به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ کتاب برای کودک فقط مجموعهای از واژهها و تصویرها نیست؛ دریچهای است به جهانهایی که شاید هیچگاه فرصت تجربه مستقیم آنها را پیدا نکند. با این حال، علاقهمند کردن کودکان به مطالعه تنها به توصیه خانوادهها وابسته نیست؛ دسترسی به کتابهای مناسب، کتابخانههای در دسترس و فرصت شنیدن و خواندن قصه نیز در شکلگیری این عادت نقش دارد.
کتابخوانی در دوران کودکی میتواند زمینهای برای گسترش دایره واژگان، تقویت زبان، افزایش قدرت تخیل و آشنایی با تجربهها و دیدگاههای متفاوت فراهم کند. کودک هنگام خواندن داستان، تنها با اتفاقات یک روایت همراه نمیشود؛ او درباره انتخاب شخصیتها فکر میکند، پیامد تصمیمهایشان را دنبال میکند و گاهی خود را جای کسانی میگذارد که زندگی و شرایطی متفاوت از او دارند.
از این منظر، کتاب فرصتی برای شناخت جهان و تمرین اندیشیدن است؛ فرصتی که ارزش آن فراتر از موفقیت در درسهای مدرسه قرار میگیرد.
وقتی کتاب، راهی برای کشف جهان میشود
یکی از ظرفیتهای مهم داستانهای کودک، پرورش تخیل است. قصه میتواند کودک را به سرزمینهایی ناشناخته ببرد، با شخصیتهایی متفاوت آشنا کند و پرسشهایی تازه در ذهن او شکل دهد. این تجربه به کودک کمک میکند جهان را محدود به محیط پیرامون خود نبیند و امکانهای دیگری را نیز تصور کند.
خواندن داستان همچنین میتواند فرصتی برای گفتوگو میان کودک و بزرگسال باشد. پرسیدن درباره رفتار شخصیتها، حدس زدن ادامه ماجرا و صحبت درباره احساسات افراد داستان، تجربه مطالعه را از فعالیتی فردی به فرصتی برای ارتباط و یادگیری تبدیل میکند.
با این حال، علاقه به کتاب معمولاً با اجبار و تبدیل مطالعه به تکلیفی دیگر تقویت نمیشود. انتخاب کتاب متناسب با سن و علاقه کودک، خواندن مشترک و فراهم کردن فرصت پرسشگری میتواند رابطه او با کتاب را دلپذیرتر کند.
عدالت فرهنگی از قفسه کتاب آغاز میشود
ترویج کتابخوانی زمانی معنا پیدا میکند که امکان دسترسی به کتاب نیز جدی گرفته شود. همه کودکان در محیطهای یکسانی بزرگ نمیشوند؛ برخی در خانه به مجموعهای از کتابهای متناسب با سن خود دسترسی دارند و برخی دیگر برای پیدا کردن یک کتاب مناسب، به امکانات فرهنگی بیرون از خانه وابستهاند.
در چنین شرایطی، کتابخانههای عمومی و کودک، کتابخانههای مدارس، برنامههای امانت کتاب و فعالیتهای ترویجی در مناطق کمبرخوردار میتوانند بخشی از این فاصله را کاهش دهند. عدالت فرهنگی تنها به معنای وجود کتاب نیست؛ کتاب باید در دسترس کودک باشد، با نیازها و علایق او تناسب داشته باشد و امکان استفاده از آن برای خانوادهها فراهم شود.
توجه به کودکان دارای معلولیت نیز در این مسیر اهمیت دارد. دسترسپذیر بودن فضای کتابخانه و فراهم شدن منابع متناسب با نیازهای مختلف، از جمله کتابهای صوتی، بریل و کتابهای تصویری مناسب، میتواند فرصت مشارکت فرهنگی را برای کودکان بیشتری فراهم کند.
سهم خانواده، مدرسه و نهادهای فرهنگی
علاقه به مطالعه در یک روز یا با برگزاری یک برنامه مناسبتی شکل نمیگیرد. خانواده میتواند با قصهخوانی، در اختیار گذاشتن کتاب و احترام به علایق کودک، نخستین تجربههای مثبت او از مطالعه را بسازد. مدرسه نیز با معرفی آثار مناسب، ایجاد فرصت مطالعه آزاد و پیوند دادن کتاب با گفتوگو و فعالیتهای خلاقانه میتواند این تجربه را ادامه دهد.
نهادهای فرهنگی و کتابخانهها نیز در فراهم کردن فرصت برابر نقش دارند؛ بهویژه زمانی که برنامههای کتابخوانی از مراکز شهری فراتر بروند و کودکان مناطق کمبرخوردار را نیز دربر بگیرند.
در کنار این اقدامات، باید به تنوع کتابهای منتشرشده برای کودکان توجه داشت. کتاب خوب لزوماً کتابی نیست که پیامی مستقیم و آموزشی داشته باشد؛ گاهی یک داستان خیالانگیز، ماجرایی ساده یا شخصیتی کنجکاو میتواند کودک را بیشتر به خواندن علاقهمند کند و پرسشهای تازهای در ذهن او بسازد.
هزار راه به سوی فردا
عنوان روز پنجم هفته کودک، یادآور این نکته است که کتابخوانی صرفاً انتقال اطلاعات نیست؛ فرصتی برای خیالپردازی، شناخت، پرسشگری و آشنایی با تجربههای تازه است. تحقق این فرصت نیز به همکاری خانوادهها، مدارس، کتابخانهها و نهادهای فرهنگی نیاز دارد.
اگر قرار است کتاب به بخشی از زندگی کودکان تبدیل شود، باید از توصیه به خواندن فراتر رفت و شرایطی فراهم کرد که هر کودک، فارغ از محل زندگی و امکانات خانوادگی، بتواند کتابی مناسب پیدا کند، قصهای تازه بشنود و جهان خود را از مسیر خواندن گسترش دهد.



