ظرفیت دانشگاه بر تبدیل کردن محورهای مورد توجه خویش به موضوع اصلی و گفتمان غالب جامعه چیزی نیست که بتوان آن را کتمان کرد. از این منظر دانشگاه و دانشگاهیان همیشه مطمع نظر بودهاند. مراقبت از این محیط علمی و جریان دانشجویی اصیل آن که در طول تاریخ معاصر وامدار حق،حقیقت، عدالت و مردم بوده است.
خبرنامه دانشجویان ایران: محمد ودود حیدری// همه غائله در کمتر از یک هفته جمع شد، غائلهای که با تحریک چند دانشجو آغاز شد اما اتفاقات بعدی آن فضا را به سمتی پیش برد که کنترل آن دیگر در اختیار آن تعداد دانشجوی معترض نبود و حادثهای رقم هم حالا و پس از دو دهه از آن تفاسیر و گزارههای تازهای از آن دیده میشود. 18 تیر 78 تنها یک اتفاق اعتراضی که درنهایت منجر به تخریب اموال، فوت یک مهمان و آسیبدیدگی تعدادی از دانشجویان و صفبندی دو جناح سیاسی بلکه نبود، بلکه نتیجه یک نگاه رادیکالی در بستر یک تفکر به دانشگاه و علیالخصوص جریان دانشجویی بود، این جریان با تفسیری که از دانشجو داشت، جنبش دانشجویی که در اواسط دهه 70 یک قدرت تأثیرگذار در فرآیندهای تصمیمساز داشت، در پایان دولت دوم خرداد به ضعیفترین و چند پارگی شکل تبدیل شد. به عنوان یک دانشجوی فعال دانشگاه تهران که در سال 78 دوران دانشجویی را میگذرانده، در کوی دانشگاه سکونت داشته و آن ایام پرتنش را از نزدیک شاهد بوده است بیان میدارم که شدت و سرعت اتفاقات کوی به حدی بود که طراحی کلیت آن و برنامهریزی ادامه روند حوادث آن صرفا توسط تعدادی دانشجو را غیرممکن و دور از ذهن مینمود. شاهد مثال آنکه حتماً برخی تشکلهای دانشجویی که به ظاهر سکاندار وقایع روزهای بعد از 18 تیر شدند نیز پس از وقوع اتفاقات اولیه موجسواری بر حوادث را عهدهدار گردیدند و تا آنجا پیش رفتند که سخن از کشتهها و مفقودین چند ده نفر در این حادثه گفتند و نمایندگی متحصنین و معترضین دانشجویی را به عهده گرفتند. بدون تردید پرداختن به ابعاد مختلف واقعه کوی از حوصله این یادداشت بیرون است، اما میتوان به چند نکته مهم توجه کرد.
ظرفیت دانشگاه بر تبدیل کردن محورهای مورد توجه خویش به موضوع اصلی و گفتمان غالب جامعه چیزی نیست که بتوان آن را کتمان کرد. از این منظر دانشگاه و دانشگاهیان همیشه مطمع نظر بودهاند. مراقبت از این محیط علمی و جریان دانشجویی اصیل آن که در طول تاریخ معاصر وامدار حق،حقیقت، عدالت و مردم بوده است. از وظایف مهم همه متولیان امر دانشگاه و دلسوزان جریان سره دانشجویی است. بیتوجهی به این بحث ثمرات نامیمون و بعضا جبرانناپذیری را در پی دارد که مواردی از آن در واقعه 18 تیر مشاهده شد و ضربات جبرانناپذیری را به ساحت دانش و دانشگاه وارد کرد.
2نتیجه دستاویز قرار گرفتن در جریانات اجتماعی، خارج شدن کنترل نتیجه از دست شروعکنندگان وقایع اجتماعی است. اتفاقی که در واقعه 18 تیر برای بخشی از جریان دانشجویی رخ داد. شاید کسی در روزهای آغازین اعتراضات کوی دانشگاه که بهدروغ آمار متعدد تعداد کشتهشدگان در کوی دانشگاه و اعلام مراسمات ختم آنها و سیاهپوش کردنهای سردرب کوی در حنجره حرکت دانشجویی قرار داده میشد و از بلندگوهای دانشجویی شنیده میشد، تصور نمیکرد که پس از گذشت چند روز عنان از کف دانشجویان خارج شده و نواها و نداهای معاندین قسمخورده انقلاب اسلامی از خیابانهای تهران شنیده شود و به بهانه حادثه کوی بغضهای فروخورده مطرودین ملت در قالب آشوبهای خیابانی علیه نظام اسلامی جلوهگری کند.
3یکی از آفات حوادثی همچون 18 تیر 78 ، سرخوردگی فضای دانشجویی و کاهش علاقه دانشجویان برای حضور در تشکلهای دانشجویی است، مسئلهای که تا مدتها عواقب این غائله بر روی نیروهای انسانی تشکلها احساس شد. در حقیقت جریان سازی که تشکلهای دانشجویی تا پیش از آن قائله میتوانست داشته باشد، بعد از آن تغییر محسوسی کرد.