به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ زینب عشوریان/// گذار باروری به گفته صاحبنظران به معنای حرکت از باروری طبیعی به سمت باروری کنترل شده است؛ یعنی همان کنترل عمدی فرزندآوری از سوی انسان.
حال اینکه چرا جوامع به سمت کنترل فرزندآوری حرکت کردهاند، میتواند ریشه در بسیاری از عوامل مختلف داشته باشد. نکته حائز اهمیت این است که اندیشمندان در جهت حل این مسئله یعنی کاهش باروری، با نظریات مختلف خود زمینه را برای تفکر، تدبر و در نهایت تلاش برای یافتن راهکارهای عملی فراهم کردهاند.
حاتم حسینی، نویسنده کتاب «جمعیتشناسی اقتصادی اجتماعی و تنظیم خانواده» در فصل چهارم این کتاب که به دنبال تبیین گذار باروری است، نظریههای باروری را به دو دسته تقسیم میکند. نظریاتی که برگرفته از انتخاب عقلانی جوامع است و نظریاتی که فرهنگها و ارزشهای جامعه بر آن غلبه دارند.
نظریهها و مدلهای باروری، زیاد هستند و قابلیت تحلیل و بررسی در این فضای کوتاه وجود ندارد؛ لکن به مختصر چند نظریه از دسته اول نظریات را تحلیل میکنم.
در نظریه گذار جمعیتشناختی که پرچمدار آن شنه است، از یک تفکری به نام «کاهش مرگ و میر» برای کاهش باروری رونمایی میشود. استدلال شنه این است که جوامع در فرایند نوسازی خودشان، با کاهش مرگ و میر بخصوص اطفال، به سمت کنترل باروری حرکت کردهاند. پیش از آن انگیزه والدین برای فرزندآوری به علت بالا بودن آمار مرگ و میر کودکانشان، بیشتر بود. زوجین در تلاش برای آوردن فرزندان بیشتر جهت جایگزین فرزندان از دست رفته خود بودند.
حال اینکه چرا زن و مرد به دنبال جایگزین کردن فرزندان از دست رفته خود بودند را میتوان در نظریه هزینهها و منافع فرزندان جستجو کرد. لیبنشتاین در این نظریه معتقد است که تصمیم عقلانی زوجین برای داشتن فرزند بیشتر، در سه عامل مهم خلاصه میشد:« نیروی کار مجانی در فعالیتهای کشاورزی و دامداری، حمایت از والدین در سنین کهولت یا بیماری و منبع لذت برای والدین.» گرچه فرزندان هزینههای مستقیمی همچون مراقبت و تعلیم تربیت و هزینههای غیر مستقیمی که مادر بخاطر نگهداری از فرزندش متحمل میشود را با خود به همراه دارند اما والدین همچنان انتخابشان عقلانی بود؛ یعنی فرزند بیشتر، زندگی بهتر.
از منافع دیگر فرزندان که انگیزه زوجین را برای فرزندآوری بیشتر میکرد، جریان ثروت بیننسلی بود. عبارتی که کالدول تحت عنوان یک نظریه مطرح کرد. او معتقد است جریان ثروت، تمام آن میزان هزینههایی است که والدین برای فرزندانشان متحمل میشوند. آنچه نظریه کالدول را خواندنیتر میکند، جدا کردن دو ساختار خانوادگی متفاوت برای شرح این نظریه است. در ساختار جوامع سنتی، فرزندان منافع اقتصادی دارند. همانطور که در سطور قبل به آن اشاره شد. لذا جریان ثروت رو به بالا است و والدین تا یک سنی برای فرزندان خود هزینه میکنند، از یک سنی به بعد، فرزندان هستند که آن ثروت را به نسل سالخورده، برمیگردانند. در نتیجه والدین به افزایش فرزندان خود اهمیت میدهند. در ساختار جوامعی که رنگ و بوی مدرن و صنعتی به خود میگیرد، فرزندان برای خانواده دارای بار اقتصادیاند. لذا والدین تصمیم میگیرند از خیر افزایش فرزند خود بگذرند و به قول خودشان، به کیفیت فرزندانشان بیشتر از کمیت آنان توجه کنند.
طبق نظریاتی که مطرح شد، میشود گفت مسئله کاهش باروری در جامعه ایران، تنها در مسائل اقتصادی خلاصه نمیشود. نوع نگاه تقلیل و تحریفیافته به ابعاد خانواده که ریشه در سبک زندگی صنعتی و غربی دارد، منجر میشود خانوادهها، زندگی آرام خود را در کنترل باروری جستجو کنند. تا زمانیکه نگاه «خانواده قدرتمند در گرو فرزندان بیشتر»، در میان زوجین ایرانی رایج نشود، نمیتوان در پی افزایش سطح باروری بود.خانواده قدرتمند خانوادهای است که نه تنها در مسائل اقتصادی به بنبست نمیخورد بلکه در حوزه مسائل تربیتی و اجتماعی که در این یادداشت از آن سخن به میان نیامده است، پیشگام خواهد بود.
پایان بخش اول



