گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 249010

پرونده اختصاصی// نگاهی دقیق برتاریخچه جنبش دانشجویی در ایران- بخش دوم

دانشگاه کودتا کُش!

اندک زمانی بعد در حالی که عقربه های ساعت حدود 10 بامداد را نشان می داد و دانشجویان سر کلاسهای درس بودند، ناگاه شماری از سربازان لشکر زرهی به همراه عده ای سرباز معمولی به دانشکده فنی یورش بردند. دستاویز آنان برای ورود به دانشکده، شناسایی عده ای از دانشجویان به زعم آنان شورشی و اخلالگر بود که در خلال روزهای گذشته به نظامیان بی احترامی کرده بودند.

خبرنامه دانشجویان ایران: اشاره/ جریانات دانشجویی یکی از مهمترین بخش های تاثیرگذار در فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر دانشگاه و جامعه ای می تواند باشد، جریاناتی که بر پایه مجموعه‌ای مشترک از اعتقادات و دغدغه ها شکل می‌گیرد که باعث ایجاد هویت جمعی می‌شود. جنبش دانشجویی در ایران نیز دارای فرازو و فرود های «سرنوشت ساز» بوده است، به طوری که در طول نزدیک به یک قرن اخیر پای این جریانات در بزنگاه های تاریخی نمایان و آشکار است. همین مسئله باعث شده در طول تشکیل جنبش دانشجویی در ایران دولتمردان و جریانات سیاسی با چشم طعمه به انها بنگرند و سعی در انحراف مرام نامه اصلی این جنبش داشته باشند. این مسائل از یک سوء و وارونه سازی و جعل تاریخ جنبش دانشجویی مسلمان از سویی، از اقداماتی است که طی چندسال اخیر از سوی برخی از جریانات در حال شکل گیری است؛ به همین بهانه «خبرنامه دانشجویان ایران» طی پرونده ای نگاهی دقیق و مستند به تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران خواهد داشت. این پرونده از کتاب "موج سوم" علی خضریان استخراج شده است.

بیشتر بخوانید// بخش اول: موج اول جنبش دانشجویی مسلمان و تأسیس انجمن اسلامی دانشجویان

بخش دوم
تأسیس «انجمن اسلامی دانشجویان» در دهه 20 بیش از آنکه حکم جریان سازی را در دانشگاه داشته باشد،  بیشتر نقش تثبیت کنندگی برای دانشجویان مسلمان در دانشگاه را داشت. براین اساس اولین محصول ایجاد انجمن های اسلامی دانشجویان را می توان در ابتدای دهه 30 در دانشگاه ها جستجو کرد و بدون تردید کودتای 28 مرداد 1332- به دلیل ارتباط جریان دانشجویی و خصوصاً انجمن های اسلامی دانشجویان با نهضت ملی صنعت نفت در شروع حرکت های اعتراضی دانشجویان بر علیه رژیم-  نقشی اساسی داشته است.

نخستین تظاهرات آشکار، پنج روز پس از کودتا در دانشگاه تهران در حمایت از دولت مردمی و اعتراض به کودتا و محاکمه برخی از نیروهای انقلابی و ملّی انجام گرفت، و با آغاز سال تحصیلی و بازگشایی دانشگاه ها در مهرماه، براثر خیزش های مردمی و تحرکات دانشجویی، اوضاع سیاسی رو به وخامت بیشتر نهاد. دانشجویان با راه اندازی تظاهرات، پخش اعلامیه و تعطیلی کلاس های درس، آشکارا خشم و نفرت خود را نسبت به دیکتاتوری حاکم ابراز داشتند.

به رغم خط و نشان هایی که دولت نظامی برای مخالفان خود، به ویژه دانشجویان می کشید، دانشگاهیان با معاضدت بازاریان، یک اعتصاب گسترده را  در روز 16 مهر/ 29 محرم برگزار کردند.

سربازان مسلح در جای جای دانشگاه تهران موضع گرفتند و همه جا را زیر نظر قرار دادند. در این روز نیروهای نظامی دست به اقدام کم سابقه ای زده و در داخل محیط دانشگاه مبادرت به دستگیری شماری از دانشجویان (گفته می شود حدود یازده نفر) به اتهام اخلال در امنیت عمومی و برهم زدن نظم، نمودند.

آنچه روز شانزدهم مهرماه روی داد، نخستین واکنش همه جانبه دانشگاه و دانشگاهیان (استاد و دانشجو) در برابر دولت کودتا بود.

و آنچه در روزهای بعد رخ داد فضای سیاسی جامعه، به ویژه دانشگاه را ملتهب تر ساخت. 9 روز پس از واقعه شانزدهم مهر، یعنی 25مهر، «هربرت هوور»، مشاور وزارت امور خارجه آمریکا در امور نفت به منظور گفت و گو با دولتمردان ایرانی وارد تهران شد. پنج روز بعد، این کارشناس مسائل نفتی به اتفاق «لویی هندرسن»، سفیر آمریکا در ایران برای مذاکره به دیدن شاه رفت. هوور پس از یک اقامت دراز مدت 23 روزه در ایران برای بازدید از پالایشگاه ها و حوزه های مختلف نفتی و گفت و گو با مقامات بلندپایه دولت کودتا، تهران را به مقصد واشنگتن ترک کرد. در 27مهرماه، «وارن»، رئیس اداره همکاری فنی آمریکا، چکی به مبلغ 4 میلیون و 700 هزار دلار به عنوان کمک فنی ایالات متحده به ایران، تسلیم علی امینی، وزیر دارایی دولت زاهدی1 کرد. دو روز بعد- 29مهر- «آنتونی ایدن»، وزیر خارجه انگلیس طی نطقی در مجلس عوام این کشور اعلام کرد: "انگلستان بار دیگر دست دوستی به سوی ایران دراز می کند و برای تجدید مناسبات سیاسی میان دو کشور از هر جهت آماده است."

در 21 آبان نیز در اعتراض به روند برقراری ارتباط دولت کودتا با اربابان خود، تظاهرات و اعتصاب دیگری در دانشگاه و بازار برگزار گردید.

اما در این میان روز سوم آذرماه سال 1332 از جهاتی حائز اهمیت است. نخست آنکه در این روز محاکمه دکتر مصدق و سرتیپ ریاحی در دادگاه نظامی خاتمه یافت. بر اساس حکم صادره دکتر مصدق به سه سال زندان مجرد، و ریاحی به دو سال حبس تأدیبی محکوم شدند. دوم اینکه با ورود «سردنیس رایت»، کاردار موقت سفارت انگلیس به تهران در این روز و متعاقب آن چند روز بعد صدور اعلامیه رسمی مشترک میان دو دولت درباره برقراری مجدد و رسمی روابط ایران و انگلیس به شدت اعتراض ها افزوده شد.

اما نکته مهمتر اینکه در همین روز دربار شاهنشاهی اعلامیه ای مبنی بر مسافرت «نیکسون»، معاون رئیس جمهور آمریکا به ایران در 18آذرماه صادر کرد.

چهاردهم آذرماه دانشجویان دانشگاه تهران تظاهرات محدود و با شماری اندک، اما پرسرو صدا برگزارکردند. روز بعد تجربه دیگری به دست آمد و دانشجویان، دامنه تظاهرات را به خارج از دانشگاه کشاندند. مأموران نیروی انتظامی که اوضاع را تا حدودی غیرعادی و بحرانی می پنداشتند به سرکوب تظاهرکنندگان پرداختند، که در این میان عده ای زخمی و شماری از دانشجویان بازداشت شدند.

اما نقطه اوج اعتراضات دانشجویان، که به صورت خودجوش شکل گرفت را می توان در 16آذرماه سال 1332 یافت، دانشجویان مانند روزهای گذشته خود را آماده برپایی تظاهرات دیگری در محیط دانشگاه و خیابانهای اطراف کردند، اما شواهد نشان دهنده آن بود که کارگزاران دولت کودتا به منظور فراهم آوردن وضعیت مناسب و آرام کردن جو آن روز جامعه برای پذیرایی از معاون رئیس جمهور آمریکا و در آستانه ورود وی به تهران، به منظور رویارویی با اعتراض های فزاینده دانشجویان، در آماده باش به سر می بردند و عزم خود را جزم کردند تا از دانشجویان زهرچشم بگیرند، تا مذاکرات نیکسون با مقامات ایرانی در کمال آرامش انجام شود.

روز 16آذر، اوضاع در تهران و به ویژه دانشگاه تهران و خیابان های منتهی به آن غیرعادی بود. دانشجویان هنگام نزدیک شدن به دانشگاه پی به افزایش چشمگیر مأموران و تجهیزات فوق العاده آنان بردند. رژیم دراقدامی کم سابقه، نیروهای لشکر دو زرهی را به دانشگاه اعزام کرد، از بامداد آن روز، همه، وقوع یک حادثه را پیش بینی می کردند. دانشجویان با درک و شمِّ سیاسی خود، هوشیارانه سعی داشتند کمترین بهانه ای به دست بهانه جویان ندهند، اما جَو کاملاً ملتهب بود. اندک زمانی بعد، سربازان مسلح به داخل دانشکده ها هجوم آوردند و عده زیادی از دانشجویان و حتی استادان را دستگیر کرده و مورد ضرب و جرح و فحش و ناسزا قرار دادند.

دانشجویان در برابر این اقدام تحریک آمیز بردباری به خرج داده و با متانت و سکوت، صرفاً وقایع را زیرنظر گرفتند. اندک زمانی بعد در حالی که عقربه های ساعت حدود 10 بامداد را نشان می داد و دانشجویان سر کلاسهای درس بودند، ناگاه شماری از سربازان لشکر زرهی به همراه عده ای سرباز معمولی به دانشکده فنی یورش بردند. دستاویز آنان برای ورود به دانشکده، شناسایی عده ای از دانشجویان به زعم آنان شورشی و اخلالگر بود که در خلال روزهای گذشته به نظامیان بی احترامی کرده بودند.

«مهندس خلیلی»، رئیس دانشکده فنی به منظور پیشگیری از هرگونه درگیری و خونریزی احتمالی، دستور داد زنگ کلاس ها پیش از موعد زده شود. وی به همراه «دکتر عابدی»، معاونش و چند تن از خدمتگزاران دانشکده را مأمور کرد به کلاس های درس رفته و از طرف آنان به دانشجویان اطلاع دهند که هر چه زودتر، با آرامش و بدون شعار دادن از دانشکده خارج شوند و متعاقب آن بی سر و صدا محیط دانشگاه را ترک نمایند. حضور نظامیان در صحن دانشکده فنی باعث شد که بین نظامیان و دانشجویان، زد و خورد شود.

عده ا‏ی از سربازان، دانشکده فنی را به کلّی محاصره کرده بودند تا کسی از میدان نگریزد. آن گاه دسته‏ ای از سربازان با سر نیزه از دربِ بزرگ دانشکده وارد شدند. هنگامی که دانشجویان در حال خروج از دانشکده بودند به یکباره با یورش سربازان مسلح و حمله آنان با سرنیزه مواجه شدند که بر اثر آن عده ای از دانشجویان مجروح گردیدند. اکثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درب های جنوبی و غربی دانشکده خارج شوند.

افرادی که به فرمان تیمسار «تیمور بختیار»، فرمانده لشکر به دانشگاه آمده بودند به دانشجویان بی دفاع در دانشکده فنی تیراندازی کردند، در این میان، بغض یکی از دانشجویان ترکید و دیگر نتوانست این همه فشار درونی را تحمل کند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شکل شعاری کوتاه بیرون ریخت: "دست نظامیان از دانشگاه کوتاه!"

هنوز صدای او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به کلّی غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند. به خصوص که بین محوطه مرکزی دانشکده فنی و قسمت‏های جنوبی، سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشینی عده زیادی از دانشجویان روی پله ‏ها افتاده، نتوانستند خود را نجات دهند، مصطفی بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پای درآمد. مهدی شریعت رضوی که ابتدا هدف قرار گرفته بود به سختی مجروح شد و بر زمین مى‏خزید و ناله مى‏کرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچی حتی یک قدم هم به عقب برنداشته و در جای اولیه خود ایستاده بود و از گلوله باران اول مصون ماند، یکی از جانیان  با رگبار مسلسل سینه او را شکافت. اقدام سبعانه نیروی نظامی، واکنش برخی از دانشجویان خشمگین را برانگیخت. دانشجویان به هنگام دفاع از خود و عقب نشینی در برابر حمله سربازان مسلح به شعار دادن روی آوردند.

در جریان درگیری عده زیادی از دانشجویان که تحت فشار و حمله قرار گرفته بودند به ناچار به آزمایشگاه پناه بردند. پس از ختم گلوله باران دقیقه‏ ای سکوت، دانشکده را فرا گرفت. ناگهان میان سکوت ناله بلندی به گوش رسید که مانند دشنه در قلب‏ها فرو رفت و از چشم بیشتر دانشجویان اشک جاری شد. ناله ‏ی بلند سوزناک مى‏فهماند که عده‌ا‏ی مجروح شده‏ اند و در همان جا افتاده‏ اند.

ادامه دارد...

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.