ورودی های امسال دانشگاه متولد 1376 هستند. تاریخی که آغازش همگان را یاد خرداد و انتخابات پرشور آن سال می اندازد. اما طی سال های بعد شیرینی این انتخابات با اقدامات ساختار شکنانه دولتی ها تلخی آن در دهان ایرانیان حس شد.
خبرنامه دانشجویان ایران: ورودی های امسال دانشگاه متولد 1376 هستند. تاریخی که آغازش همگان را یاد خرداد و انتخابات پرشور آن سال می اندازد. اما طی سال های بعد شیرینی این انتخابات با اقدامات ساختار شکنانه دولتی ها تلخی آن در دهان ایرانیان حس شد. دانشجویان ورودی این سال ها را با شیرینی کودکی طی کرده اند و شاید فرصتی نیز برای آشنایی با این دوران پیدا نکرده اند.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ به نظر میرسد این دانشجویان به عنوان چشمان بیدار جامعه حق دارند اندکی با تاریخ دوران هشت ساله اصلاحات آشنا شوند. دورانی که رییس دولت وقت از آن با این جمله یاد میکند: "هر 9 روز یک بحران برای دولت من درست می شود."
هشتسال ریاستجمهوری اصلاح طلبان آبستن رویدادها و به عبارت بهتر بحرانهایی بود که شانتاژ خبری و اطلاعرسانی برخی جریانهای سیاسی مانع از کشف بسیاری از واقعیتها شد. مشارکت گسترده مردم در دوم خرداد سال 1376، رویداد سیاسی غیرمنتظرهای بود که برداشتها و تحلیلهای مختلف و بیسابقهای درباره آن بیان شد. تحلیلهایی که از سوی فعالان حزب مشارکت قبل از تشکیل حزب مذکور بیان میشد، رخداد دوم خرداد به گونهای معرفی میشد تا اعضای این حزب از نتایج آن استفاده کنند.

در برخی از این تحلیلها، جبهه دوم خرداد، انقلاب و فراتر از نظام اسلامی و چارچوبهای آن ارزیابی میشد! در دیگری به مقایسه رخداد دوم خرداد 1376 با انقلاب اسلامی در 1357 پرداخته و اینگونه نتیجهگیری شد که «در هر دو واقعه جامعه در معرض نوسازی و مردم خواهان مشارکت گسترده بودهاند، با این تفاوت که اصلیترین ویژگی انقلاب، خشونتبار بودن آن است! در حالی که دوم خرداد فاقد این جنبه بود و به این دلیل انقلاب آرام، خیزش جدید و اصلاحات رادیکال نامیده شده است».
قتلهای زنجیرهای، مرگ سعید امامی، ماجرای کوی دانشگاه، ماجرای 18 تیر 78، انتخابات مجلس ششم، تحصن مجلس ششمیها و... تنها گوشه ای از اقدامات اصلاح طلبان است که برای جامعه نمایان شده است و بسیاری از اتفاقات نیز کماکان در پس پرده مسائل امنیتی مانده است.
قتلهای زنجیرهای قتلهای زنجیرهای جزو جنجالیترین پروندههایی محسوب میشود که در دولت هفتم رخ داد و موجبات سوءاستفاده فراوان بیگانگان را فراهم آورد. در ابتدا نیروهای ارزشی مورد اتهام قرار گرفتند اما با افشاگریهای روحاللهحسینیان روند اطلاعرسانی در این زمینه تغییر کرد. در فتنه قتلهای سال 1377 موسوم به قتلهای زنجیرهای، در حالی که هنوز موضوع قتلها ابعاد روشنی نیافته بود و همه گروهها این جنایات را محکوم میکردند، مشارکتیها به همراه ملی – مذهبیها و رادیوهای ضدانقلاب، انگشت اشاره خود را به سوی جناح ارزشگرا نشانه گرفتند.

عزتالله سحابی، رهبر ملی – مذهبیها که به اتهام براندازی بازداشت و اعترافات تکاندهندهای در رابطه با کودتا علیه نظام داشت، اینچنین جناح اصولگرا را به اجرای قتلها متهم میسازد: «انتساب جنایتهای اخیر به جناح انحصار غیرقابل انکار است چرا که نظریهپردازها، مبلغها، مجوز شرعی صادرکنها و فتوابدهها، همه در این جناح مقابل قرار دارند». پشتپرده قتلهای زنجیرهای را میتوان تا شخصی بنام مصطفوی از مسئولا چپ وزارت اطلاعات دنبال کرد.
قبل از شروع قتلها به دست مصطفی موسوی، وی در ملاقاتی با سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور وقت، از قتلهای قریبالوقوعی خبر داد و آن را سناریویی برای سقوط دولت خاتمی دانست، اما پس از چندی که ماجرای قتلها به اوج رسید، موسوی دوباره به دفتر خاتمی رفت و اعتراف کرد که قتلها را خود او انجام داده است.
تحصن تحصن نمایندگان مجلس ششم یکی از پروندههای حزب مشارکت است که خوراک مناسبی برای رسانههای بیگانه و حمله رسانهای به نظام جمهوری اسلامی ایران فراهم ساخت. جدای از سوءاستفاده دشمنان نظام، عدم استقبال افکار عمومی از تحصن مجلس ششمیها موجب شد وقایع خندهداری نیز در این جریان به وقوع بپیوندد. اعتصاب غذا با سفرههای رنگین بخشی از واقعیتهایی است که رسانه هایی چون مشرق به علت انتشار عکس های این رسوایی مورد هجمه قرار میگیرد و در نهایت محمد قوچانی سردبیر این روزنامه مجبور به عذرخواهی از آنها میشود.

از مدتها پیش از آغاز روند رسمی انتخابات مجلس هفتم، تندروها طرحها و لوایحی را در مجلس ششم به تصویب رساندند تا بر بررسی صلاحیت کاندیداها توسط شورای نگهبان و هیاتهای نظارت منتخب آن، تاثیر بگذارند. لایحه تغییر قانون انتخابات، از اصلیترین برنامههای حزب مشارکت برای رسیدن به این هدف قلمداد میشود. هدف از لایحه مذکور سلب اختیار شورای نگهبان درباره بررسی صلاحیت کاندیداهای مجلس بوده است و همانطور که آوردیم این لایحه به بنبست رسید.
مشارکتیها پس از ناکامی در این مقصود درصدد برآمدند تا روند بررسی صلاحیتها بویژه صلاحیت مشارکتیهای مجلس ششم را سد کنند و از طریق تاکتیکهای جنگ روانی عدم صلاحیتشان را تایید و باطل را حق جلوه دهند. با نزدیک شدن به 20دی 1382، تاریخ اعلامنظر نهایی هیاتهای نظارت، حملات مشارکتیها با یاری جستن از تانکهای مطبوعاتیشان فزونی یافت. رضا خاتمی، دبیرکل حزب مشارکت، در 17/10/1382 طی مصاحبهای در جمع خبرنگاران مطبوعات داخلی و خارجی با طرح این ادعا که هرچه ردصلاحیتها گستردهتر باشد، مشارکت مردم کمتر و در نتیجه مشروعیت نظام خدشهدار خواهد شد، اظهار داشت: «ما در برابر هرگونه ردصلاحیت غیرقانونی ایستادگی میکنیم و آن را نخواهیم پذیرفت و زیر بار آن نخواهیم رفت».داوود سلیمانی از اعضای حزب مشارکت، پیشنهاد تعویق یا تحریم انتخابات را در صورت ردصلاحیت گسترده اصلاحطلبان مطرح کرد.
در تاریخ 21/10/1382 یعنی 24 ساعت پس از اعلامنظر هیأت مرکزی نظارت درباره صلاحیت کاندیداهای مجلس هفتم، در مجلس ششم اتفاقاتی در شرف وقوع بود. ابتدا شمسالدین وهابی، عضو ارشد حزب مشارکت در مجلس ششم، به عنوان نطق قبل از دستور، بیانیهای را قرائت کرد که در آن ضمن محکومیت رد صلاحیتها، از تحصن سخن به میان آمده بود. ساعت 4 بعدازظهر 21/10/1382 تحصن در راهروی مجلس آغاز شد.

بهزاد نبوی، رابط سازمان مجاهدین با «لابی حزب مشارکت» در مجلس ششم به خبرنگاران اعلام کرد که تمام تدارکات لازم برای تداوم تحصن پیشبینی شده و لوازم خواب و خوراک مهیاست. در روز دوم تحصن، محمدرضا خاتمی، دبیر کل وقت حزب مشارکت در مقام سخنگوی متحصنان در یک کنفرانس مطبوعاتی مدعی شد: «انتخابات با استفاده از نظارت استصوابی مسأله جدیدی نیست و هیچکس انتظار ندارد کشوری مانند ایران انتخابات آزاد داشته باشد [!]». افراطیون در راستای افزایش فشارهایشان در بیانیه شماره شش خود، طرح «روزه سیاسی» و «استعفا» را به سناریوی تحصن افزودند.
اما انتشار عکسی درباره شروع روزه سیاسی متحصنان در صفحه نخست روزنامه شرق در تاریخ 28 بهمن 1382 خشم مردم را نسبت به آنان برانگیخت. در این تصویر، عضو ارشد حزب مشارکت و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم یعنی میردامادی، به تصویر کشیده میشود، در حالی که روی میز غذای او خوردنیها و نوشیدنیهایی که برای چند نفر کفایت میکرد، چیده شده بود و زیر این تصویر جمله «آغاز روزه سیاسی متحصنان» آمده بود.
پس از بهصدا درآمدن زنگ روزه سیاسی، برخی تحصنکنندگان در طول روز با کیفهای سامسونت به سوی دستشویی مجلس حرکت میکردند و در آنجا دور از چشم دیگران رفع جوع میکردند؛ به گونهای که در داخل این مکان، کاغذهای ساندویچ متعددی به چشم میخورد! پشت پرده حزب مشارکت در تحصن هنوز 24 ساعت از شروع تحصن تندروها نگذشته بود که حزب مشارکت برای دامن زدن هر چه بیشتر به تحصن، از فعالان سیاسی، گروهها و سازمانهای اصلاحطلب، نخبگان و روزنامهنگاران خواست تا در نشستی که جهت اعلام همراهی با نمایندگان متحصن در محل دفتر مرکزی حزب مشارکت برگزار میشد، در ساعت 17:30، مورخه 22/10/1382 حضور به هم رسانند.

جمع 200 نفره که در زیرزمین ساختمان حزب مشارکت جمع شده بودند، بر این باور بودند که لحظه به سیم آخر زدن فرارسیده است. برخی از سخنان مطرح شده در این نشست آنچنان تند و حرمتشکنانه بود که روزنامههای همسو با حزب مشارکت هم از درج آن خودداری کردند. در بخشهایی از گزارش 22/10/1382 دفتر حزب مشارکت که سایت «پیک نت» آن را منتشر ساخت، آمده است: «سعید رضوی فقیه، پشت تریبون رفت و گفت: من برای سلطنتطلبان داخلی یک پیام دارم. حال که نمایندگان را رد صلاحیت کردهاید ساختمان مجلس را هم به توپ ببندید تا دوران استبداد صغیر شما هم شروع شود!»
بیاعتنایی ملت به تحصن متحصنان هرگز نتوانستند جنجال را به جامعه منتقل کنند و آن را به فراتر از کریدور مجلس و دفاتر حزب مشارکت بکشانند. طبق خبرهای موثق یک تیم فعال از حزب مشارکت به ریاست تاجزاده، با برگزاری نشستهای جداگانه با اقشار مختلف جامعه در صدد برآمدند تا این گروهها را به نفع متحصنان وارد میدان کنند اما هیچکس تمایل نداشت تا به عرصه حمایت از متحصنان پا بگذارد. با وجود ادعاهای متحصنان که گسترش هر روزه زبانههای تحصن را فریاد میزدند، حتی عرصه دانشگاهی نیز تن به پیادهنظام شدن نداد.
به عنوان مثال، در همایش حمایت استادان دانشگاهها از متحصنان که در دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد، تنها 70 نفر حضور داشتند که عمده شرکتکنندگان در این جلسه در زمره اعضا و منسوبان حزب مشارکت به حساب میآمدند. انتشار تصاویر این همایش در روزنامههای کیهان و جمهوریاسلامی مورخه 8/11/1382 ضربه سهمگینی به تحصن افراطیون زد. عدم همراهی مردم با متحصنان، صدای اپوزیسیون داخلی و خارجی را هم درآورد به گونهای که بارها بدان معترف شدند.

احمد زیدآبادی از فعالان گروه موسوم به ملی – مذهبی در مقالهای در روزنامه شرق، به بیاعتنایی مردم انقلابی ایران به بازی تحصن بدینشکل اذعان کرد: «تحصن نمایندگان، موج فراگیری را در متن جامعه برنیانگیخته است و بسیاری از مردم عادی از مواضع فرارادیکال نسبت به آن بیتفاوت و حتی بدگماناند». مرگ تندروی متحصنان در مجلس به سرکردگی مشارکتیها، گمان بردند که حرکات جنجالیتر تأیید صلاحیتشان را دربر خواهد داشت. بنابراین افراطیون تنها یک راه پیش پای خود دیدند و آن تاکتیکی جز اتخاذ تندترین مواضع نبود. در ادامه استعفای دستهجمعی در 10/11/1382 و چند ساعت قبل از اعلام رسمی نتایج بررسی صلاحیت کاندیداها، متحصنان بیانیه شماره 14 خود را صادر کردند.
.jpg)
در این بیانیه به صراحت تندروها تهدید کردند که تاکتیک استعفا را در صورت عدم رضایتشان از روند بررسی صلاحیتها، اجرایی خواهند ساخت. در این بیانیه آمده است: «به محض دریافت نظارت نهایی شورای نگهبان در صورتی که تغییر قابل قبولی در فهرست رد صلاحیتهای غیرقانونی ایجاد نشود، اقدامات قانونی خود را در اعتراض به عملکرد غیرقانونی هیأتهای نظارت و شورای نگهبان به مرحله اجرا درخواهیم آورد و به استعفای خویش از نمایندگی مجلس و عدم شرکت در انتخابات رسمیت خواهیم داد». طبق پیشبینی سیاستمداران کهنهکار که استعفا را یک بازی در راستای سناریوی بلندمدت تحصن میدانستند، تا پایان عمر مجلس ششم، بهرغم اعلام بهزاد نبوی مبنی بر طرح استعفای 90 نماینده تاچهارماه پایانی عمر مجلس، فقط پنج نماینده استعفایشان مطرح شد. از بین این پنج نفر نیز چهار استعفای فاطمه حقیقتجو، بهزاد نبوی، محسن آرمین و محمود یگانلی پذیرفته و استعفای مزروعی رد شد.
اینها تنها بخشی از واقعی دورانی است که ورودی های امسال دانشگاه در اوج آن با فراغ بال کودکی خود را سپری میکردند و شاید در این دوره و زمانه تبلیغات دروغین ساختار شکنان فرصت تفکر پیرامون آن را نداشته باشند. دورانی که با توهم شروع شد و با آبرو ریزی در پیشگاه ملت به اتمام رسید با تمام شدن زمستان روسیاهی آن برای ذغال ماند.