به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ حمزه دستیار/// پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، درحالیکه ایران و آمریکا در ساقط کردن طالبان در افغانستان همکاری نزدیکی داشتند، جورج بوش در نطاب سالانه خود در سازمان ملل( ۲۰۰۲)، #ایران را در کنار عراق و کره شمالی، «محور شرارت» نامید! اما ماجرا به همین جا ختم نشد.
پیشنهاد صلح: اندکی پس از حمله به #عراق در اردیبهشت ۱۳۸۲ (۲۰۰۳)، صادق خرازی (سفیر وقت ایران در فرانسه، برادرزاده کمال خرازی وزیر خارجه وقت) پیشنویس یک «نقشه راه» جامع را برای عادیسازی روابط تنظیم کرد.
این طرح که به «طرح آشتی بزرگ» (Grand Bargain) معروف شد، به تأیید سید محمد خاتمی (رئیسجمهور وقت) رسید.
انتقال از کانال مخفی: خرازی این طرح را از طریق «تیم گولتیمان»، سفیر وقت سوئیس در تهران (حافظ منافع آمریکا)، به صورت محرمانه برای واشنگتن ارسال کرد.در این سند، دولت ایران برای رفع نگرانیهای آمریکا پیشنهادهای مهمی را مطرح کرده بود که به بزرگ ترین عقب نشینی های سیاسی ایران شناخته شد:
✓ ارائه «شفافیت کامل» در برنامه هستهای.
✓ توقف «حمایت مادی» از گروههای فلسطینی و پایان دادن به اقدامات خشونتآمیز علیه غیرنظامیان در رژیم صهیونیستی.
✓ تبدیل #حزب_الله لبنان به یک سازمان صرفاً سیاسی.
✓ پذیرش طرح صلح عربی برای حل مناقشه رژیم صهیونسیتی و #فلسطین .
بوش این پیشنهاد را که در بالاترین سطوح دولت #ایران تهیه شده بود، به سرعت و بدون بررسی جدی رد کرد. بوش و دیک چنی (معاون رئیسجمهور) صراحتاً در پاسخ عقب نشینی دولت ایران گفتند: «ما با #شیطان مذاکره نمیکنیم؛ ما آن را شکست میدهیم».



