خبرنامه دانشجویان ایران: به نظر می رسد که جایگاه جامعه ی دانشجویی در پیشبرد انقلاب ها در همه جای جهان برای ملت ها و دولت ها واضح و مشخص باشد . این مسئله با توجه به روح تنوع طلب و آرمان خواه دانشجو دور از انتظار نیست . مقام معظم رهبري در ريشه شناسي اين نكته چنين فرموده اند: «در همه جاي دنيا، دانشجويان يكي از قشرهاي پيشرو هستند، علت هم واضح است. روح ناآلوده جوان، هنگامي كه با ذهن و فكر روشن ناشي از تحصيل و با ديد بصير و آگاه همراه مي شود، تركيب خيلي ممتاز و فاخري به وجود مي آورد، آن تركيب، همان دانشجو است!»
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ می توان گفت تاثیر دانشجو و گروه های دانشجویی در سیاست و سرنوشت کشور به انقلاب مشروطه و ملی شدن صنعت نفت بر می گردد، بنابراین بی تاثیر بودن دانشجویان در فجر انقلاب اسلامی بی انصافی بزرگی در حق این قشر روشنفکر به معنای واقعی کلمه است .

خیزش های دانشجویی به عنوان یک وزنه ی سنگین و مستقل از همان روزهای شروع مبارزات ، همپای امام و ملت ، برای تغییر رژیم دیکتاتوری شاهانه تاثیر گزار بود . آنها از ابتدای کار با تعطیل کردن کلاس درس و برگزاری اعتصاب و تحصن و تدوین اعلامیه و انتشار بیانیه به این جریان مدد می رساندند.
اولین گروهی که پس از کودتای 28 مرداد سال 1332در مقابل حکومت وابسته پهلوی و امپریالیسم آمریکا ایستاد، دانشجویان بودند و به عبارت دقیق تر پس از کودتای ۲۸مرداد، جنبش دانشجویی در ایران شکل گرفت. خاطره ی تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به ورود «دنیس رایت» کاردار سفارت انگلیس در ایران در روز16 آذر 1332 و در نهایت به شهادت رسیدن سه تن از دانشجویان دانشکده ی فنی دانشگاه تهران را که همگان به یاد دارند. اما اوج فعالیت های دانشجویان بعد از 15 خرداد سال 1342 نمایان می شود، این فعالیت ها اوج و فرود بسیاری داشت تا اینکه در سال های پایانی انتظار برای برچیده شدن رژیم منحوس شاه ، تبدیل به قلب تپنده و پیشرو در مبارزه شد.
از پديدههاي مهم و قابل تأملي كه از اواخر سال 54 و اوايل سال 55 روند رو به گسترش و نقش تأثيرگذاري پيدا كرد، يكي شكلگيري هيأتهاي مذهبي خانگي با حضور دانشجويان به عنوان هستههاي مبارزاتي و تربيت فكري و عاطفي بود و ديگري- به ويژه از اواخر سال 1355 و اوايل 1356- افزايش تعداد دختراني بود كه با روسري و حجاب اسلامي در دانشگاه تردد ميكردند و رفتار باوقار و لباس عفاف آنها به پرچم مبارزه دانشجويان مذهبي با رژيم شاه و سكولاريسم بدل گرديده بود .
از اواسط سال 1355 و هم زمان با افزايش اقتدار و نفوذ روحانيت در جامعه، بر ميزان تأثيرگذاري روحانيون در سخنرانيها و فضاهاي دانشگاهي نيز افزوده شد و تشكيل نماز جماعتهاي دانشگاهي سيمايي جديد از فضاي مبارزه ديني و آرماني عليه رژيم شاه را در دانشگاهها رقم ميزد . دانشجویان با دعوت از اساتیدی چون شهید مطهری و شهید بهشتی و ... به دانشگاه و برگزاری همایش های شلوغ و پر طرفدار با حضور این اساتید به جریان فکری دانشجوی مبارز جهت می دادند .
تاریخ ماقبل پیروزی انقلاب اسلامی به اعتبار اسناد موجود، از دیدار دانشجویان با حضرت امام روایت های بسیاری دارد. در دوران طاغوت همان اندک رسانه ها تحت سانسور شدید دولتی بوده اند، بسیاری از این اسناد مربوط به گزارش های خود ساواک از این ملاقات هاست، پس در صحت و سقم آن ها جای هیچ شک و شبهه ای نیست. شاید علت اینکه عده ای درباره ی سهم جامعه ی دانشگاهی در فجر انقلاب اسلامی کم لطفی می کنند این باشد که در سال های نزدیک به 1357 به علت حاضر شدن میلیونی مردم در صحنه ی اعتراضات و آمدن مردم کوچه و بازار به کف خیابان ها اقدامات رگه های دانشجویی به نظر کم رنگ می آید .
پس آزادی امام (ره)، در دورانی که حتی بردن نام ایشان جرم محسوب می شد و حتی ساواک در برخی از گزارشات خود از ذکر نام امام امتناع می کرد و از حرف "خ" به جای خمینی استفاده می کرد، حدود 500 نفر از دانشجویان درسال 1343با ایشان دیدار می کنند و برای عرض ارادت به حضرت امام پیام تبریک می فرستند. در متن پیام امام را مسیح جهان شیعه خطاب می کنند و آزادی ایشان را به عموم شیعیان جهان شادباش می گویند
در بعضی برنامه ها احزابی چون جبهه ملی و نهضت آزادی از جمعیت به نفع خود بهره برداری می کردند و در لابلای دانشجویان کم و بیش حضور داشتند، در ابتدا هم ساواک این اجتماع را به این احزاب وصل می کند، اما بعدا خودش این ادعا را رد می کند : "از شعار ها و پلاکارت ها مشخص می شود که این جمعیت از افراد «جبهه ملی» و «نهضت آزادی» نبوده اند، چرا که این شعار ها نمی توانست از گروه های یاد شده باشد."
مورخه 4 تیر سال 1345 آقای ماسالی (دبیر امور بینالمللی کنفدراسیون جهانی دانشجویان )در مراجعت از سمینار کنفرانس بینالمللی دانشجویان فیلیپین مسافرتی به عراق کرده و به حضور حضرت امام خمینی (ره) شرفیاب گردید و مراتب پشتیبانی دانشجویان ایرانی را از مبارزات روحانیون مترقی و شخص حضرت امام (ره) اعلام داشت.
مذاکرات حضرت آیتاللّه خمینی با دبیر کنفدراسیون جهانی در روز 25 ژوئن برابر با چهار تیر ماه در نجف اشرف درباره نحوۀ همکاری های آیندۀ روحانیون با دانشجویان صورت گرفت و از طرف دبیر کنفدراسیون، اطلاعات لازم دربارۀ کنفدراسیون و فعالیت های آن در جنبههای مختلف در اختیار حضرت امام گذاشته شد.
حضرت امام (ره) ضمن اظهار تأسف از وضع میهن واشاره به زندانی شدن عدۀ کثیری از میهنپرستان فرمودند که:" این مبارزات را باید توسعه داد و تمام ملت را در آن شرکت داد. دانشجویان باید متحداً به مبارزات خود ادامه دهند و مردم ستمدیدۀ ایران و آنچه بر آنان میگذرد را فراموش نکنند. آیندۀ مملکت به دست جوانان سپرده میشود و در حفظ و حراست آن نباید غفلت کنند. ما روحانیون با شما در این راه همراه هستیم و براساس احکام اسلام با شما همکاری میکنیم."
در این دیدار امام (ره) فرمودند که در آینده در موقعیتی مناسب مطالبی برای دانشجویان از طریق کنفدراسیون مرقوم خواهند داشت.
در فروردین 1349 (روز مسابقه ی فوتبال بین ایران و اسرائیل که تیم ایران اسرائیل را شکست داد) دانشجویان با حضور گسترده ی خود در ورزشگاه و سر دادن شعارهایی همچون
” درود آزادگان به سازمان الفتح؛ درود ملت ایران به مردم فلسطین
با دشمنان اسلام مسابقه نمی دهیم
با دشمنان اعراب مسابقه نمی دهیم
مسابقه با اسرائیل ننگ برای ملت است
اسرائیل محکوم است... ”
بر ضد رژیم غاصب اسرائیل حمایت خود را از مردم مظلوم فلسطین اعلام کردند، تفکر ضد صهیونیستی ای که قطعا متاثر از روشنگری های امام خمینی (ره) در آن سال ها نسبت به مسئله ی فلسطین است.
دیدار حضرت امام با دانشجویان
با توجه به این که امام خمینی در سال های پیش از انقلاب و در دوره های تبعیدی در خارج از ایران رهبری انقلاب را دنبال می کردند، در نتیجه بیشتر دیدارهای ایشان با دانشجویان مربوط می شود به دانشجویان ایرانی مقیم خارج از کشور به عنوان نمونه:
امام خمینی(ره) در دیدار با دانشجويان و ايرانيان مقيم خارج در تشریح وقایع سلطنت پهلوى در 16 آبان 1357 از اشتباهات خواصی سخن می گوید که کسانی که مسائل را می توانستند بفهمند، مردم را مطلع نکردند و می فرماید:
"در طول سلطنت اين سلسله يك اشتباهاتى شده است كه خيلى موجب تأسف است؛ بعضى اشتباهات در زمان رضا شاه و بعضى هم در زمان حكومت اين آقا. از اول كه كودتا شد- كودتاى رضا شاه شد و با امر انگليسها اين امر واقع شد- اشتباه اين بود كه مردم را، آنهايى كه اطلاعات داشتند و مسائل را مىتوانستند بفهمند، مردم را مطلع نكردند..." و می فرمایند : "مصدق، محمدرضای بی عرضه را قلدر کرد".
پیام امام خمینی در تاریخ 13ذیالحجه98 در پاسخ به پیام پشتیبانی دانشجویان مسلمان ایرانی مقیم امریکا صادر شده است. دانشجویانی که در اعتراض به جنایتهای شاه در ایران و حمایت امریکا از رژیم شاه، متحصن شده بودند.
امام خمینی (ره): پیام شما دانشجویان عزیز رسید. من از غیرتمندی شما جوانان برومند و از شجاعت و شهامتتان احساس غرور و سرفرازی میکنم. امید من در این نهضت اسلامی شما جوانان برومند خارج و داخل هستید. عزیزان من صبور باشید؛ خداوند با صابران است. پیروزی با ملت بزرگ است که بپاخاسته و حق خود را مطالبه میکند. کنگرههای ستمکاری یکی بعد از دیگری دارد فرو میریزد، با قدری پافشاری و پشتکار پیروزی نهایی به خواست خداوند متعال نصیب ملت خواهد شد. والسلام علیکم و رحمةاللّه.
امام خمینی در بین دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت انجمنهای اسلامی دانشگاههای سراسر کشور درباره اهمیت مراقبت از نفوذ منحرفین در انجمنهای اسلامی سخن می گوید و ادامه می دهد :
"از شما دانشجوهای عزیز که امید آیندۀ کشور اسلامی هستید، تشکر میکنم که تشریف آوردید در این روز سرد و با شما ملاقات میکنم. شما میدانید که هر چه ازخوبیها و بدیها برای یک ملتی تحقق پیدا میکند، وابستگی یا استقلال، در قید و بند بودن و اختناق یا آزادی، تابع تربیتهای دانشگاهی است. آنچه که دانشگاه در یک کشوری نقش دارد از ا مور مهمّ های است و نقش بزرگی دارد که این نقش بزرگ را اگر ایفا کند و به طور صحیح ایفا کند، کشور را به مقصد اعلای خودش میرساند. این دو جناح دانشگاه و فیضیه، که بحمداللّه، امروز با هم تحکیم وحدت کردهاند و با هم یک عضو برای جامعه شدهاند، اینها میتوانند که کشور را به استقلال حقیقی و آزادی برسانند و اگر ـ خدای نخواسته ـ این دو قشر انحراف پیدا کنند، مطمئن باشید که کشور و احکام اسلام به انحراف کشیده میشود. از این جهت، این کاری که شما دانشجوهای عزیز دارید و آن کار توجه به مسائل اسلامی دانشگاه[است،]از امور بسیار با اهمیت و ارزشمند است و از آن طرف بسیار با مسئولیت.
آن چیزی که من به نوع قشرهایی که ملاقات کردهام سفارش کرده ام و امروز به شما جوانهای عزیز سفارش میکنم و تأکید میکنم این است که انجمنهای اسلامی باید توجه کنند که در بین این انجمنها از این منحرفین نفوذ نکنند. شما مطمئن باشید که این منحرفین و منافقین و آنهایی که دستشان از این کشور کوتاه شده است، با هر حیلهای که شده است .
میخواهند در همه جای کشور، خصوصاً در دانشگاه، که مرکز علم و مرکز همۀ جهات کمالی انسانی است، نفوذ کنند. و چه بسا اشخاصی با ظاهر بسیار صالح و در حضور شماها بیشتر از شماها[در]قید و بند اسلام و فریاد «وا اسلاما» میزند[و]ـ خدای ناخواسته ـ از منحرفین باشد. آنها، همانطوری که شیطان با هر صورتی درمیآید و با هر حیلهای انسان را منحرف میکند، اینها هم شیاطین انسی هستند که به هر صورتی و به هر شکلی درمیآیند و ممکن است که در بین شما ـ خدای نخواسته ـ یک نفوذی بکنند.
اگر ـ خدای نخواسته ـ یک همچو نفوذی بشود، بدانید که انحراف در پیش است؛ گرچه به کوتاه مدت نشود، در دراز مدت انحراف خواهد شد. و لهذا، باید سعی خودتان را، کوشش خودتان را در انتخاب افراد برای این انجمنها بکنید و دقت کنید که افراد، افرادی باشند که سابقۀ آنها و قبل از انقلاب آنها و در انقلاب[آنها]درست معلوم باشد و با شناخت کامل در این انجمنها راه داده بشوند.
این انجمنها فعالیتشان بسیار ارزش دارد، لکن یک همچو مسئولیت هایی دارند که مسئولیتشان هم بزرگ است. چنانچه مسئولیت توجه به همۀ جهات دانشگاه و نظارت به همۀ جهات دانشگاه راجع به اینکه انحرافی واقع نشود، استاد منحرفی ـ خدای نخواسته ـ وارد نشود و متصدیان امور ـ خدای ناخواسته ـ منحرف نباشند، این هم از امور مهمی است که باید بسیار رویش دقت بشود. لکن توجه به این معنا که برای هر امر جزئی نباید شما به عنوان اینکه حزباللّه هستید، برای یک امر جزئی افرادی[را]که صالح هستند، ولو سابق یک خطایی یا یک کاری که الزامی بوده است کردند، نباید کنار بگذارید. باید هر چه بکنید جاذبه داشته باشید و اشخاصی که اینها در حال حاضر خوب کار میکنند و مفید هستند، در دانشگاهها باشند و تعلیم و تربیت را بکنند، با نظارتی که همۀ دانشجویان در امور دارند...
والسلام علیکم و رحمةاللّه
بيانات امام خميني در جمع دانشجويان عضو انجمنهاي اسلامي در تاريخ1/2/ 59
"اتفاقي نيست كه مراكز تربيت و تعليم كشورها و از آن جمله كشور ايران از دبستان تا دانشگاه مورد تاخت و تاز استعمارگران خصوصا غربيها و اخيرا آمريكا و شوروي قرار گرفت و زبانها و قلمهاي غربزدگان و شرقزدگان آگاهانه يا ناآگاه و اساتيد غربزده و شرقزده دانشگاهها در طول مدت تأسيس دانشگاهها و خصوصا دهه هاي اخير اين خدمت بزرگ را براي غرب و شرق انجام دادند، هر چند در بين ارباب قلم و زبان و اساتيد، اشخاص متعهد و متوجهي بودند و هستند كه بر خلاف آن مسير بودند و ميباشند لكن مع الاسف در اقليت چشمگير بودند.
هجوم دانشجويان پس از طي كردن دورههاي تحصيلي با آموزشهاي غربي و شرقي در دبيرستانها و دانشگاههاي ايران به سوي غرب و احيانا شرق كه ره آوردي جز فرهنگ غربي و شرقي نداشت، چنان فاجعهاي به بار آورد كه همه ابعاد جامعه ما را بيقيد و شرط وابسته بلكه تسليم به ابر قدرتها كرد به طوري كه جامعه ما با ظاهري ايراني ـ اسلامي محتوايي سرشار از غرب و شرقزدگي داشت و مع الاسف پس از گذشت سه سال از پيروزي انقلاب و مقاومت و ايستادگي جمهوري اسلامي در مقابل شرق و غرب و مكتب هاي انحرافي آنان و وفاداري اين جمهوري به اسلام به عنوان نفي كننده جميع وابستگيها و انحرافات، باز گرفتار گروهها و گروهكهاي وابسته به يكي از دو قطب و سر سپرده مكتبهاي انحرافي و وابسته به يكي از آنان ميباشيم .و نيز مواجهيم با افرادي از اين منحرفين كه در مراكز تربيت و تعليم نفوذ كردهاند و با مجال دادن به آنان، خطر به انحراف كشيدن جوانان و نونهالان بسيار است كه خداي ناكرده با انحراف و وابسته شدن فرزندانمان به فرهنگ غرب يا شرق، تمام ابعاد جامعه يا وابسته و تسليم غرب خواهد شد و يا شرق، و تمام كوششها و زحمات ملت و خون جوانان و عزيزان آنان به هدر خواهد رفت.
ایشان رسالت بزرگی بر دوش دانش آموران و دانشجویان می گذارند و می فرمایند :
"اكنون بر دانش آموزان و دانشجويان عزيز و اساتيد و معلمان متعهد است كه با تمام توان و قدرت در شناسايي عوامل فساد كوشش كنند و محيط آموزش و پرورش را از لوث وجود آنان پاك نمايند و گمان نشود كه اين نفوذ فقط براي انحراف دانشگاههاست، كه منحرفين و منافقين براي نفوذ در دبيرستانها بلكه دبستانها اهميت بيشتري قائلند تا جوانان را براي انحراف دانشگاهها مهيا كنند، آنان ميدانند اگر نوباوگان در مراكز آموزش تربيت صحيح شوند و حيلههاي استعمارگران را احساس و توطئههاي همه جانبه آنان را لمس كنند، در دانشگاه براي اعمال استعمار توفيق كمتري حاصل ميشود و لهذا در دبستانها و دبيرستانها و قبل از ورود به دانشگاهها در ساختن جهاز استعماري شرق و غرب براي ورود به دانشگاه اهميت خاصي احساس ميكنند..."



