به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این رویگردانی به قدری شدت یافته بود که آن ها در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم با ناامیدی پا به عرصه گذاشتند، با این وجود نابلدی های سیاسی اصولگرایان و آرایش انتخاباتی عجیب آن ها در انتخابات سال 92 موجب شد تا حسن روحانی -که در بین کاندیداهای نهایی حاضر در انتخابات 92 بیشترین قرابت را با خواسته های اصلاح طلبان داشت- به ریاست جمهوری برسد.

روحانی هرچند هیچ گاه فرد مطلوب و مورد نظر جریان اصلاحات نبوده اما شرایط اجتماعی حاکم به گونه برای آن ها رقم خورده بود که چاره ای جز حمایت از وی نداشتند، همین بود که موجب شد تا اصلاح طلبان از همه ی ابزارهای خود برای کنار گذاشتن معاون اول دولت اصلاحات استفاده کنند و سخنران راهپیمایی 23 خرداد 78 را در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم مورد حمایت قرار دهند. البته این همه عدول از خواسته ها و مطالبات اصلاح طلبانه از سوی این جریان هر چند هیچ گاه مطلوب آن ها نبود، اما به درستی دریافته بودند که برای بیش از این منزوی نشدن در فضای اجتماعی-سیاسی، چاره ای ندارند جز اینکه دست به دامن عضوی از جامعه روحانیت مبارز شوند.
امروز و در حالی که یک سالگی دولت حسن روحانی را پشت سر می گذاریم واقعیت هایی را در فضای سیاسی کشور و نسبت آن با اصلاح طلبان شاهدیم که پیام معناداری را با خود همراه دارد. در واقع هرچند یک سال از عمر دولت آقای روحانی می گذرد و مهره های مختلف اصلاح طلبان در سطوح گوناگون مدیریتی دولت قرار گرفته اند و هرچند از همان روز بعد از انتخابات تاکنون همواره این جریان تلاش کرده است تا پیروزی روحانی را پیروزی خود عنوان کند و همواره در رسانه ها و موضع گیری های خود آن را مدیون حمایت های اصلاح طلبان قلمداد می کنند؛ اما آنچه واضح است اینکه علیرغم همه ی این بحث ها و ادعاها این جریان هنوز نتوانسته است در متن جامعه، فضای اجتماعی را به نفع خود رقم بزند و می توان گفت موقعیت اجتماعی اصلاح طلبان با زمان قبل از انتخابات 92 تفاوت چندانی نکرده است.
اگر لیدر اصلاح طلبان قبل از انتخابات 92 در انزوا به سر می برد، امروز هم و در حالی که بیش از یک سال از 24 خرداد می گذرد و علی رغم اینکه تلاش های فراوان تبلیغاتی و رسانه ای، بازهم تغییری در شرایط وی ایجاد نشده است.

حضور رئیس دولت اصلاحات در فضای اجتماعی در یک سال گذشته تنها در بازدید از پشت صحنه یک فیلم سینمایی و یا فرستادن پیام تبریک به مناسبت سومین سالگرد ازدواج دو هنرمند (!) و یا حضور در جلسات محفلی و چند نفره خلاصه شده است و وی هیچ گاه این شهامت را نداشته است که حتی در جمع های عمومی مردمی مانند راهپیمایی 22 بهمن، روز قدس و ... حضور یابد.

اصلاح طلبان از پایگاه اجتماعی خود و رئیس دولت اصلاحات آگاه هستند که تلاش کرده اند کمتر به وی متمسک شوند و در سال های اخیر بیشترین تمرکز خود را بر روی هاشمی رفسنجانی داشته باشند. هاشمی هرچند بیشترین تخریب ها و اهانت ها را از سوی همین جریان در زمان حاکمیت شان بر دولت متحمل شد، اما امروز نقطه ی اتکال آن ها تبدیل شده است و حال دیگر اصلاح طلبان اصرار دارند نه از رئیس دولت اصلاحات که از هاشمی رفسنجانی به عنوان لیدر خود نام ببرند.

علاوه بر موارد یاد شده رویکردی را که اصلاح طلبان برای انتخابات آینده مجلس در پیش گرفته اند، بیش از پیش وضعیت این روزهای این جریان را نشان می دهد. جریان اصلاح طلب این روزها در حالی از برنامه ریزی برای انتخابات آینده مجلس سخن می گوید، که بیشترین تمرکز خود را به تمسک به دولت و به صحنه آوردن چهره های منتسب به راست سنتی برای نیل به این هدف خود گذاشته است. به طوری که این روزها اصلاح طلبان تلاش می کنند تا به هر قیمتی شده است فردی چون ناطق نوری را به صحنه انتخابات بکشانند و با تمسک به وی تعدادی از کرسی های مجلس آینده را اشغال کنند. جریان اصلاحات به قدری ناشیانه و ملتمسانه این رویکرد را دنبال می کند که حتی دلخوری دیگر باره محمدرضا عارف را نیز در پی داشته است.

جریان اصلاحات امروز به مرحله ای رسیده است که حتی امیدی به محمدرضا عارف که در انتخابات 92 کناره گیری وی را عامل پیروزی روحانی قلمداد می کنند و کسی که زمانی معاون اول دولت اصلاحات بوده است هم ندارند و برای انتخابات مجلس دهم ملتمسانه به نبال به صحنه آوردن رقیب دیرینه خود ناطق نوری هستند. ناطق نوری ای که در سال های قبل اصلاح طلبان برای از میدان به در کردن وی و غلبه بر او از هیچ تخریب نسبت به وی فروگذار نکردند. «مجلس زوری نمی خوایم، ناطق نوری نمی خوایم» فقط یکی از شعارهایی بود که اصلاح طلبان زمان مدیریت شان بر دولت، علیه ناطق سر می دادند و این در حالی بود که خود ناطق نوری می گوید مجلس پنجم بیشترین همکاری را با دولت اصلاحات داشت.



