به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مهدی شفایی در یادداشتی نوشت:
مقدمه؛ وقتی راه حل از قبل پیدا شده بود
ابتدای دهه ۶۰ شمسی، در اوج جنگ تحمیلی و با وجود تمام محدودیتها، سیاستگذاران انقلابی نظام سلامت، قانونی مترقی به تصویب رساندند: «قانون تربیت بهداشتکار دهان و دندان به منظور گسترش خدمات درمانی و بهداشتی در روستاها». این قانون، راهکاری هوشمندانه برای پر کردن خلأ عظیم خدمات دندانپزشکی در مناطق محروم بود؛ نیروهایی با دوره آموزش کوتاهتر و هزینه کمتر که میتوانستند خدمات پایه را به روستاییان ارائه دهند. اما این قانون، پس از مدتی به بایگانی سپرده شد و ۳۰ سال توقف در اجرای آن، محرومیت را چندین برابر کرد.
قانون نوشتهشده، لکن بدون اجرا
طبق ماده واحده این قانون، وزارت بهداری موظف شد «به منظور گسترش و پیشرفت خدمات درمانی و بهداشتی دهان و دندان در مناطق محروم و روستاها، تربیت بهداشتکاران مربوط را عهدهدار و پس از آن...» اما به گفته کارشناسان، «در ۲۰ سال گذشته هیچ بهداشتکار دهان و دندانی تربیت نشده است.» در سال ۶۱ عدهای با این عنوان جذب شدند و این عده بدون کنکور موفق به اخذ مدرک دندانپزشکی شدند. اما پس از آن، این مسیر متوقف شد و نیروهای حدواسط از چرخه ارائه خدمات حذف گردیدند.
نتیجه فراموشی؛ نسلی با دهانهای پوسیده
نتیجه این ۳۰ سال توقف، آماری است که هر خوانندهای را به لرزه میاندازد. طبق پیمایش ملی مرکز پژوهشهای مجلس، میانگین شاخص دندانهای پوسیده، ازدسترفته و پرشده (DMF) در کودکان ۶ و ۱۲ ساله به ترتیب ۸۴.۵ و ۸۴.۱ است. یعنی بیش از ۸۴ درصد از دندانهای کودکان ایرانی یا پوسیده است یا کشیده شده یا پر شده است. در بین ۳۱ استان کشور، استان کردستان در هر دو رده سنی کودکان ۶ و ۱۲ سال، دارای بیشترین تعداد در این شاخص است.
هزینه سنگین بیتوجهی به پیشگیری
یک نوبت فلورایدتراپی برای یک کودک، هزینهای ناچیز دارد؛ اما درمان پوسیدگیهای عمیق در دوران نوجوانی به چندین میلیون تومان میرسد. اگر دولت به جای درمانهای پرهزینه بعدی، بر پیشگیری و غربالگری در روستاها سرمایهگذاری میکرد، اکنون شاخصهای دهان و دندان وضعیت بهتری داشت. اما متأسفانه، ما ثروتمندترین راههای درمان را انتخاب کردهایم، در حالی که ارزانترین روشهای پیشگیری را رها کردهایم.
تجربه جهانی؛ الگویی که ایران فراموش کرد
سازمان جهانی بهداشت به کشورها توصیه میکند که با تربیت درمانگران حدواسط دندانپزشکی در دورههای کوتاهمدت، به انجام درمانهای ضروری بپردازند. کشورهایی مانند هند، تایلند و برزیل با استفاده از این الگو، توانستهاند پوشش سلامت دهان را در روستاهای خود بیش از ۷۰ درصد افزایش دهند. در این کشورها، بهداشتکاران خط مقدم تشخیص بیماریهای دهان هستند و فقط موارد پیچیده را به دندانپزشک ارجاع میدهند. اما در ایران، این الگوی موفق، قربانی انحصارگرایی و بیتوجهی شده است.
راهکار؛ احیای قانون متروکشده
اکنون زمان آن رسیده که با بازگشت به همان ریشههای انقلابی و قانون متروکشده، این آرمان را مجدداً محقق سازیم. احیای «قانون تربیت بهداشتکار دهان و دندان» و تربیت مجدد نیروهای حدواسط، میتواند دسترسی روستاییان به خدمات پایهٔ دندانپزشکی را به طرز چشمگیری افزایش دهد. این نیروها میتوانند با هزینه بسیار کمتر از دندانپزشک، خدمات غربالگری، معاینه، جرمگیری، فلورایدتراپی و فیشورسیلانت را در دل روستاها ارائه کنند.
نتیجهگیری
قانونی که در سختترین شرایط جنگی برای نجات دندانهای روستاییان نوشته شد، حالا ۳۰ سال است که خاک میخورد. نتیجه این فراموشی، نسلی است که در ۳۰ سالگی به طور میانگین ۵ دندان کشیده یا پوسیده دارد. این یعنی ما نه فقط یک قانون، که امید یک نسل را به بایگانی سپردهایم. احیای این قانون، نه یک انتخاب که یک ضرورت است. لبخند روستاییان، بیش از این نباید قربانی بیتوجهی شود.



