به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ امیرحسین درکی/// تجربه دوجنگ اخیر 12 روزه و 40 روزه که بعد از فرآیند مذاکرات چندجانبه میان ایران و آمریکا شکل گرفت، نشان داد راهبرد مذاکره در قبال این دولت تروریستی کاربردی ندارد. چراکه خواستهها و اهداف این کشور در قبال ایران بر اساس راهبرد فشار، تحمیل و باج خواهی است و به تعبیری زیرسوال بردن شرافت ملت ایران است.
موضوعی که رهبر شهید انقلاب در سخنرانی ۱۹ بهمن ۱۴۰۳ بدان اشاره و فرموده بودند: «مذاکره با آمریکا عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست. دلیل؟ تجربه!» با این حال و با وجود انتقادات و نادیده گرفتن تجربههای اعتماد به آمریکا، روز گذشته شورای عالی امنیت ملی خبر از توافق با آمریکا داد و طی بیانیهای اعلام کرد:« مذاکرات پایان جنگ (مذاکرات اسلام آباد) را میان ایران و امریکا در شامگاه ۲۴ خرداد ماه، نهایی کرد. بر اساس توافقات انجام شده، جنگ و عملیات نظامی در تمامی جبهه ها از جمله لبنان از امشب به صورت فوری و دائمی پایان یافته و به علاوه، محاصره دریایی علیه ایران بلافاصله و به طور کامل خاتمه مییابد. امضای این یادداشت تفاهم در روز جمعه ۲۹ خرداد به طور رسمی انجام خواهد شد.» و اعلام شد «مذاکرات برای توافق نهایی، به پس از اجرای تعهدات طرف مقابل وفق یادداشت تفاهم موکول خواهد شد.»
مارک دوبوویتز، مدیر بنیاد دفاع از دموکراسیها، در مواضعی درباره نحوه مواجهه دولت آمریکا با ایران، مجموعهای از توصیهها را به تیم مذاکره کننده آمریکا ارائه داد. در حالی که موضوع توافق یا مذاکره احتمالی میان ایران و آمریکا بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته، اظهارات و توصیههای مارک دوبوویتز، مدیر بنیاد دفاع از دموکراسیها FDD، تصویری عریان از نگاه آمریکاییها در واشنگتن به مذاکرات با ایران ارائه میدهد.
بر این اساس ، مذاکره با ایران نه بهعنوان مسیری برای صلح و پایان جنگ، بلکه بهعنوان ابزاری برای بازسازی نظامی، ترمیم بحران انرژی، گرفتن امتیازهای محدود و سپس بازگشت سریع به فشارهای شدیدتر تعریف میشود. دوبوویتز در توصیههایی که درباره نحوه مواجهه دولت آمریکا با ایران مطرح کرده، بر چند محور اصلی تأکید دارد؛ از جمله آرامسازی بازارهای انرژی، پر کردن ذخایر، بازسازی توان ارتش آمریکا، تشدید اجرای تحریمها و حمایت از جریانهای مخالف جمهوری اسلامی.
او در گزارشی که در صفحه شخصی خود منتشر کرده، خطاب به تیم آمریکایی نوشته است:« بازارهای انرژی را دوباره آرام کنید و ذخایر خود را پر نمایید؛ به ارتش آمریکا فرصت استراحت و بازسازی تجهیزات بدهد؛ طرحی برای حمایت از مخالفان ایرانی با هدف فلج کردن حکومت تدوین کنید؛ تحریمها را با فشار مداوم و بیوقفه اجرا کند؛ در پای میز مذاکره فریب نخورد؛ اراده تهران را در همان مراحل اولیه بیازماید؛ امتیازهای حداقلی بدهد؛ در برابر هر امتیاز، نتیجه مشخص بخواهد؛ در صورت عدم تحقق خواستهها، سریع از میز مذاکره کنار بکشد؛ و در نهایت، فشارها و حتی گزینههای تهاجمی را تشدید کند.»
این رویکرد به خوبی نوع نگاه آمریکایی ها را به مذاکرات نشان میدهد، بطوری که مذاکره با ایران را نه طرحی برای صلح و توافق، بلکه بخشی از یک راهبرد چندلایه و فریبآمیز برای افزایش فشار میدانند. نکته قابل توجه این است که بنیاد دفاع از دموکراسیها پیشتر نیز از جمله مراکزی بوده که طرحهای سختگیرانه علیه ایران، از جمله گزینههایی مانند تشدید فشارهای اقتصادی و حتی ایدههایی نظیر محاصره دریایی ایران را در محافل سیاستگذاری آمریکا مطرح کرده است.
از این منظر، اگرچه دونالد ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود از توافق هستهای برجام خارج شد و آن را توافقی بد و ناکافی خواند، اما نگاه برخی مشاوران و چهرههای نزدیک به اردوگاه او نشان میدهد که هرگونه توافق احتمالی جدید با ایران، میتواند نه از مسیر اعتمادسازی، بلکه در چارچوب فشار، تهدید و گرفتن امتیازهای سریع تعریف شود.
به بیان دیگر، از نگاه این جریان، مذاکره با ایران زمانی قابل قبول است که بهعنوان بخشی از راهبرد فشار حداکثری عمل کند؛ راهبردی که هدف آن، کاهش توان چانهزنی تهران و وادار کردن ایران به پذیرش شروط سختتر است. با این حال، منتقدان این رویکرد معتقدند چنین نگاهی میتواند مسیر دیپلماسی را شکنندهتر کرده و احتمال بازگشت تنش میان ایران و آمریکا را افزایش دهد؛ بهویژه اگر مذاکره نه برای دستیابی به توافق پایدار، بلکه برای آزمون، فرسایش و تشدید فشار طراحی شده باشد. در مجموع، مواضع دوبوویتز و بنیاد FDD نشان میدهد که در پشت پرده نگاه بخشی از جریانهای آمریکایی به توافق با ایران، همچنان منطق «مذاکره همراه با فشار» و نه «توافق بر پایه مصالحه» حاکم است؛ منطقی که میتواند آینده هرگونه تفاهم احتمالی میان تهران و واشنگتن را با ابهام جدی روبهرو کند.
سردبیر خبرنامه دانشجویان ایران



