با این حال هنوز که هنوز است چه در رسانهای در سطح صدا و سیما و چه در برنامهریزیهای فرهنگی میتوان پایبندی به این تقسیمبندی را مشاهده کرد. و این پایبندی عوارضی دارد که یکی از آنها ندیدن سلیقه همه مردم ایران و عدم تلاش برای برآورده کردن نیازهای آنهاست.
اما هرازگاهی اتفاقاتی رخ میدهد که ثابت میکند هنوز ظرفیتهای ناشناخته زیادی وجود دارد که اگرچه در معادلات مدیران فرهنگی جایی پیدا نمیکند اما شکوفایی آنها در برنامههای خودجوش فرهنگی، میتواند الگویی برای مسئولان برنامهریز باشد.
استقبال پرشور و خارج از قاعده مردم یک شهرستان از یک شاعر انقلابی چیزی است که اگرچه در میان اخبار پایتختزده رسانهها ممکن است دیده نشود، اما ذاتاً اتفاقی قابل بررسی و درخور توجه است.
به گزارش سایت سلامفسا، جشن حسینیون مردم فسا که قرار بود در آن از دکتر محمدمهدی سیار، شاعر و ترانهسرای انقلابی تجلیل شود، با استقبال ده هزار نفری مردم این شهرستان روبرو شد. حضور چنین جمعیتی برای تجلیل از چهرهای که نه بازیگر است و نه فوتبالیست، حاوی پیامهای متعدد فرهنگی و اجتماعی است.
اولین نکته قابل توجه عمق و گستره نفوذ شعر بعنوان هنر اول ایران زمین است. در حالی که این هنر با انواع بیمهریها و کمتوجهیهای رسانهها و ممسئولان فرهنگی روبرو بوده است اما هنوز که هنوز است مردم با آن ارتباطی عمیق دارد.
نکته بعد علاقه و توجه مردم به اشعار و ترانههای انقلابی است. حضور چنین جمعیتی برای تجلیل از شاعری که در چند سال اخیر بواسطه سرودن نوحههای مذهبی و اشعار و ترانههای حماسی و انقلابی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته ثابت میکند که پرفروش بودن فیلمهای ژانر انقلاب و دفاع مقدس و پر تیراز بودن کتابهای خاطرات دفاع مقدس یک اتفاق موردی نیست بلکه نشان دهنده یک روند عمیق، پایدار، ریشه دار و رو به رشد است. افاقی که در علایق دینی و مذهبی و ملی مردم ایران ریشه دارد و آنها را به سمت آثار هنری سالم و انقلابی سوق میدهد.
نکته دیگر یادآوری بیش از پیش ضرورت تلاش برای افزایش تولیدات فرهنگی از این جنس است. هماهنگ شدن و همکاری سه عنصر مدیریت فرهنگی فهیم، با شعر استخواندار و موسیقی(خواننده) خوش ذوق، محصولی تولید کرده است تا یک شاعر، که اساساً چهرهای رسانهای نیست و در عرف رسانه دارای مختصات جذابیت رسانهای به شمار نمیرود، در دل مردم جا باز کند. این الگو باید گسترش پیدا کند و در سایر عرصههای هنری نیز تکثیر شود.
اما نکتهای که میتواند بکار مدیران رسانهای و مسئولان فرهنگی بیاید، خروج از کلیشههای جا افتاده فرهنگی و رسانهای و توجه به ذائقههای اصلی مردم است. در حالی که صدا و سیما فکر میکند برای جذب مخاطب در برنامههایش –فرقی نمیکند آن برنامه قرعه کشی فلان برنج باشد یا یک جنگ مناسبتی دینی- چارهای جز آفیش کردن یک بازیگر، خواننده یا فوتبالیست ندارد، چنین اتفاقاتی نشان میدهد که میتوان جور دیگر هم مردم را جذب کرد.
و بعنوان آخرین نکته باید گفت اینکه مردم یک شهرستان یک شاعر جوان و معاصر را از اجزای هویتی خود میدانند و به اینکه آن شخص همشهریشان است افتخار میکنند، میتواند اتفاقی قابل توجه در حوزه علوم اجتماعی باشد و نشان دهد که حتی در هجوم رسانهای و هنری فرهنگ مهاجم غربی و تلاش دشمن برای هویت سازی هنوز هم چهرههای بومی قابلیتهایی ورای تصورات ما دارند.
به هر حال میتوان اسقبال ده هزار نفری از یک شاعر انقلابی را فصل جدید و رویدادی افتخارآمیز در عرصه فرهنگ و هنر کشور دانست.







