تاریخ انتشار: چهارشنبه 1392/01/21 - 09:37
کد خبر: 193073

با حضور سعید بیابانکی، مجید تال و جمعی از شاعران دانشجو برگزار شد؛

گزارش یک شب شعر دانشجویی در دانشگاه شاهد +تصاویر

گزارش یک شب شعر دانشجویی در دانشگاه شاهد +تصاویر

ابوالفضل ملک‌نیا، محمد ایرانی، فردین آریش، عادله ابراهیمی و مهدیه موسی زاده، پنج شاعری بودند که اشعارشان به عنوان برگزیده از سوی هیئت داوران اعلام و در پایان مراسم نیز مورد تقدیر قرار گرفتند.

خبرنامه دانشجویان ایران:  پنجمین کنگره شعر فاطمی به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده انسانی دانشگاه شاهد تحت عنوان «مادر آب و آئینه 5» روز گذشته در آمفی تئاتر دانشکده انسانی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در این کنگره که با حضور سعید بیابانکی، مجید تال و مهدی چراغ زاده برگزار شد، شعر پنج نفر از دانشجویان شرکت کننده در این کنگره جایزه گرفت.

این مراسم که همزمان با روز وفات حضرت ام‌البنین(س) برگزار شد، با شعرخوانی بیابانکی، تال، چراغ‌زاده و صاحبان اشعار برگزیده نیز همراه شد.

همچنین لازم به ذکر است که حجت الاسلام عیسوند، امام جماعت مهدیه پیامبر اعظم دانشگاه شاهد که در این کنگره شرکت نموده بود، در این مراسم به شعرخوانی پرداخت.

ابوالفضل ملک‌نیا، محمد ایرانی، فردین آریش، عادله ابراهیمی و مهدیه موسی زاده، پنج شاعری بودند که اشعارشان به عنوان برگزیده از سوی هیئت داوران اعلام و در پایان مراسم نیز مورد تقدیر قرار گرفتند.

در ادامه متن، تصاویر و اشعار مربوط به این مراسم را مشاهده می‌کنید:

حضرت علی (ع)
خورشید پیش گنبد این شاه زرد نیست
هر کس که خاک پای علی نیست، مرد نیست
یک شب میان صحن نجف داد میزدم
گشتم نبود بهتر از اینجا، نگرد نیست

باید که تو را حضرت منان بنویسد
در حد بشر نیست که قرآن بنویسد

کشکول گدایی که به سمت تو دراز است
دستان قنوتی ست که در حال نماز است

سمت حرم توست دلم باز روانه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
قدری به من خسته بهایی بده مولا
ایوان دلم خاک، طلایی بده مولا
آن چیست که در حج و طواف است نشانه ست
مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه ست

احمد به خدا غیر علی یار نمی خواست
پیغمبر ما همسفر غار نمی خواست
رفتند به بی راهه و خوردند به بن بست
تا بوده علی بوده و تا هست علی هست

بر اسب سوار است قیامت شده بر پا
دشمن به فرار است از این حالت مولا
شمشیر کشیده ست که لشگر بگشاید
باید برود یک تنه خیبر بگشاید
یا قادر و یا قاهر و یا فاتح و یا هو
ایک جرأت و این هیبت و این قدرت بازو
مخصوص علی هست، علی شیر خداوند
آن یکه جوانمرد به تعبیر خداوند
از ترس ز دستان عدویش سپر افتاد
با خشم علی هر که در افتاد ور افتاد

حضرت ابالفضل (ع)
روزی شعر من امشب دو برابر شده است
چون که سرگرم نگاه دو برادر شده است
از در خانه ی او پا نکشیدم هرگز
چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز
زور بازوی تو بی حد و عدد خواهد شد
بعد از این ام بنین ام اسد خواهد شد
کاشف الکرب تویی خنده ی ارباب تویی
پدر خاک علی و پدر آب تویی
روی چشم تو بود جای حسن جای حسین
هست ما بین دو ابروی تو بین الحرمین
پیش خورشید و قمر سایه ی تو سنگین است
و فقط محضر زینب سر تو پایین است
ساقی ما چه شرابی چه سبویی دارد
بنویسید رقیه چه عمویی دارد


بقیع
از صفای ضریح دم نزنید
حرفی از بیرق و علم نزنید
گریه های بلند ممنوع است
روضه ممنوع سینه هم نزنید
کربلا رفته ها کنار بقیع
حرفی از صحن و از حرم نزنید
زائرى خسته ام نگه بانان
به خدا زود می روم نزنید
کودکی داد زد کنار بقیع
تازیانه به مادرم نزنید

غربت ما بدون خاتمه است
مادر ما همیشه فاطمه است

حضرت زهرا (س)
گفتن ندارد کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد
نامرد مردم! حق علی و فاطمه خوردن ندارد
مادر به خود گفت شاید کسی کاری به کار زن ندارد
من از نبی ام! حتماً کسی کاری به کار من ندارد
افتادن زن در پیش چشم دیگران دیدن ندارد
برخیز مادر! زینب پناهی غیر از این دامن ندارد


حضرت علی اصغر (ع)
 سعی دارد کودکش را در ابا پنهان کند
باید او تن را جدا سر را جدا پنهان کند
مشتی از خون علی را ریخت سمت آسمان
خواست تا جرم زمین را در هوا پنهان کند
با غلاف خنجری بابا پسر را دفن کرد
کربلا را خواست تا در کربلا پنهان کند
گیرم اصلا طفل خود را پشت خیمه دفن کرد
خنده های آخرش را در کجا پنهان کند


حضرت رضا (ع)
 باز هم در به در شب شدم ای نور سلام
باز هم زائرتان نیستم از دور سلام
با زبانی که به ذکرت شده مأمور سلام
به سلیمان برسد از طرف مور سلام
کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها
باز از دوریت افتاده به کارم گره ها
ننوشته ست گنهکار نیاید به حرم
پس بیایید اگر خوب و اگر بد به حرم
برسد خواهش این ناله ی ممتد به حرم
زود ما را برسانید به مشهد به حرم
مست از آنیم که از باده به خم آمده ایم
ما سفارش شده ایم، از ره قم آمده ایم
یاد دادید به ما رنج کشیدن زیباست
پس ازین فاصله تا طوس دویدن زیباست
پا برهنه شدن و جامه دریدن زیباست
بعد هم پای ضریح تو رسیدن زیباست
پیچش قافله ی ماکه به سوی نور است
رگه ای در دل فیروزه ی نیشابور است
چه خبر در حرم ضامن آهو شده است؟
صحنهابیشترازپیش چه خوشبوشده است
طرف پنجره فولاد هیاهو شده است

باز یک چشمه ازآن لطف و کرم روشده است
مادری گریه کنان ذکر رضا می گیرد
دست و پای فلجی باز شفا می گیرد

مجید تال

***


دیگر ندارد/ بعد از نبی شهرش در و پیکر ندارد

حتی مدینه /جایی برای گریه ی مادر ندارد
اصلا جواب/ دیگر سلام حضرت حیدر ندارد

در ظاهر این است/ این خانه بیماری بجز مادر ندارد
اما کسی در/ این خانه حالی هم از او بهتر ندارد

غیر از سفارش/ کاری دگر تا لحظه ی آخر ندارد
غوغا بپا کرد/ صحبت ز روزی که کم از محشر ندارد

می گفت مادر/ از آن غروبی که کسی معجر ندارد
از بوسه بر آن/ پیکر که در گودال حتی سر ندارد
......

نشسته ام بنویسم که غصه ها دارم

دوباره شوق سفر سوی کربلا دارم

 هوای دیدن ارباب هم هوای حرم

هوای روضه ی جانسوز کربلا دارم

تمام دل خوشی ام در جهان فقط این است

به سینه ام غم ارباب با وفا دارم

نشسته ام بنویسم برایتان آقا

نشسته ام بنویسم فقط تو را دارم

نشسته ام بنویسم مرا حرم ببرید

که غیر کرببلا من مگر کجا دارم؟

نشسته ام بنویسم برای این دل تنگ

دوباره خاطره هایی که از شما دارم

کنار قتلگه ات روضه،گریه ، یادت هست

که بوی سیب،شب جمعه،باز من سرمست

مهدی چراغ زاده

***

هیزم رسید از راه ;ابراهیم; راه گلستان میگرفت ای کاش...
من مادرم در بین آتش بود ;این بار باران میگرفت ای کاش...

یک در میان شعله ها میسوخت; یک خانه در بهتی ز بی رحمی...
این خانه ی وحی است دورش را آیات قرآن میگرفت ای کاش...

میخ در از آتش فقط سرخ است؟ یا ردی از خون روی آن مانده؟
آتش به جان من به جای آن موی پریشان میگرفت ای کاش...

یک عمر از این خانه نمک خوردند حالا نمک بر زخم می پاشند...
یک مرد در  شهر پیمبر دست از شاه مردان میگرفت ای کاش...

بغضی گلو را چنگ می انداخت ;دستان بابا بسته بود اما...
دستان سرد  ضرب سیلی را یک تن مسلمان میگرفت ای کاش...

ابوالفضل ملکنیا

***

سنگ بر یار زدن

آسمان سرخ و گلستان شده آتش انگار
تا سحر دست خدا مرهم پهلوی تو بود

من و آب و من و خاک و من و آتش، من و باد
"دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود"

عرق شرم به پیشانی دنیا افتاد
دسته ی راهزنان نیزه به دست آمده اند

شعله ی خشم و گلوهای به جوش آمده و
رقص شمشیرکنان، لشکر مست آمده اند

نوجوان ها همه در خانه، جوان ها در خواب
مرد در خاک و کسی زانوی غم در بغل است

حکم مامور شب این است که ای مردم شهر
سنگ بر یار زدن معنی خیرالعمل است

یار شیرین که زمین خورد گرفتم امشب
رخت پاییز شکوه گل از اینجا ببرد

جز رخ سرخ و به جز صاحب آن چشم کبود
"نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد"

پشت بر گوشه ی دیوار زد و باغصه
رو به یک نقطه ی معلوم صدا زد بابا

و صدا رفت، صدا رفت، صدایی آمد
گفت: "لاحول و لا قوه الا بالله"

سایه ی کفر به هم خورد چو آمد خورشید
با تن خم شده ی دخترکی بابایی

لرزه افتاد به بازوی سران فتنه
"وای اگر از پس امروز بود فردایی"

بیستون _شمه ای از قامت فرهادی مرد _
خم شد از دیدن خم بودن شیرین آن شب

لاله شد کاسه ی چشمش پرِ خون وقتی دید
سوخته ساقه و هربرگ گل یاس از تب

دست سنگین و دل سنگی و مردانی سنگ
یاد سیلی و در و مادرمان افتادم

داغ تو خورده بر اعماق وجودم یعنی:
"من از آن روز که در بند توام آزادم"

محمد ایرانی

***

من قید هرچه نیست به کام تو، می زنم
حتی نفس به شوق سلام تو می‌زنم
 
گاهی به یُمن نیم نگاهت به دفترم
نقشی زچشم آینه فام تو می‌زنم

نام تو آب، نام تو دریاست، درغزل
دل را چه بی گدار به نام تو ‌می‌زنم
 
حتی گناه مانع لطفت نمی‌شود
دارم دم از عنایت عام تو می‌زنم
 
رؤیایم این شده که لب حوض کوثرم
یک ساغر شکسته ز جام تو می‌زنم
 
گاهی کبوترم وَ مزار تو دیدنی‌ست
یک سر درین خیال به بام تو می‌زنم

از وصف عاجزم که درین بیت ها به لب
مُـهرسکوت پیـش مـقام تو می‌زنم
 
مادر! ببخش شعرم اگر"تو" زیاد داشت*
حرف از زبان کودک خام تو می‌زنم
 
داریم می‌رسیم به مصراع هجدهم!
این بوسه را به حسن ختام تو می‌زنم

عادله ابراهیمی

***

کبوتری بدون آشیانه‌ای
دلیل گریه‌های عاشقانه‌ای
 
تو هم غزل‌ترین سروده‌‌ی خدا
و شاه‌بیت ناب هر زمانه‌ای
 
بزرگ، راز سر به مهر خلقتی
نشان به آن نشان که بی نشانه‌ای
 
برای زخمه‌های بی‌نهایتت
شبیه آسمان بی‌کرانه‌ای
 
چه رفته بر شما و در که می‌کشد
همیشه آتش غمت زبانه‌ای
 
شکست، حرمت گل محمدی
درون خانه پهلوی جوانه‌ای

فردین آریش

***

ماجراها شده آغاز از اینجا کم و بیش
کودک و چادر خاکی شده ی مادر خویش

کوچه غمگین و رخ یک نفر آنجا نیلی
گفتن علت آن سخت ؛ ولیکن سیلی ...

روزها می گذرد،حادثه ها نزدیک است
قلب این شهر،کماکان،چقدَر تاریک است

تا به اوجش برسانند ستم کاری را
تا بگیرند همه بیعت اجباری را

سوی یک خانه پر از نور خدا می آیند
خود نفهمند که اینگونه کجا می آیند

از کجا آمده اند این همه هیزم دارند؟
ای خدا وای ... مگر قصد تهاجم دارند؟

دینشان چیست که اینگونه به در می کوبند
از در و آتش و این شعله ی شر می گویند

گل گرفتار بلا و ستم خار و خسی ست
به خداوند قسم،پشت در خانه،کسی ست

کل غم های جهان بر دلم آوار شده
مادرم زخمی ازین تیزی مسمار شده

وصف آشفتگی ثانیه ها ممکن نیست
گفتن از سنگ،وَ آن آینه ها ممکن نیست

هر که یک لحظه ز غم های تو را درک کند
جان شیرین خودش را بنهد،ترک کند

سروری در دو جهان تابع حکم ازلی ست
ذکر من یکصد و ده بار فقط نام علی (ع) ست

-----

این خانه پر از یاس معطر شده انگار
چشمان من از غصه ی او تر شده انگار

ای کاش که این خانه نه در داشت نه دیوار
چون غنچه ی او ساکت و پرپر شده انگار

با مشت به دیوار و در خانه نکوبید
در شهر،مسلمان شده،کمتر شده انگار

از وقتی از آن کوچه ی پر حادثه برگشت
پژمرده ترین آینه ، مادر شده انگار

نزدیک گل بسترش آهسته بیایید
ساعات دعا خواندنش آخر شده انگار

من مانده ام و غربت شب های مزارش
پنهانی اش از قبل مقدر شده انگار

مهدیه موسی زاده

***

 

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
پیام انتصاب رضایی و فرماندهان
اثر جدید کمال شرف، کاریکاتوریست یمنی
اعتراض خبرنگاران آمریکایی به «طعمه‌شدن» در پی ترس ترامپ از ایران
شب رحلت پیامبر(ص) و شهادت امام حسن(ع) در حرم رضوی +عکس
مصمم به افزایش تجارت با پاکستان به ده میلیارد دلار هستیم
دلیل تلاش عربستان برای منصرف کردن ترامپ از حمله به ایران
سردار نقدی: همه تسلیحات نظامی ما امروز بومی هستند
اسکان زائران بارگاه منور رضوی در دهه آخر صفر +عکس
عزیزی: مقاومت ایران معادلات دشمن را برهم زد
کشتی حامل تجهیزات نظامی سعودی در باب‌المندب هدف قرار گرفت
سردار محبی: آمریکا حتی یک شناور جنگی هم در خلیج فارس ندارد
انفجار شدید در جنوب لبنان؛ اسرائیل بار دیگر آتش‌بس را نقض کرد
سخنگوی ارتش یمن: مواضع و انبارهای تسلیحاتی عربستان را هدف قرار دادیم
رفع منع حضور خداداد عزیزی در بازی نخست تراکتور
دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار میزبان نخبگان جهان
آغاز رسمی جذب محققان «پسادکتری فناوری»
برج فناوری؛ زیرساختی برای اتصال اکوسیستم واکسن ایران به جهان
هشدار لیبی در خصوص توقف فعالیت پالایشگاه زاویه
نگاهی به نگاره «شهید» محمود فرشچیان
خودکشی نظامی ارتش رژیم صهیونیستی در آمریکا
گفتگوی تلفنی وزرای دفاع ایران و مالزی
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top