به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ از اینرو روزنامه جوان در نشستی با حضور محمدسعید سرافراز دبیر شورای تبیین بسیج دانشجویی دانشگاههای تهران، روحالله نجابت دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل و علی بیانی دبیر دفتر تحکیم وحدت به بررسی عملکرد وزیر علوم پرداخته که مشروح آن به شرح ذیل تقدیم میشود.
به عنوان سؤال اول، هر کدام از شما دوستان ارزیابیتان را از عملکرد کلی وزیرعلوم، از زمان انتصاب تا به امروز بیان کنید.
سرافراز: در بررسی عملکرد وزیر علوم باید گفت که هیچ سابقه روشن و مثبتی در کارنامه افرادی که ایشان نصب کردند وجود ندارد و شیوه انتصاب ایشان حاشیهساز بودهاست، مثلاً برای انتخاب رؤسای دانشگاه، هیئتهای سه نفرهای را باب کردند و چیزی که دیده میشد این بود که این هیئتها در اکثر دانشگاهها که حضور پیدا میکردند، حاشیهسازیهایی اتفاق میافتاد، البته تغییر رؤسای دانشگاهها کار نادرستی نیست بلکه حق دولت است ولی شیوه انتخاب و سازوکارش و افرادی که جایگزین میشوند حتماً مورد سؤال است و باید وزارت علوم در این زمینه پاسخگو باشد اما مسئله دومی که دیده میشود این است که وزارت علوم به سمتی میرود که متأسفانه در فضای دانشگاه به جای نظام علمسالاری و عدالتمحور، نظام اساتیدمحور حاکم میشود که بر این اساس در بعضی مواقع باندبازی شکل گرفته و تبعیض اتفاق افتاده و عدالت اجتماعی و عدالت آموزشی زیر سؤال رفتهاست.
در حوزه فرهنگ نیز وضعیت دانشگاهها افول جدیتری پیدا کردهاست، باز یکسری تشکلها و گروههایی که معاند بودند و کارشان از انتقاد گذشتهبودقوت گرفتهاند و در حوزه حجاب و پوشش هم که متأسفانه هیچ اقدام مثبتی دیده نمیشود. در حوزه پژوهش هم باید اهتمام بیشتری شود و ظرفیتهایی که در کشور وجود دارد و در این چندساله دیدهایم، محدود انگاشته نشود.
نجابت: به هر حال فضایی که در بعضی از وزارتخانههای دولت آقای روحانی از جمله وزارت علوم شکلگرفته، فضایی است که در تراز دولتی با نیازها و اقتضائات کشور ما نیست. بعضی از وزارتخانهها توسط افراد و جریانات سیاسیای تسخیر شدهاند که قبل از اینکه تمرکزاصلیشان مباحث آن وزارتخانه باشد، تکیه بر اهداف سیاسی و جناحی و حزبیشان است و ردپای برخی افراد و جریاناتی که در آن وزارت علوم دولت دوم خرداد یکهتازی میکردند، اندک اندک در وزارت علوم دولت آقای روحانی نیز بیشتر به چشم بیاید. به هرحال مطالبه دانشجویان از دانشگاه این است که تلاش اساتید و تلاش مدیران در راستای پیشرفت علمی کشور باشد، بومیسازی علوم انسانی پیگیری شود و در مباحث و رشتههای فنی یک ارتباط با مباحث صنعتی حاصل شود اما میبینیم این مباحث اولویت اول اقداماتی که وزارت علوم انجام میدهد، نیست.
در بحث انتصابهایی که در دانشگاههای مختلف و به شکل دیگری هم در خود سیستم وزارت علوم صورت میگیرد، یک فضا و عرصهای به وجود آمده که افرادی که بیشتر به دنبال مطامع حزبی و گروهی خودشان هستند در رأس کار قرار میگیرند و در خصوص سؤالات پیشآمده در رابطه با این انتصابات هیچ رفع ابهامی نیز صورت نمیگیرد.
بحث دیگر که خیلی جدی است، مباحث تشکلهاست. ما میبینیم افرادی که پیوستگی، وابستگی یا دلبستگی با تیم ارشد وزارتخانه دارند، به دنبال این هستند که در دانشگاههای مختلف تشکلهای دانشجویی دولتساختهای را ایجاد کنند و این تشکلها در کنار آن پازلی که گفتم در خصوص انتصاب افرادی در وزارت علوم که در دوره دوم خرداد پست و مسئولیت داشتند، به ما این نشانه را میدهد که نکند دوباره آن اتفاقات تلخ سال 76 در دانشگاه شکل بگیرد.
مسئله دیگر این است که به هر حال همه مسئولان و مدیران نظام موظف هستند نظر مراجع محترم تقلید را تأمین کنند از جمله مدیران وزارت علوم ولی بعضاً میبینیم بیتوجهیهایی میشود و تذکراتی که مراجع محترم نسبت به فضای فرهنگی و مسائل دیگر کشور دارند در فضای دانشگاه چندان ترتیب اثر داده نمیشود. بحث بعدی روند جذب اساتید و اعضای کادر هیئتعلمی است چراکه معتقدیم تأثیر عضویت یک نفر در هیئتعلمی بر فضای دانشگاه بیشتر از رئیس دانشگاه است. متأسفانه در وزارت علوم فعلی به طور هدفمند یکسری افرادی که صلاحیتهای لازم را نداشتهاند در فضای جذب مطرح میشوند
.
بیانی: عملکرد وزارت علوم در دوره جدید دارای دو دوره است، یک دورهای که آقای توفیقی به عنوان سرپرست این وزارتخانه را اداره میکردند و دورهای که آقای فرجی دانا به عنوان وزیر منصوب شدند. آقای فرجیدانا آدم شناختهشدهای در سطح کشور نیست و در حد دانشگاه تهران او را میشناسند که پس از نشستن بر کسوت ریاست وزارتخانه، آقای توفیقی را به عنوان مشاور خود انتخاب کرده و معاونان خود را نیز از دانشگاه تهران انتخاب میکند.
به اعتقاد من یکی از وظایفی که وزارت علوم به عهده دارد و خیلی مورد تأکید است بحث فضای علمی و نشاط سیاسی به دور از سیاستزدگی در دانشگاه است اما متأسفانه در روند تغییر رؤسای دانشگاه تنها ملاکی که شاید مدنظر مسئولان وزارت علوم نبوده تنها بحث علمی است و از نظر آنها حتماً باید رئیس دانشگاه یک شاخصه سیاسی داشتهباشد درحالیکه وزارت علوم میتوانست فردی را در آن دانشگاه انتخاب کند که از نظر علمی رتبه بالایی داشتهباشد.
نکته بعد اینکه سرعت رشد پرشتاب علمی که ما در دورههای گذشته داشتیم در این دوره در حال کمشدن است و این نشان میدهد که شاید در این مدتی که وزارت علوم تغییر مدیریت داده خیلی نتوانسته در این زمینه موفق باشد.
اخیراً کارگروهی برای تغییر رؤسای دانشگاههایی چون تهران، صنعتی شریف و تربیتمدرس در وزارت علوم با حضور برخی اساتید شکل گرفته که در میان بحثهای آقای سرافراز بدان اشاره شد، به اعتقاد شما این روند انتخاب چه آسیبهایی را برای جامعه علمی بههمراه خواهد داشت؟
سرافراز: ما وقتی به سمت نظام استادمحوری و به سمت اینکه استاد همهکاره باشد پیش برویم، ناخودآگاه داریم یک شأنیت نظارتی و سیاستگذاری را از یک دستگاه حاکمیتی میگیریم و صرفاً وزارت علوم ما به یک دستگاه پشتیبان تبدیل میشود. ما سابقاً در جذب دانشجویان دکترا این مورد را داشتهایم که استاد تعیینکننده بود و وقتی به سمتی میرویم که استاد تعیینکننده باشد، طبیعتاً حق یکسری از دانشجوها ضایع میشد که در این چند سال اخیر داشتیم به این سمت حرکت میکردیم که نقش اساتید با یک نظام جامع عادلانه کمتر شود.
طبیعتاً در جذب هیئتعلمیها وقتی گروههای آموزشی مؤثر باشند و تصمیم بگیرند که چه کسی استاد شود، یک باند بازی اتفاق میافتد. اگر قرار است رئیس دانشگاه را یک دستگاه حاکمیتی انتخاب نکند چرا اساتید انتخاب کنند، چرا دانشجویان دخیل نباشند، به نظر میرسد این روند، روند قابل قبولی نیست و باید این سیستم اصلاح شود چون هم عدالت آموزشی و هم عدالت اجتماعی را زیر سؤال میبرد.
نجابت: یکسری نشانههایی برای ما وجود دارد که احساس میکنیم این وزارت علوم با پیشینه نامطلوب سیاسی که بعضاً افراد دارند به دنبال این است که افراد با نگاههای سیاسی و حزبی بر سر کار دانشگاهها قرار بگیرند و از یک طرف وزارت علوم هزینه انتخاب این افراد را به گردن نگیرد و جمع کثیری از اساتید را درگیر این قضیه کند که اگر بعضاً هر اتفاق مثبت یا منفیای افتاد از مسئولیت آن شانه خالی کند و من فکر میکنم که این یک کمخردی است. به اعتقاد من باید وزارت علوم طبق مصوبهای که در حال حاضر هست و انتخاب رئیس دانشگاه منوط به تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی است، عمل کندو باید نظرات شورا در این زمینه مدنظر قرار گیرد.
بیانی: اینکه بخواهیم هجمهای که به انتصاب رئیس جدید است را از دوش خودمان برداریم و به دوش اساتید دانشگاه بیندازیم حربهای است که دولت دارد از آن استفاده میکند و چند ضعف دارد؛وزیرعلوم به عنوان نماینده دولت و رأی اعتماد گرفته از مجلس بالاخره وظیفه دارد که روسا را به شورایعالی انقلاب فرهنگی معرفی کند و اگر میخواهند کار دموکراتیکی انجام دهند، اولاً باید همه اساتید را درگیر کنند نه عدهای را یا همه دانشجویان را درگیر این کار کنند ولی من فکر میکنم استفاده از این کار یک حالت نمایشی هم دارد که میخواهند بگویند ما نمیخواهیم خودکامه عمل کنیم و تصمیم دارند هجمه رسانهای و نخبگان را به سمت خود دانشگاه ببرند.
در رابطه با مسائل فرهنگی و تشکلهای دانشجویی چه نقدهایی به عملکرد وزیر علوم وارد میدانید؟
سرافراز: در بحث تشکلهای دانشجویی دوباره افرادی که معاند و مسئلهدار بودند، در حال بازگشت به دانشگاه هستند و تشکل راه میاندازند در حالی که برخی از این افراد با آرمانهای انقلاب مخالفند.
یکی از نکات دیگر حضور افراد خاص و مسئله دار در دانشگاه است و میبینیم برخی از سران فتنه پایشان به دانشگاهها باز شده است و در دانشگاه حضور پیدا میکنند و میخواهند از این افراد قبحزدایی صورت گیرد. در مورد فضای پوشش هم ما در فضای وزارت علوم اتفاق مثبتی نمیبینیم حتی بخشنامهها که قرار بوده اتفاق بیفتد اجرا نمیشود.
نجابت: فضای وزارت علوم جمهوری اسلامی فضایی است که باید با تراز جمهوری اسلامی سنجیده شود، دیدگاه افرادی که در وزارت علوم خدمت میکنند باید آنقدر پخته و آبدیده باشد که در راستای تحقق آرمانهای نظام جمهوری اسلامی تلاش کنند اما میبینیم در فضای فرهنگی ریشه و تفکراتی وجود دارد که مطلوب نیست و ما نمیتوانیم نگاههای سیاسی و جناحی آنها را به نگاههای بلند فرهنگی تعمیم دهیم. بههرحال نتیجه نگاه غلط در اقدامات غلط است و فهم غلط از فرهنگ نتیجهاش اتفاقات غلطی است که ما در عرصههای مختلف داریم. معاونان فرهنگی کسانی نیستند که دلسوز این فضا باشند، شاید این ضعف و این نقد به دولتهای گذشته هم وجود داشته باشد ولی به اعتقاد من مدیران فرهنگی باید شبانهروزی و جهادی تلاش کنند.
از سوی دیگر متأسفانه یکسری جلسات در فضای دانشگاهها در حال شکلگیری است، نمونه اخیرش این بود که در روز رحلت حضرت زینب (س) در دانشگاه شیراز جشنی به مناسبت هفته خوابگاه برگزار میشود و در آن موسیقی پخش میشود که نمونههای بیشتر این اتفاقات در دوره وزارت علوم دولت اصلاحات دیده میشد واگر قرار باشد به جریان تبدیل شود قطعاً واکنش تند ما را به همراه خواهد داشت.
بیانی:مهمترین نکته ورود فتنهگران و افراد مسئلهدار در دانشگاه است. برخی از این افراد در قوه قضائیه حکم دارندو این افراد جایشان در دانشگاه نیست چراکه دانشگاه مکانی برای علمآموزی و فعالیتهای سیاسی و فرهنگی است اما در این دوره نه تنها فردی که سابقه بدی در نظام دارد وارد دانشگاه میشود بلکه مسئولان وزارت علوم هم هیچ واکنشی نسبت به این موضوع نشان نمیدهند ولی در برخورد دیگر سخنرانی منتقدان دولت را در دانشگاهها کنسل میکنند. ما مثال روشن را داریم که آقای خاتمی در دانشگاه شهید بهشتی حضور پیدا میکند و وقتی دنبال این داستان را میگیریم ردپای وزارت علوم را در آن میبینیم که البته خدا را شکر حضور این فرد در دانشگاه با یک موضع خوب از سوی دانشجویان مواجه شد ولی به نظر من این موضوع آخرین مورد نیست و قطعاً هم ادامه پیدا خواهد کرد.
بحث دیگر برخورد و نوع برخورد با تشکلها و اتحادیههای دانشجویی است، بالاخره ما با تمام نقدی که به دولت قبل وارد میکردیم بالاخره چه وزیرعلوم و چه حتی خود رئیسجمهور و معاون فرهنگی وزیرعلوم جلسات مختلفی با تشکلهای دانشجویی داشتتند اما میبینیم در این دولت یک جلسه با شخص معاون فرهنگی وزیر برگزار میشود و دیگر هیچ خبری نیست.
نکته بعد این است در هشت سال گذشته انتقادات زیادی از سوی تشکلهای دانشجویی به دولت وارد شد که واکنشهایی را به همراه نداشت ولی این دولت دوست دارد فضای دانشگاه را به فضای سیاست زده مثل دوم خرداد بازگرداند و اینگونه رفتارها قطعا به اولین جایی که ضربه میزند خود دولت است. آقای خاتمی بعد از اینکه ریاست جمهوریاش تمام شد به این نکته اشاره کرد که من هر 9 روز در کشور یک بحران داشتم و اکثرش نیز مربوط به دانشگاه بود اگر دوباره بخواهد این اتفاق بیفتد قطعا مثل شعار «عبور از خاتمی» که در دوم خرداد مطرح شد «شعار عبور از روحانی» از سوی همان طیفهایی که دولت دارد از آنها حمایت میکند مطرح خواهد شد.
درخواست جلسه برای دیدار با وزیرعلوم دادهاید؟
بیانی: از طرف دفتر تحکیم ما یکبار درخواست جلسه داده ایم ولی خبری ندادند.
سرافراز: خیر.
نجابت: درخواست جلسه دادهایم ولی ترتیب اثر داده نشده است.
ارزیابیتان از میزان نقدپذیری وزیرعلوم چیست؟
نجابت: یک رویهای که در دولت آقای روحانی وجود دارد این است که اهمیتی برای نظر دیگران قائل نیستند، منتها جالب اینجاست که خیلی ادعا میکنند نقدپذیرند ولی به مستند «من روحانی هستم» سنگینترین هجمهها را وارد میکنند و در دانشگاههای کشور اجازه اکران به این مستند داده نمیشود در حالی که مبتنی بر اسناد تاریخی است و این سنگ محک و شاخص خوبی است که خیلی چشم امیدی به نقد پذیری این دولت از جمله وزیرعلوم نباید داشت.
سرافراز: قطعا وزیرعلوم و دولت حضور منتقدان توافقنامه ژنو را در دانشگاهها برنتافتند و به مستندی به نام «گام نهایی» که در خصوص توافق هستهای ساخته شده، اجازه اکران در دانشگاهها را نمیدهند. اینها شاهد مثالهایی است که میتوان نتیجه راحتی از آن گرفت.
بیانی: اعتقاد دولت و وزرایش بحث ژنرال و گروهبان است، آن بحثی که ژنرالها آمدند و گروهبانها رفتند. فکر میکنم در وزارت علوم هم همین مسئله است، افرادی آمدند که هیچ عیب و نقصی در خودشان نمیبینند و خودشان را کامل میدانند و هر وقت نقدی به آنها میشود با بحثهای انحرافی که شما از چه جریانی خط میگیرید و وابسته به چه گروهی هستید، فضا را متشنج میکنند. مشی دولت و وزارت علوم برخلاف شعارهای انتخاباتی رئیسجمهور است. شاهد مثالش هم درخواست جلسهای است که ما از افراد مختلف در وزارت علوم میکنیم و با پاسخ منفی مواجه میشویم.
به عنوان سؤال پایانی، توصیه شما به وزارت علوم برای اصلاح روند موجود چیست؟
سرافراز: من توصیهای ندارم.
نجابت:من فکر میکنم پاگذاشتن روی منافع حزبی و اندیشیدن به منافع ملی و انقلابی کار سختی نیست و اگر مسئولان وزارت علوم قدری و فقط قدری به رسالت اصلی دانشگاه توجه کنند و توان خودشان را در مسائل علمی فرهنگی متناسب با فضای دانشگاه بگذارند نام نیکی از ایشان به جا خواهد ماند وگرنه به سرنوشت برخی وزرایی که خوشنام نیستند دچار میشوند. واقعاً مسئولان وزارت علوم و دولتی از نگاههای سیاسی در منصب وکسوتی که هستند، بپرهیزند.
بیانی: قشر دانشجو به علت اینکه در فضای علمی و آکادمیک قرار دارند، در جامعه و خانواده تاثیرگذارند و بر این اساس و با توجه به شعار سال ما میتوانیم دانشجویان را به گونهای پرورش دهیم که فرهنگ اسلامی- ایرانی را در جامعه ترویج دهند پس باید در این مورد دانشگاه تلاش کند که وزارت علوم نقش مهمی در این زمینه خواهد داشت.
منبع : روزنامه جوان



