به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در روزهایی که میلیونها نفر برای وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی در آیینهای تشییع و بدرقه حضور یافتند، همزمان در فضای مجازی نیز روایتی متفاوت شکل گرفت؛ روایتی که نه با دوربین عکاسان، بلکه با توانایی هوش مصنوعی خلق شد.
کاربران شبکههای اجتماعی، شخصیتهای شهید و چهرههای شناختهشده مقاومت را در میان جمعیت عزاداران بازآفرینی کردند؛ تصاویری که گویی مرز زمان را کنار زده بودند و انسانهایی که سالها پیش به شهادت رسیده بودند، بار دیگر در میان مردم ایستاده بودند؛ نه بهعنوان خاطره، بلکه بهعنوان حاضران این وداع تاریخی.
در یکی از تصاویر، فرماندهان شهید در کنار مردم دیده میشوند؛ در تصویری دیگر، چهرههایی که سالهاست از میان ما رفتهاند، در سکوت به خودرو حامل پیکر رهبر شهید نگاه میکنند. هیچکدام از این تصاویر واقعی نبودند، اما واکنشی که برانگیختند، کاملاً واقعی بود.
شاید راز فراگیر شدن این آثار، نه در کیفیت فنی آنها، بلکه در احساسی باشد که منتقل میکردند؛ احساسی که ریشه در یکی از عمیقترین باورهای دینی جامعه ایران دارد؛ اینکه «شهید» پایان نمییابد و مرگ، نقطه پایان حیات او نیست.
هوش مصنوعی؛ ابزار روایت احساس
تا همین چند سال پیش، هوش مصنوعی بیشتر با تولید متن یا خلق تصاویر هنری شناخته میشد، اما امروز این فناوری به ابزاری برای روایت احساسات جمعی نیز تبدیل شده است.
کاربران دیگر تنها مصرفکننده تصویر نیستند؛ آنها خود روایتگر میشوند. کافی است چند جمله بنویسند تا هوش مصنوعی صحنهای را خلق کند که هرگز رخ نداده، اما میتواند حامل یک معنا باشد.
در جریان مراسم وداع با رهبر شهید نیز همین اتفاق رخ داد. تصاویر تولیدشده قرار نبود سند تاریخی باشند؛ آنها بیشتر به زبان نمادها سخن میگفتند. زبان تصویر، آنجا که واژهها دیگر توان بیان احساس را ندارند.
در این تصاویر، شهیدان نه از گذشته، بلکه از اکنون آمده بودند؛ گویی فاصله میان نسلها برداشته شده و همه در یک قاب ایستادهاند.
«شهدا زندهاند»؛ باوری که تصویر شد
در فرهنگ اسلامی و بهویژه فرهنگ شهادت در ایران، جمله «شهدا زندهاند» تنها یک شعار نیست؛ بلکه برداشتی دینی از جایگاه شهید است. همین باور باعث شد بسیاری از کاربران، تصاویر هوش مصنوعی را نه صرفاً یک اثر هنری، بلکه تجسم تصویری همین اعتقاد بدانند.
برای بسیاری از مخاطبان، این تصاویر یادآور این معنا بود که وداع با شهید، به مفهوم خداحافظی ابدی نیست. در نگاه آنان، شهید همچنان در متن زندگی حضور دارد و پیوند او با جامعه گسسته نمیشود.
از همین منظر، برخی کاربران نوشتند که رهبر شهید در این روایتهای تصویری، تنها در میان مردم بدرقه نمیشود؛ بلکه در تخیل جمعی، شهیدان پیشین نیز به استقبال او آمدهاند. همین خوانش نمادین، سبب شد آثار تولیدشده با سرعت زیادی در پیامرسانها و شبکههای اجتماعی بازنشر شوند.
رسانهای شدن یک احساس
نکته قابل توجه این بود که برخلاف بسیاری از تصاویر هوش مصنوعی که تنها چند ساعت در شبکههای اجتماعی دیده میشوند و سپس فراموش میشوند، این مجموعه تصاویر عمر بیشتری پیدا کرد.
علت این ماندگاری را باید در پیوند میان فناوری و حافظه جمعی جستوجو کرد. هوش مصنوعی تنها تصویر را ساخت؛ اما معنا را مخاطبان به آن بخشیدند.
تصاویر، نه از جنس خبر بودند و نه مستند؛ بلکه به بخشی از روایت احساسی این روزها تبدیل شدند. روایتی که نشان میداد فناوری، برخلاف تصور رایج، همیشه در خدمت سردی و محاسبه نیست؛ گاهی میتواند زبان بیان عواطف جمعی نیز باشد.
شاید به همین دلیل است که این تصاویر، بیش از آنکه درباره توانایی هوش مصنوعی سخن بگویند، درباره رابطه یک ملت با مفهوم شهادت حرف میزنند؛ رابطهای که در آن، مرگ پایان حضور نیست و حافظه جمعی، شهیدان را همچنان در کنار خود میبیند.
وقتی فناوری به زبان سوگواری تبدیل میشود
سالها بود که از هوش مصنوعی بیشتر با واژههایی مانند سرعت، دقت، اتوماسیون و آینده یاد میشد؛ اما در روزهای پس از شهادت رهبر انقلاب، این فناوری چهره دیگری از خود نشان داد؛ چهرهای که بیش از آنکه به محاسبات وابسته باشد، به احساسات جمعی گره خورده بود.
کاربران ایرانی این بار از هوش مصنوعی برای ساختن یک تصویر زیبا یا خلق اثری هنری استفاده نکردند؛ آنها با کمک این فناوری، برداشتی از باورها و احساسات خود را به تصویر کشیدند. در این روایت تصویری، مرز میان گذشته و حال از میان برداشته شد و شهیدانی که سالها پیش از این جهان رفته بودند، در میان جمعیت عزاداران ایستادند؛ گویی تاریخ در یک قاب متوقف شده است.
این تصاویر، فارغ از اینکه واقعیت خارجی نداشتند، حامل واقعیتی دیگر بودند؛ واقعیتی که در ذهن و فرهنگ میلیونها نفر جریان دارد. برای بسیاری از مخاطبان، این آثار تنها یک خروجی هوش مصنوعی نبود، بلکه تجسم تصویری این باور بود که شهید، از جامعه خود جدا نمیشود و پیوند او با مردم، پس از شهادت نیز ادامه دارد.
در ادبیات دینی و فرهنگ مقاومت، همواره از شهید بهعنوان انسانی یاد شده که حیات او با شهادت پایان نمیپذیرد. همین پیشزمینه فرهنگی باعث شد تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی، بسیار فراتر از یک ترند اینترنتی دیده شوند و برای بسیاری از کاربران، رنگ و بوی یک روایت اعتقادی پیدا کنند.
روایتهایی که الگوریتمها را هم درنوردیدند
در فضای رسانهای امروز، موفقیت یک محتوا تنها به کیفیت فنی آن وابسته نیست؛ آنچه یک تصویر را ماندگار میکند، توانایی آن در برانگیختن احساسات مشترک است.
تصاویر هوش مصنوعی مربوط به مراسم وداع با رهبر شهید، دقیقاً از همین ویژگی برخوردار بودند. آنها بدون نیاز به توضیح، داستان خود را روایت میکردند. مخاطب تنها با دیدن یک قاب، پیام آن را دریافت میکرد؛ اینکه در نگاه بسیاری از مردم، شهادت پایان همراهی نیست، بلکه آغاز نوع دیگری از حضور است.
این همان نقطهای است که فناوری و فرهنگ به یکدیگر میرسند. هوش مصنوعی ابزار خلق تصویر بود، اما معنا از دل باورهای اجتماعی برآمد. اگر همین تصاویر در جامعهای با پیشزمینه فرهنگی متفاوت منتشر میشد، احتمالاً تنها بهعنوان نمونهای از هنر دیجیتال دیده میشد؛ اما در ایران، به دلیل جایگاه مفهوم شهادت در حافظه جمعی، خوانشی متفاوت پیدا کرد.
از منظر ارتباطات، این اتفاق نشان داد که فناوریهای نوین، صرفاً ابزار انتقال اطلاعات نیستند؛ آنها میتوانند حامل نمادها، احساسات و روایتهای فرهنگی نیز باشند. امروز هوش مصنوعی تنها متن و تصویر تولید نمیکند، بلکه به بخشی از شیوه روایت ملتها از خود و باورهایشان تبدیل شده است.
شاید به همین دلیل باشد که این تصاویر، حتی پس از فروکش کردن موج اولیه انتشار، همچنان در کانالها و صفحات مختلف بازنشر میشوند. زیرا آنچه مخاطب را متوقف میکند، نه تکنیک ساخت تصویر، بلکه احساسی است که در پس آن نهفته است؛ احساسی که میگوید در فرهنگ شهادت، وداع به معنای پایان نیست.
در نهایت، شاید بتوان گفت آنچه این روزها در فضای مجازی دیده شد، بیش از آنکه درباره هوش مصنوعی باشد، درباره انسان بود؛ درباره حافظهای که فراموش نمیکند، درباره باوری که مرگ را پایان راه نمیداند و درباره مردمی که میکوشند عمیقترین احساسات خود را با زبان فناوری روایت کنند. در این روایت، هوش مصنوعی تنها قلم بود؛ نویسنده اصلی، فرهنگ و حافظه جمعی مردمی بود که شهیدانشان را همچنان حاضر و ناظر بر زندگی خود میدانند.



