خبرنامه دانشجویان ایران:«خبرنامه دانشجویان ایران»به گزارش رجانیوز، مصاحبه های مفصل مادر عاطفه امام(همسر جواد امام، عضو دستگیر شده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) که به صورت کاملا اتفاقی با بی بی سی شروع شد و بعد هم بیانیه ها و گزارشات پی در پی در کنار پروژه 72 تن سازی مدعیان آزادی اطلاعات را اگر به عکس فتوشاپی فردای روز عید فطر روزنامه اعتماد سنجاق کنیم، آن وقت است که درخواهیم یافت این جریان که روزی می گفت اصلاحات خون می خواهد تا چه حد به این سناریوسازی های کودکانه نیازمند است.
"عاطفه امام، فرزند جواد امام، عضو زندانی مجاهدین انقلاب، بازداشت شد."(1) این خبری بود که گویانیوز هم به نقل از نوروز منتشر کرد تا سناریوی جدید با فضاسازی های گسترده کلید بخورد. در خبر آمده بود:«عاطفه امام، دختر ۱۸ ساله جواد امام به طرز وحشیانه ای در خیابان طالقانی توسط افراد ناشناس بازداشت و به محلی نامعلوم منتقل شد.»
این خبر می افزود:«ساعاتی پیش چند نفر مرد ناشناس، عاطفه امام فرزند ۱۸ ساله جواد امام عضو زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را با هتاکی و در حالیکه چادر از سر وی کشیده بودند بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل نمودند. پس از این بازداشت وی در تماس کوتاهی به مادرش گفته است که با چشم بسته به محلی نامعلوم برده شده است و با این عنوان که لیاقت چادر ندارد چادر را از سرش کشیده اند. از محل نگهداری و نهاد بازداشت کننده وی اطلاعی در دست نیست.»(2)
مادر عاطفه امام هم در گفتگویی با بی بی سی انگشت اتهام را به جانب سپاه و حکومت ایران گرفت. در خبری که بی بی سی تنظیم کرد، آمده بود:«دختر یک عضو بازداشتی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بازداشت شده است. خانواده جواد امام، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، که از بیش از هشتاد روز پیش در زندان به سر می برد، گفته اند که چند فرد ناشناس عاطفه، دختر نوزده ساله آقای امام را بازداشت کرده و با خود برده اند. بازداشت عاطفه امام بعد از ظهر یکشنبه و در خیابان طالقانی تهران روی داد و از محل نگهداری او اطلاعی در دست نیست.»
این خبر همچنین می افزود:«لیلی سادات جلال زاده، همسر جواد امام، در مصاحبه با بی بی سی گفته است که عاطفه در یک تماس تلفنی کوتاه با او گفته است که هنگام بازداشت، ماموران چادر را از سر او کشیدند و گفتنه که لایق استفاده از این پوشش نیست. عاطفه امام در این گفتگوی تلفنی گفته است که نمی داند در کدام محلی در بازداشت به سر می برد اما از گفتگوی ماموران دریافته است که احتمالا در صدد انتقال او به محل دیگری هستند.»
مادر عاطقه امام به نقل از دخترش مدعی شد یکی از افرادی که در دستگیری او نقش داشته از همان کسانی است که پدرش جواد امام عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را دستگیر کرده است و احتمالا از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. او هدف دستگیری دخترش را تحت فشار قرار دادن پدر عاطفه برای اعتراف گیری دانست.
جلال زاده مصاحبه در با بی بی سی تاکید کرد که دخترش هنگام بازداشت کاملا سالم بوده و خواست این واقعیت به آگاهی همگان برسد.(3)
در عین حال خبری هم به نقل از فرزند حاج صادق آهنگران جعل شد و زحمت رسانه ای کردن این خبر جعلی هم به دوش کسی افتاد که در جهالت کامل فیلم شکنجه های صدام را به نیروهای انتظامی نسبت داده بود؛ کسی که سال ها دم از آرمانگرایی می زد و این روزها بازیچه خبرسازی های افراطیون دوم خرداد شده بود تا آنجا که در مقام نوشتن نامه سرگشاده تماما توهین به رهبری برآمد.
نوری زاد در یکی از کامنت های وبلاگ خود نوشت:«نوشته زیر به صورت خصوصی برایم آمده است. بخاطر ارادتی که به حاج صادق آهنگران دارم و از سلامت و درون پاک او بهره ها برده ام دریغم آمد که نوشته فرزند او بی مخاطب بماند.»
متن پیامی که به فرزند آهنگران نسبت داده شد، این بود:«آقای نوری زاد. سلام. من محمد علی آهنگران فرزند جناب حاج صادق آهنگران هستم. من شما را حدود 15 سال است که می شناسم از زمانی که برای ضبط برنامه ماه مبارک رمضان به خانه ما آمدید و با پدرم مصاحبه کردید. من مدتی است مطالب وبلاگ شما را می خوانم و به شما که امروز برای دفاع از حقوق مردم کوچه و بازار بی قراری می کنید آفرین می گویم. خلاصه بگویم تکلیف نسل من که این روزها 30 ساله می شوم، روشن است اما شما را به روح پاک امام و عظمت رسول الله پدرم را دریابید. به خاطر دارم شبی که قطعنامه پذیرفته شد جناب ایشان از بهت و حیرت و نگرانی تا صبح قدم می زد و اشک می ریخت و به مظلومیت امام و شهدا ناله می کرد. اما از آن سال تا به این روزها اینقدر ایشان را آشفته ندیده بودم. این روزها و به دنبال وقایع بعد از انتخابات ایشان مریض شده و برای کمتر برنامه ای قول مساعد می دهد. شبها تا صبح اشک می ریزد و زحمات خود و سایر مجاهدان را از دست رفته می بیند. ایشان را برده ایم دکتر با قند 320 دکتر گفته مرض قندش عصبی است. چرا حماسه خوان سالهای عاشقی شما و رزمندگان تاب نمی آورد؟ چرا هر لحظه آرزوی مرگ و شهادت می کند؟ چرا 20 صفحه خطاب به من وصیت نامه نوشته است؟ عرصه بر ما و ایشان تنگ شده است؟ ایشان امشب شدیدا بد حال شدند وقتی مصاحبه مادر عاطفه امام دختر آقای جواد امام را که رزمنده بوده و هم ایشان و دخترش عاطفه بازداشت شده را از بی بی سی شنیدند جایی که مادر می گفت به جهانیان و همه مردم بگویید دخترم سالم و پاکدامن بوده و بازداشت شده؟ اینها که گفتم مختصری از شرح حال بلبل خمینی بود. قصد درد دل داشتم با شما و این که بگویم نگران و آشفته اییم .. دعایمان کنید.»(4)
نوری زاد هم مثل امثال کروبی به اینکه کسی با یک اسم جعلی پیامی گذاشته بسنده کرد و حتی صحت و سقم خبر را از خانواده آهنگران جویا نشد و لااقل نپرسید آهنگران اصلا بیمار هست یا اصلا بیمار هم نیست! او در مطلبی بی شرمانه با عنوان سقوط یکی از فیلم های شکنجه صدام را به نیروهای نظامی نسبت داد و نوشت:«خدایا آن دوستان من اکنون کجایند که ببینند بر سرمیراثشان چه آورده اند. آهای دوستان جهادگرم ، یادتان هست چگونه برای نداری مردمان زابل زار می زدیم؟ وبرای جوانی که بخاطر ده هزارتومان به قاچاق روی برده و به ضرب تیری از پای درآمده بود چگونه می سوختیم ؟ یادتان هست چه احترامی برای روستایی قائل بودیم؟ با شادمانی او درپوست نمی گنجیدیم و با غم او می گداختیم ؟ دوستان شهید من ، برادر جانبازم ، همسنگران اعتقادی من ، آیا آن جامعه آرمانی که جوانی خود را به پای او ریختیم ، باید از یک چنین مسیری می گذشت ؟ خدایا تو شاهدی که درمسیر جامعه ای که ما تصورش را داشتیم قرار نبود خلخال از پای کسی ربوده شود . چه برسد به این که جوانان ما را -اگر چه معترض- از بلندی به زیر بیاندازند . چه کسانی سفیر امام حسین (ع) را از بلندی دارالاماره کوفه به زیر انداختند ؟ ما به کجا می رویم ؟ وبه کجا قرار است برسیم؟»
در این نوشتار آمده بود:«خدایا بقای این نظام اگر با کشتن بی گناهان میسر است ، من شخصا این بقا را نمی خواهم . ما اگر فدایی این نظام بوده ایم ، بخاطر تفاوت های بنیادین آن با سایر رویه های حکومتی بوده است . ما بنا بود کرامت انسانی را فراتر از غربیان به صحنه آوریم . قرار بود به دنیا نشان دهیم که می شود مستقل بود و انسان بود و انسانیت محض را در کوچه پس کوچه های شهر به تماشا گذارد...»
این ها البته همه ماجرا نبود. داستان باز هم ادامه داشت. فردای روزی که خبر بازداشت منتشر شده بود ساعت 11 مصاحبه دوم همسر عاطفه امام با یک سایت حامی میرحسین موسوی انجام شد که در آن خبر از تماس تلفنی دیگری داده می شد. ساعاتی بعد هم به یکباره خبر آزادی عاطفه امام و رها کردن او در مرقد امام منتشر شد.
سایت کلمه در مقدمه مصاحبه نوشت:«عاطفه امام دختر 18 ساله جواد امام عضو زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رئیس ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در تهران، روز گذشته به طرز بدی در حالیکه چادر را از سرش کشیدند بازداشت شد. لیلا سادات جلال زاده مادر عاطفه در گفت و گو با "کلمه" درباره آخرین وضعیت دختر و همسرش اطلاعات تازه ای ارائه کرد. او درباره فشار شدید بر روی دخترش برای اعتراف به روابط نامشروع سخن گفت و از برگزار شدن دادگاه غیرعلنی همسرش بدون حضور وکیل خبرداد. او خواست تا به داد دخترش و دیگر زندانیان سیاسی برسند.»
پروژه سناریوسازی و مظلوم نمایی همچنان ادامه داشت و در این مسیر جعل هر خبر کذبی و انتساب هر نسبت ناروایی مشروع می نمود. مادر عاطفه امام در پاسخ به کلمه که از آخرین تماس دخترش سوال می کرد، گفت:«امروز صبح ساعت 11 دوباره تماس گرفت و گفت که خیلی تحت فشار هست و از او می خواهند تا اعتراف کند.» او مدعی شد از دخترش خواسته اند "به ارتباط نامشروع با یکسری از افراد سیاسی که هم اکنون درون زندان هستند"، اعتراف کند!
جلال زاده در مورد شکنجه هم گفت:«می گفت از دیروز تا حالا فقط مقداری آب دادند بخورد. یک دفعه آب یخ رویش می ریزند. در یک اتاق کوچک نگه اش می دارند که مجبور است خودش را درون آن مچاله کند. یک گربه را هم در این اتاق کوچک گذاشته اند.»
مادر عاطفه امام درخصوص هدف کسانی که عضو نیروی انتظامی یا سپاه می خواند گفت:«تنها برای اعتراف دروغین است.آیا اسلام این را به ما گفته که می شود چادر از سر یک دختر 18 ساله بکشند و بدون چادر بین دو مرد بنشانند و با چشم بسته ببرندش و بدون چادر برای تلفن زدن بیرون بیاورندش؟ دختری که پدرش حدود 8 سال سابقه جبهه دارد. این دختر از شش سالگی چادر سرش می کرده حال چطور جرات می کنند با او این چنین رفتار کنند؟ …پدرش امروز دادگاه داشته است. شاید بخواهند با این کارها پدرش را بشکنند یا دخترم وسیله ای شود تا بتوانند به هدفشون برسند و هدفشون هم اعتراف گرفتن از دوستانی است که داخل زندان هنوز شکسته نشده اند. بچه های کوچک را گرفته اند تا با ترس و ارعاب بزرگ ترها را بشکنند.»(5)
پس از این داستان بافی ها بود که خبر آزادی عاطفه امام منتشر شد. بی بی سی نوشت:«بعضی از منابع خبری در ایران خبر داده اند که عاطفه امام، دختر محمد جواد امام، عضو زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دیروز (یکشنبه) بازداشت شده بود، ساعاتی پیش در حاشیه گورستان بهشت زهرای تهران رها شده است.گفته شده است که عاطفه امام بیست و چهار ساعت گذشته را بدون امکان خوابیدن تحت بازجویی بوده است.»(6)
سایت خبری کلمه هم نوشت:«عاطفه امام فرزند عضو برجسته و زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پس از نزدیک به 28 ساعت بازداشت در وضعیتی نا مطلوب، نزدیک اذان مغرب در بهشت زهرا رها شد. او در حالی که چادرش توسط ربایندگان به او پس داده نشده بود، با مقنعه ای پاره در حالیکه کیف پولش را از او گرفته بودند در بهشت زهرا وادار به پیاده شدن از ماشین می شود. او در حالی که تهدید شده بود که چشم بندش را باز نکند بعد از مدت زمان طولانیای که در یکی از قطعات بهشت زهرا رها شده بود، چشم بندش را برداشته و متوجه می شود که آزاد و به حال خود رها شده است. سپس به دلیل تاریکی نسبی هوا به حرم امام خمینی پناه می برد و با تلفن عمومی با منزل تماس می گیرد و درخواست کمک می کند. پس از رسیدن خانواده، او همان لحظه به نیروهای پلیس مستقر در حرم امام مراجعه و با تنظیم یک صورتجلسه از کسانیکه وی را ربوده بودند شکایت می نماید.»(7)
در این شرایط نوبت به سازمان مجاهدین رسید تا در نبود حضور تعدادی از اعضای خود در خصوص عاطفه امام نامه سرگشاده صادر کند! در آغاز این نامه خطاب به رئیس قوه قضائیه آمده بود:«بسم الله الرحمن الرحیم. مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللَّهِ کَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ وَ کَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّى یَنْزِعَ أَوْ یَتُوبَ وَ لَیْسَ شَیْءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْیِیرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَ تَعْجِیلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَةٍ عَلَى ظُلْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِینَ وَ هُوَ لِلظَّالِمِینَ بِالْمِرْصَادِ.(نهج البلاغه، فرمان مالک اشتر) هر که بر بندگان خدا ستم کند، نه با ستم دیده که با خدا در ستیز باشد. و هر که خدا با او بستیزد، منطقش را فرو مىکوبد و تا سقوط یا بازگشت، در جایگاه پیکار با خدا باشد. در دگرگونى نعمت خدا و شتاب در قهر و خشمش، چیزى چونان پاى فشردن بر ستم نباشد، چرا که خداوند نالهى انسانهاى باز مانده در زیر چکمهها را مىشنود و ستمگران را در کمین باشد.»
این نامه همچنین می افزود:«دو روز پیش در آستانه برگزاری پنجمین جلسه دادگاه متهمان حوادث اخیر، خانم عاطفه امام دختر برادر مجاهد و در بندمان آقای جواد امام در یکی از خیابان های تهران توسط افراد مسلح و مجهز به بی سیم و دستبند ربوده شد. او پس از دستگیری طی تماس تلفنی خبر دستگیریش را به مادر اطلاع می دهد و به او می گوید مأموران به هنگام دستگیری با اهانت و فحاشی چادر از سر وی کشیده اند. ساعاتی بعد مجدداً با منزل تماس می گیرد و به مادرش می گوید که بازجوها وی را تحت فشار گذاشته اند تا به داشتن روابط نامشروع با برخی فعالان سیاسی در بند اعتراف کند. عاطفه به مادرش می گوید که به توصیه بازجویش با وی تماس گرفته است، زیرا بازجو به او گفته است شرط آزادی وی چنین اعترافی است و در این زمینه می تواند با مادرش مشورت کند. همسر جواد امام بلافاصله طی مصاحبه با رسانه های گروهی داخل و خارج کشور ضمن افشای این توطئه کثیف، مقامات جمهوری اسلامی را مسئول سلامت و حفظ جان دخترش معرفی می کند. پس از رسانه ای شدن این ماجرا و پیگیری های خانواده جواد امام، عاطفه شب گذشته در اطراف حرم امام(ره) رها می شود و به حرم پناه برده آزادی خود را به مادر اطلاع می دهد.»
در نامه سرگشاده سازمان مجاهدین با لحنی وقیحانه آمده بود:«جناب آیة الله لاریجانی! قطعاً شما اظهارات بوقچی های تبلیغاتی که این گونه اعمال را اقداماتی خودسرانه از سوی لباس شخصی های ناشناس معرفی می کنند، باور کردنی نمی دانید. از ما نیز نخواهید باور کنیم در کشوری که دستگاه های اطلاعاتی نظامی و غیر نظامی آن به شناسایی و متلاشی کردن مخوف ترین سازمان های تروریستی افتخار می کنند و یک فرد عادی را که به یک بسیجی لگدی زده ظرف چند ساعت شناسایی و دستگیر می کنند، عده ای مجهز به بی سیم و دستبند و سلاح در روز روشن می توانند بارها به کوی دانشگاه حمله کنند و جوانان این مردم را سلاخی کنند و در خیابان آدم ربایی کنند و شجاعانه و بدون ترس از رد یابی تلفن با منزل افراد تماس بگیرند و ... و شناسایی هم نشوند.»
لحن نامه آنقدر اسف بار بود که تصور صدور آن از ناحیه یک حزب سیاسی کشور سخت می نمود. نویسندگان نامه ادامه داده بودند:«خانم عاطفه امام دو روز پیش پس از مراجعه به ستاد امور بازداشت شدگان حوادث اخیر متعلق به آقای میر حسین موسوی و پیگیری کار پدرش و در حال بازگشت به منزل دستگیر شده است. یک روز پس از آن، این ستاد مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفته است. در بازجویی ها زمانی که موفق نمی شوند وی را وادار به اعترافات زشت کنند، با پخش شنودهای مکالمات تلفنی، او را به توهین به احمدی نژاد متهم می کنند. این شواهد و قرائن جای هیچ گونه تردیدی باقی نمی گذارد که ربایندگان عاطفه افرادی خود سر نبوده بلکه عضو ارگان های اطلاعاتی و نظامی بوده اند.»
برای بهره برداری های سیاسی اما این میزان هم کافی نبود. سازمان مجاهدین از کوی دانشگاه هم سخن به میانآورده بود و مدعی شده بود چشم یک عده را آنجا از حدقه درآورده اند! نامه سرگشاده فوق می افزود:«جناب آیة الله لاریجانی .بر ما دقیقاً روشن نیست هدف از این اقدامات شرارت بار و مشکوک چیست. آیا این اقدام در کنار دیگر اقدامات و اظهارات غیر قانونی و تحریک آمیز، همزمان با آغاز به کار شما و وعده سامان دادن به این مخروبه و نیز اظهارات دادستان جدید مبنی بر برخورد قاطع با دستگیری های خودسرانه نوعی گربه را سر حجله کشتن و پیامی به شما است که "این مملکت بنا نیست تغییر کند و اصلاح شود"؟ اگر چنین باشد، و شما نیز در عزم خود مبنی بر سامان دادن به این مخروبه صادق باشید، آنگاه سکوت شما در آغاز کار در برابر جنایاتی از این دست، فرجام کار شما را از هم اکنون رقم خواهد زد. پیش بینی چنین فرجامی کاری دشوار نیست. پیش از شما آیة الله شاهرودی نیز همین راه را رفتند و در نهایت چنان شد که در کوی دانشگاه جوانان مردم را از بالای ساختمان به بیرون پرتاب کردند و چشمشان را از حدقه در آوردند و زشت ترین و کثیف ترین جنایات در بازداشتگاه هایی نظیر کهریزک رخ داد و ایشان یا خبر نداشتند و یا می دانستند و مجبور به سکوت بودند. ما چنین فرجامی را بر شما نمی پسندیم و شما نیز برخود نپسندید. اگر در خود این توان را می بیندید که به این قانون شکنی ها و رفتارهای گستاخانه و اقدامات و اظهارات کسانی که به پشتوانه قدرت و اسلحه پرده دری می کنند و شرم و خجالت برای نظام باقی می گذارند، پایان دهید، بمانید و اگر در خود چنین توانی نمی بینید لباس علم و دیانت را به ننگ تحمل چنین جنایاتی آلوده نسازید.»(8)
نامه بی شرمانه سازمان مجاهدین مورد استقبال گسترده تریبون های مخالف نظام و رسانه های بیگانه قرار گرفت. اما در عین حال اخباری مبنی بر ابهام در خصوص نحوه بازداشت عاطفه امام منتشر شد. سایت خبری رجانیوز نوشت:«ابهامات جدی در خصوص ادعای بازداشت و نحوه آزادی عاطفه امام فرزند جواد امام عضو سازمان مجاهدین انقلاب، حاکی از سناریوسازی پیچیده در ادامه پروژه ضربه زدن به آبروی نظام اسلامی است.»
این خبر می افزود:«یک منبع آگاه به خبرنگار ما گفت هیچیک از دستگاههای مسئول عاطفه امام را بازداشت نکردهاند. وی با اشاره به اینکه دختر جواد امام در طول 28 ساعت بازداشت، 3 بار با منزل تماس گرفته است، افزود: تماسها از کیوسکهای تلفن برقرار شده است، در حالی که در طول بازداشتهای اخیر هیچگاه چنین رویهای وجود نداشته و بازداشتشدگان پس ازانتقال به مکانهای معلوم، امکان ارتباط تلفنی یا ملاقات حضوری با خانواده خود را پیدا کردهاند.»
«خبرنامه دانشجویان ایران»به نقل ازرجانیوز،به نقل از این منبع آگاه نوشت:«عاطفه امام شب گذشته رها شده است و با توجه به اینکه هیچ دستگاه مسئولی این بازداشت را برعهده نداشته است، ابهامات جدی پیرامون این بازداشت شکل گرفته و احتمال میرود جریان برانداز در ادامه سناریوسازیهای اخیر خود بهمنظور هتک آبروی نظام اسلامی چنین پروژهای برای مظلومنمایی ترتیب داده باشد.»(9)
این خبر البته با واکنش کودکانه و عجولانه برخی از به اصطلاح رسانه های خبری مواجه شد. آینده در خبری تمسخرآمیز نوشت:«پس از آن که محمود احمدی نژاد جنایات کهریزک و کوی دانشگاه را کار جریان برانداز خواند، رجانیوز بازداشت عجیب عاطفه امام، دختر جواد امام را تلویحا کار جریان برانداز خواند!»(10)
اما به تبع رجا، روزنامه جوان هم ابهاماتی را مطرح کرد. این روزنامه به نقل از یک منبع آگاه نوشت:«درپی اعلام خبر دستگیری و سپس برخوردهای زننده با خانم عاطفه امام فرزند آقای جواد امام از متهمان پرونده کودتای مخملی بررسی های لازم در این زمینه صورت گرفت و مشخص شد که هیچ گونه حکمی در این زمینه صادر نشده و هیچ ضابط و مرجعی نیز نامبرده را دستگیر نکرده است.»
این روزنامه همچنین افزود:«وی با بیان اینکه در بررسی انجام شده مشخص گردید که این مساله یک ربایش از سوی یک تیم تشکیلاتی بوده ،عنوان کرد :متاسفانه این تیم که متعلق به بقایای همان آشوب گران میدانی می باشد در راستای فضاسازی و تغییر فضای سیاسی کشور و برای اینکه برخوردی با حلقه های اصلی اغتشاشات اخیر صورت نگیرد مباردت به این ربایش کرده اند.وی در ادامه با اظهار تاسف از اینکه این تیم ربایش برای اهداف خود یک دختر جوان را با برخوردهای زننده و غیرانسانی مرود بهره برداری سیاسی قرارداده،تصریح کرد،بزودی اطلاعات جدیدتری از این تیم به اطلاع هموطنان عزیز خواهد رسید.»(11)
چندی بعد صادق آهنگران اخبار منتشر شده درخصوص خود را تکذیب کرد. این مداح اهل بیت در مراسم لیالی قدر در اصفهان گفت:«همچون گذشته سینه چاک و فدایی رهبریم و با فرمان معظمله در دفاع از انقلاب و کشور سر از پا نخواهیم شناخت و در این شبهای عزیز فقط دعایم این است که تا آخر پیرو صدیق رهبری باشیم. دشمن از هر حربه و دروغی برای ایجاد تفرقه در صفوف ملت ایران و سست کردن ارادههای قوی استفاده میکند و با دروغپردازی و شایعه پراکنی سعی دارد دلسوزان نظام و انقلاب را منزوی کند. اما آنان همیشه در بیابان گمراهی سرگردان بوده و هستند.»
آهنگران در گفتگو با خبرنگار فارس افزود:«محمدعلی فرزند من تمامی مطالب نسبت داده شده به خود را تکذیب کرده و ضمن برائت از جریانات مرموز که سعی در فتنه انگیزی و جنگ روانی دارند ادعاهای دروغین آنان را افشا کرده است و بحمدلله وی همچنان فرزند انقلاب و نسل سومی حامی نظام و رهبری است.»(12)
در حالی که ابهامات و تکذیبیه ها بیشتر و بیشتر می شد، اصلاح طلبان باز هم بر موضع دروغ خود پافشاری می کردند. سایت پارلمان نیوز ارگان رسمی اقلیت مجلس تیتر "تکذیب ادعای جوان و رجانیوز درباره بازداشت عاطفه امام" را به خبر خود اختصاص داد و نوشت:«رجانیوز و رسانه های همسو بهتر است، دست از خبرسازی برداشته و برای کشف حقیقت و احقاق حقوق آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات که مورد تاکید مقام معظم رهبری نیز قرار گرفته بپردازند.»(13)
امام کم کم پرده از این سناریوی دروغین هم برافتاد. همسر جواد امام طی مصاحبه ای خبر دستگیری و بازداشت دختر خود را دروغ اعلام کرد. او گفت:«دختر بنده در اقدامی ماجراجویانه و با توجه به شرایط خاص روحی و روانی ناشی از دستگیری پدرش، چنین اقدامی را کرد که به همین خاطر از همه عذرخواهی می کنم.»
وی با بیان اینکه متاسفانه اقدام و مصاحبه من به عنوان "مادر"، واکنش احزاب و رسانه ها را در پی داشته است، اظهار داشت:«من به عنوان مادر و از روی نگرانی اقداماتی برای پیگیری وضعیت دخترم انجام داده ام و برخی از دوستان و نزدیکان نیز از روی خیرخواهی، واکنش هایی را به دلیل وضعیت خانوادگی ما از خود نشان دادند، که موجب خبری شدن این مسئله و کشیدن آن به مطبوعات شد.»
وی با تاکید بر اینکه دخترم فکر می کرده با این کار شاید کمکی به پدرش بکند، تصریح کرد:«از تمامی مسئولان و خادمان به انقلاب و امام که از این مسئله متاثر شده بودند و از کسانی که در طول این مدت من و خانواده ام را یاری کرده اند، تشکر می کنم و در اینجا اعلام می کنم؛ پیشاپیش هرگونه گمانی زنی در خصوص این ماجرا و اخباری که از قول من و یا دخترم در این رابطه منتشر می شود را، تکذیب می کنم.»(14)
بعد از برملا شدن این ماجرا بود که سازمان مجاهدین ناگذیر دومین نامه خود را در خصوص عاطفه امام و خطاب به رییس قوه قضائیه صادر کرد. در این نامه آمده بود:«پیرو نامه سرگشاده مورخ 17/6/88 در باره ماجرای ناپدید شدن دختر آقای جواد امام به اطلاع می رساند آن نامه با انگیزه های انسان دوستانه و دفاع از حقوق یک عضو سازمان و در پی دو مصاحبه مادر عاطفه امام با رسانه های جمعی مبنی بر بازداشت غیر قانونی دخترش و وادار کردن او به اعتراف های ناشایست نگارش یافت و اکنون که مشارٌالیها طی مصاحبه ای اعلام داشته است ماجرای بازداشت دخترش صحت نداشته و تنها ادعاهای دختری نوجوان بوده است که به انگیزه های احساسی و عاطفی نسبت به پدر دربند خود، آن را مطرح کرده است، طبعاً ما نیز به منظور رفع هرگونه شبهه و سوء تفاهمی وظیفه خود می دانیم، مطالب مربوط به این موضوع در نامه مذکور را منتفی اعلام کنیم.»(15)
سازمان مجاهدین که چند سال پیش عدم مشروعیتش از جانب جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اعلام شد، با این همه حاضر نشد از بابت نامه وقیحانه خود و افتراهایی که به نظام بسته است، عذرخواهی کند.
آبروی انقلاب و نظام و ایران این روزها آنقدر در کف اصلاح طلبان ارزان است که هر روز داستانی این چنینی برای مانور رسانه های بیگانه جعل می کنند و از کهریزک و تجاوز و... می گویند و می نویسند. اینکه چه بر سر آبروی ایران خواهد آمد، سوالی است که باید مدعیان دفاع از ملیت کشور پاسخگوی آن باشند. سوالی که وجود دارد این است که تا کی این افتراها و سناریوسازی ها باید ادامه داشته باشد؟ تا کی باید آبروی نظام هزینه سیاسی کاری های جمعی معدود شود؟ آیا این همه دروغ بافی کافی نیست؟
پینوشتها:
1-گویا نیوز 15 شهریور 88
2- گویا نیوز 15 شهریور 88
3- بی بی سی 16 شهریور 88
4- وبلاگ محمد نوری زاد 16 شهریور 88
5- کلمه - دوشنبه، ۱۶ شهریور، ۱۳۸۸
6- بی بی سی 16 شهریور 88
7- کلمه 17 شهریور 88
8- 17/6/88
9- رجانیوز 17 شهریور 88
10- آینده نیوز 17 شهریور 88
11- جوان آنلاین 18/6/88
12- فارس 18/6/88
13- پنجشنبه، 19 شهریور
14- کیهان 28 شهریور 88
15- 88/6/28



