تاریخ انتشار: دوشنبه 1393/06/31 - 08:12
کد خبر: 142777

گفت‌وگو با همسر شهید گمنام تازه شناسایی شده دانشگاه امیرکبیر؛

دفن همسرم در دانشگاه، ایرادی ندارد و موجب سرفرازی است

دفن همسرم در دانشگاه، ایرادی ندارد و موجب سرفرازی است

پنج شنبه که از بنیاد شهید آمدند منزلمان بهشان گفتم انتظار داشتم بعد از 32 سال بیایید بگویید همسرم زنده هست ولی فکر نمی­کردم خبر شهادتش را برایم بیاورید. اما باز هم شکر خدا که شوهرم در راه اسلام شهید شده خوشحالم از اینکه سربلندمان کرده. هم در این دنیا و هم در آن دنیا سرافرازیم.


خبرنامه دانشجویان ایران: روزها و ساعت­های سی و دو سال از زندگی ملیحه ترابی در مرور خاطرات 6 سال زندگی مشترکش گذشت. 32 سال انتظار کشید و در لحظه­ های انتظار شیرینی ثانیه­ های 6 سال زندگی با شهید رضا سلمانی کرد آبادی را مرور کرد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ هرچند که دیگر او را نمی­دید ولی خاطراتش را در حافظه حفظ کرد و با عکس او سالهایش را سپری کرد . ثمرات زندگی مشترکشان را بر روی چشم بزرگ کرد تا همسرش را همیشه با خود همراه داشته باشد.

و حالا بعد از سی و دو سال شهید گمنام دانشگاه امیر کبیر شناسایی شده و ملیحه ترابی از اصفهان برای دیدار با همسرش در دانشگاه امیر کبیر به تهران  می­آید.

متن گفت‌وگوی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر با همسر شهید گمنام تازه شناسایی شده دانشگاه امیرکبیر را در ذیل می خوانید::

شهید سلمانی کرد آبادی، نفر دوم از سمت راست

*شما چند فرزند دارید؟
من سه فرزند دارم. آسیه سلمانی ، آمنه سلمانی و جواد سلمانی.

*متولد چه سالی بودند؟
1335.

*چه سالی به جبهه رفتند؟
همان اوایل سال 61 درخرداد ماه در عملیات بیت المقدس به شهادت رسیدند.

*چند ساله بودند که به شهادت رسیدند؟
25 ساله بودند که به جبهه رفتند و چند وقت به ما گفتند مفقودالاثر شده­اند. حالا به ما خبر دادند بعد از سی و سه سال که 6 سال قبل تعدادی شهید را در اردوگاه عراق پیدا کرده­اند و چون پلاک و نشانه­ای نداشتند به عنوان شهید گمنام در دانشگاه امیر کبیر تدفین شده­ اند.

*چطور متوجه شده­اند که این شهید گمنام همسر شما بوده؟
از خون پدرشوهر و دخترم گرفتند و آزمایش کردند و از آن طریق متوجه شده­اند. بعد متوجه شدند و به ما خبر دادند و گفتند بیایید تهران می­خواهند برایش مراسم بگیرند . در ضمن گفتند هر چی شما بخواهید ما همان کار را انجام می­دهیم. اگر بخواهید می­توانیم شهید را به اصفهان بیاوریم اما گناه دارد نبش قبر کنید ما هم پذیرفتیم که همان جا باشند. قرار است به تهران بیایم و جایگاهش را ببینیم.

*شما از رفتن ایشان به جبهه رضایت داشتید؟

نفر اول از سمت چپ

بله من آن موقع یک دختر 5 ساله داشتم یک دختر سه ساله داشتم و یک پسر 6 ماهه داشتم. من به دخترم میگفتم از پدرت بپرس از من راضی است ؟ او هم میپرسید . ایشان جواب میداد من راضی هستم خدا و رسول هم از شما راضی باشد  که با من همکاری میکنید تا برای دین اسلام مبارزه کنم. من هر چه از شوهرم بگویم کم گفتم... نمیدانید چقدر با وقار بود با خدا بود حرف حق میزد ، با دیگران بر سر اسلام بحث میکرد . من همیشه به او میگفتم آقا رضا حرف تو تک هست من افتخار میکنم به تو که انقدر قشنگ از اصول دین و انقلاب دفاع میکنی.

*چطور ازدواج کردید؟
من 14 ساله بودم که پدر شوهرم که صاحب شرکت قالیبافی بود با سر کارگرانش برای دیدن قالی مادرم به خانه ما آمدند . پدر شوهرم من را دیدند و برای پسرشان من را خواستگاری کردند. مادرم گفتند دخترم فقط 14 ساله است . اما موافقت کردند. دوشنبه خواستگاری کردند ، پنج شنبه همان هفته عقد کردیم و سه ماه بعد هم عروسی کردیم. 15 ساله بودم که دختر اولم را به دنیا آوردم 18 ساله بودم که فرزند دومم به دنیا آمد و 20 سالگی نیز پسرم به دنیا آمد. یکسال بعد نیز همسرم مفقود الاثر شد.

الان 33 سال است که من بچه هایم را تنها بزرگ کردم خیلی سخت بود اما همیشه به امید این بودم که خدایا همسرم را در راه تو از دست دادم من را آن قدر استوار کن که بتوانم فرزندانش را بزرگ کنم و به ثمر برسانم.

* فرزندانتان چطور هستند؟
فرزندانم همه ازدواج کرده اند و بچه دارند و من خدا را شکر میکنم که هر کدام به ثمر رسیده اند.

*شغل همسرتان چه بود؟
کارهای متفرقه انجام میدادند. گاهی در کارخانه کمک پدرشان می کردند. بنایی را دوست داشت گاهی بنایی می کرد. به هر صورت تلاش می کرد خرج زندگیمان را دربیاورد. خدا می داند که چقدر پولش برکت داشت.

نفر اول از سمت راست

*شده بود با همسرتان قهر کنید؟
نه، من فقط شش سال با او زندگی کردم. مثل تمام زن و شوهر ها گاهی با هم اختلاف داشتیم او می­آمد و آشتی میکردیم من غرور داشتم همیشه او می ­آمد.

*رفتارشون در مقابل فرزندانشان چطور بود؟
عاشق بچه­ ها بودند . موقعی که دختر دومم را به دنیا آوردم . مادرشان گفتند: "دوباره خدا به شما دختر داده ؟!" ایشان به مادرشان گفتند: " مادر ببین خدا به من چه گلی داده فرقی نمیکند."
یادم هست دخترم 5 ساله بود که میگفت: " بیا برویم برای دخترمان چادر بخریم."

*اخلاق ایشان چطور بود؟
شوهر من 25 ساله بود اما اندازه یک مرد صدساله فهم و درک داشت . خدا می­داند چقدر درک و فهم داشت . به  من همیشه می­گفت: "سعی کن با نفست مبارزه کنی . همیشه به زیر دستت نگاه کن مبادا من نبودم به بالا دستت نگاه کنی . به زیر دستت نگاه کن تا راضی باشی".

از این شش سالی که من با این مرد زندگی کردم هیچ وقت بدی از او ندیدم خیلی مرد بود خیلی...

بر روی حجاب خیلی تاکید داشتند گاهی اگر تار مویم از زیر روسری بیرون می­آمد با آرامش به من تذکر می­داد و طوری که هیچ کس متوجه نمی­شد. همیشه در جمع با اشاره حرف می­زدیم.

*وقتی ازدواج کردید فکر می­کردید شهید بشوند؟
اصلا فکر نمی­کردم. یک بار به من گفتند اگر در جبهه شهید شدم چه می­کنی؟ گفتم چه کار می­توانم بکنم سه فرزندانم را بزرگ می­کنم. فقط برایم دعا کن بتوانم بچه هایمان را آن طور که دوست داری به ثمر برسانم. الحمدلله امیدوارم از پس این کار برآمده باشم.

*چقدر همسرتان بعد از شهادت در زندگیتان حضور دارند؟
من همیشه با عکس همسرم صحبت می­کنم. حتی یک سنگ یادبود در گلزار شهدای اصفهان برایشان گذاشتیم من می­روم و بر سر این سنگ مزار با او صحبت می­کنم گریه می­کنم و با او درد دل می­کنم. وقتی آنجا می روم احساس می­ کنم کنارم هستند و من را آرام می­کنند و دلداریم می ­دهند.

*پیش آمده شکایت کنید و بگویید چرا تنهایتان گذاشت؟
اصلا! فقط می­گویم شفاعتم را بکن تا ذلیل نشم . مراقب بچه­ هایت باش . کمک جوانان کن.

*فکر می­ کردید پیکر همسرتان پیدا شود؟
نه فکر نمی­ کردم. پنج شنبه که از بنیاد شهید آمدند منزلمان بهشان گفتم انتظار داشتم بعد از 32 سال بیایید بگویید همسرم زنده هست ولی فکر نمی­کردم خبر شهادتش را برایم بیاورید. اما باز هم شکر خدا که شوهرم در راه اسلام شهید شده خوشحالم از اینکه سربلندمان کرده. هم در این دنیا و هم در آن دنیا سرافرازیم. دلم می­خواهد تمام دنیا بفهمد که چرا همسران ما به جنگ رفته­اند؟ به خاطر وطن به خاطر ناموس به خاطر دین اسلام. دلم می­خواهد جوانان درک کنند این موضوع را تا شاید کمی به حجاب اعتقاد بیاورند.

*اگر می ­دانستید به شهادت می­رسند اجازه می­دادید به جبهه بروند؟
از من می­ پرسید: " اگر شهید شدم چه کار می­کنی؟" می­گفتم شکر خدا می­کنم الگوی من حضرت زهراست الگوی من حضرت زینب است . یک بار سر فرزندم شکسته بود و او می­خواست برود به او گفتم من را در این حال نگذار. گفت شما برایم عزیز تر از علی اصغر امام حسین نیستید . شما به کربلا نگاه کن امام حسین فرزند 6 ماهه خود را داد. من می­دانم که شما می­توانی مثل یک قهرمان فرزندانم را بزرگ کنی.

*نظرتان درباره اینکه ایشان در دانشگاه امیر کبیر به خاک سپرده شده اند چیست؟
ایرادی ندارد موجب سرفرازی من و بچه­ هایش است.

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
رئیس سازمان بسیج اساتید انتصاب فرمانده بسیج مستضعفین را تبریک گفت
اتهامات آمریکا علیه ایران درباره یمن بی اساس است
راهبرد قطعی رهبری در تهاجمی شدن جنگ در صورت تحقق نیافتن شرایط ایران است
آینده دونالدترامپ
مخفی‌کاری پنتاگون از اقدام به خودکشی یک ملوان در ناو لینکلن
وزیر آموزش و پرورش: تلاش بر بازگشایی مدارس به شکل حضوری و با کمترین دغدغه است
رئیس جمهور: تنها با کاهش ۱۰ درصدی مصرف انرژی می‌توان بدون چالش از زمستان عبور کرد
اقدام آمریکا در حمله یا تهدید زیرساخت‌های غیرنظامی ایران، ضربه‌ای بی‌سابقه به حقوق بشر است
واکنش هیأت رئیسه مجلس به اظهارات اخیر باهنر
جزئیات طرح جدید بنزینی از زبان سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس
سخنگوی قرارگاه خاتم: هیچ کشتی بدون مجوز و نظارت ایران امکان تردد امن از تنگه هرمز را ندارد
مخبر: پایدارترین‌ راه نظم جدید منطقه، اجرای سازکار اقتصادی-امنیتی هرمز مستقل از آمریکاست
قوه قضاییه: ادعای معاندین در مورد ارتکاب جنایت علیه یک نیروی حافظ امنیت صحت ندارد
جزییات ثبت‌نام پذیرفته‌شدگان دستیاری فوق‌تخصصی اعلام شد/آغاز آموزش از اول مهر
بررسی هزینه‌های اقتصادی مرگ‌های ناشی از آلودگی هوا در کشور
استاد ضد اسرائیلی دانشگاه بریستول در آستانه بازگشت به کار
آماده‌باش پلیس راهور در مسیر زائران مشهد مقدس
تهران گرم‌تر می‌شود
پیام تبریک فرمانده کل سپاه امیر سرتیپ حیدری
پیام تبریک نماینده ولی فقیه در سپاه بابت انتصابات اخیر
رییس عقیدتی سیاسی ارتش، انتصاب فرماندهان عالی‌رتبه نیروهای مسلح را تبریک گفت
آغاز نام‌نویسی بیست‌ودومین فراخوان جذب هیئت علمی پزشکی از فردا
اعلام زمان ثبت‌نام فراخوان جذب اعضای هیئت‌علمی پیمانی وزارت بهداشت
ابتکار دانشگاه میشیگان برای کاهش استرس دانشجویان
شرایط پذیرش دانشجوی بدون آزمون در دوره‌های ارشد و دکتری اعلام شد
ممنوعیت تحصیل همزمان و شرکت پذیرفته‌شدگان دوره‌های رایگان در آزمون ارشد علوم پزشکی
اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم ارتباطات و رسانه ایران تشکیل شد
دانش ارتباطات راهبرد اصلی جلوگیری از شکاف‌های اجتماعی
اعلام جزئیات برگزاری و نحوه‌ دریافت کارت‌ شرکت در کنکور و پذیرش دانشجو-معلم
سهمیه مناطق جنگی در آزمون ارشد علوم پزشکی اعلام شد
مهلت ثبت‌نام آزمون‌های خارج از کشور علوم پزشکی تمدید شد
برگزاری آزمون سراسری با حضور ۴۸۷ داوطلب در اردستان
دانشگاه‌های بحران‌زده انگلیس در تیررس سرمایه‌گذاران اروپایی
کدام مقالات علمی بیشترین نقش را در ثبت اختراعات داشته‌اند؟
سرپرست صندوق رفاه دانشجویان تغییر کرد
پیوند میان دانشگاه و محیط‌زیست از مسیر انجمن‌های علمی تقویت می‌شود
اعلام زمان ثبت‌نام فراخوان جذب اعضای هیئت‌علمی پیمانی وزارت بهداشت
شکست سنگین دانشگاه کمبریج مقابل استاد افشاگر
انتشار فراخوان پیش‌ثبت‌نام طرح ملی «کیمیا»؛ شبکه ملی توانمندسازی فعالان فرهنگی و هنری دانشگاه‌ها
منتظری: مناظره دانشجویی قدرت تحلیل در جنگ شناختی را تقویت می‌کند
تسهیلات دانشجویان علوم پزشکی ۱۵ درصد افزایش یافت
مهلت ثبت‌نام آزمون‌های خارج از کشور علوم پزشکی تمدید شد
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top