساده است اما در عمل معجزه میکند.



