تاریخ انتشار: 17 مرداد 1391 - 19:11:23
کد خبر: 57825

حاشیه نگاری از دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب/ 4

سلام آقا!

خبرنامه دانشجویان ایران: روز گذشته روزشماری فعالان دانشجویی به سر رسید و افسران جنگ نرم با رهبر انقلاب دیدار کردند.
 
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»، معمولا دیدارهای دانشجویان با رهبر انقلاب حواشی جالبی دارد. یکی از دانشجویان حاضر  به حاشیه نگاری از این دیدار پرداخته است:
 
ساعت تقریبا 3 بود که به من خبر دادند که دعوت شدم برای مهمانی. نمی دانم چه طوری حاضر شدم و تا حالا به این سرعت آماده نشده بودم. قرار بود من به یکی دیگه از دوستان که دعوت شده بود خبر بدم. خیلی کار لذت بخشی بود. نمی دانست چه طور باید شادی اش را کنترل کند. باورش نمی شد.
 
به سرعت خودم را رساندم به خیابان فلسطین تقریبا خلوت بود کم کم که پایین تر می رفتم جمعیت ایستاده سر کوچه انوشیروان بیشتر به چشم می آمد در همین حین که داشتم این دقایق را لحظه به لحظه به یاد می سپردم یکی نفر اومد جلو گفت: ببخشید شما کارت اضافه ندارید؟
 
من که خودم هنوز کارتی دستم نبود گفتم که نه متاسفانه. بنده خدا انگار امیدش نا امید شد اما همچنان ایستاده بود کنار خیابان شاید فرجی حاصل شود. جلو تر که رفتم به تعداد افرادی که تقاضای کارت داشتن افزوده می شد یک 10_15 نفری سر کوچه ایستاده بودند و همه منتظر کارت.
 
در این حین یک دفعه دیدم که یکی از خانم ها با شادی می دود به سمت ورودی خانم ها نمی دانم شاید انقدر با تعجب نگاهش کردم که خجالت کشید و برای توجیه خودش گفت شما که نمیدانید من برای به دست آوردن این کارت یک ماهه دارم تلاش می کنم از بچه های بسیج دانشجویی بود چیز نگفتم سری تکان دادم و لبخندی زدم گفتم حق دارید التماس دعا. به سرعت از من دور شد.
 
تلفنم زنگ می خورد برداشتم دوستم بود از من زودتر رسیده بود و انتهای کوچه انوشیروان ایستاده بود جایی که نماینده های دانشجویی که قصد سخنرانی داشتند از آنجا می رفتند تو.
 
رفتم سراغش چشماش از شادی برق می زد گفتم فعلا کارت نداریم باید منتظر خبر بمونیم همون جا گوشه خیابون جلو در یک خونه که پله داشت نشستیم برگه‌های کاغذم رو در آوردم شروع کردم به نوشتن، می خواستم ثبت کنم مطالبی را که هیچ دوربینی قادر به نشان دادن آن نیست.
 
غرق نوشتن بودم که دوباره رشته افکارم پاره شد.
 
خانمی چادری با صورت برافروخته آمد جلو برافروختگی اش نمی دانم برای دوییدن در این گرما بود یا شوق و استرسی که تو چشمهایش دیده می شد.
 
گفت خانم من دفعه اولمه میام دیدار آقای خامنه ای ورودی خانم ها کدوم طرفه. با دست نشونش دادم اما بازم ایستاده بود، گفت: هنوز کارتم به دستم نرسیده ببخشید جمعیت چقدر است؟ می شود آقا را دید؟ می توانم برم نزد ایشان و از ایشان چفیه بگیرم؟ من از وقتی که فهمیدم قراره بیام دیدار روزها برام نمی گذشت.
 
خنده ام گرفته بود معلوم بود که خیلی تازه کار است منم کلی براش از فضای داخل بیت توضیح دادم انگار هم صحبتی پیدا کرده بود که هیجاناتش رو بیان کند می گفت وای نمی دانید چقد استرس و هیجان دارم ما که انقدر برای دیدن آقای خامنه ای بی تاب هستیم امام زمان بیاد چه کار می‌کنیم؟
 
نمی خواستم افکارش را بر هم بزنم اما در همان لحظه بود که یاد حدیث حضرت صاحب افتادم که می فرمایند اگر شیعیان ما اندازه تشنه به آب به سمت ما تمایل داشتن ما لحظه ای در فرج تأخیر نمی‌کردیم.
 
با دوستم آرام آرام به سمت ورودی خانمها آمدیم که برآورد کنیم جمعیت چقدر است نزدیک در که شدیم صحنه جالبی بود همه خانم ها عین کسایی بودن که از غافله جا ماندند و گریه می کردند یک عده گوشه نشسته بودن و قرآن می خواندن عده ای أرام نداشتند در میان بچه ها که ایستاده بودند آشنا دیدم چشمای او هم قرمز بود معلوم بود کلی گریه کرده پرسیدم اینجا چه خبر است؟
 
 گفت: این بندگان خدا که آرام قرار ندارند بچه های طرح ضیافتن که آمدند و کارتهایی که دستشون است به اسم آقایون صادر شده و اجازه نمی دهند بروند داخل دارند خودشون رو به در و دیوار می زنند که کاری کنند. (بعد معلوم شد که عده ای در آقایون هم با همین مشکل رو به رو بودند و هر سال هم این اتفاق می افتد اما چرا مسئولین توزیع کارت متوجه نمی‌شوند جای سوال است!)
 
عده ای که نشستند هنوز کارت بهشون نرسیده بود و امید دارند خودمم که حسابی تلاش کردم و به همه رو انداختم شاید جور بشود.
 
یاد برگه هام افتادم من باید این ها را با خودم داخل می بردم رفتم جلو پیش خانم‌ها محافظ که ببینم امکانش هست یک خودکار و کاغذ ببرم داخل، متوجه شدم که به هیچ وجه خودکار را نمیگذارند داخل ببرم و برگه بی خودکار چه به دردم می خورد.
 
ساعت 4 در را باز می کردند و همه رفته بودند داخل به ساعتم نگاه کردم نزدیک به 5 بود و هنوز خبری نشده بود دیگه طاقت نداشتم اس ام اس ( بخوانید پیامک) زدم شاید فرجی بشود 5 دقیقه نگذشته بود تماس گرفتن که بروم و کارتها رو بگیرم رفتم اما ای دل غافل به درد طرح ضیافتی ها گرفتار شدم اسم اسم من بود و بالاش نوشته بود جناب آقا.
 
دیگه چاره ای نبود یک کارت شناسایی برداشتیم و بسم الله گفتیم و رفتیم داخل.
 
وارد فضای حسینیه که شدیم باد خنکی که تو صورتمون خورد یادمون رفت از چه خانهایی گذشتیم برای رسیدن به اینجا. ساعت 5 نشده بود اما سفره‌های افطار را کاملا پهن کرده بودن داخل که رفتیم خیلی تعجب کردیم نصفه حسنیه هنوز پر نشده بود باورم نمی شد.
 
رفتیم جلو به امید اینکه جایی پیدا کنیم و اتفاقأ جمعی از دوستان را دیدیم و به صورت کنسرو شده نشسته بودند اما خب دیگه ما را هم باید جا می دادند به زور نشستیم.
 
برگه های شعری رو که دم در داده بودن بهمون رو داشتم نگاه می کردم چقد بزرگه و جون می داد پشتش یادداشت کنیم اما حیف خودکاری نبود در همین حین مداح آمد پشت تریبون و شعر را خوند.
 
 عطر ایمان، عطر توحید    میهمان باغ جان شد.
 آیه های فجر صادق        آشکار از آسمان شد.
ای دل از ماندن حذر کن    از تن خاکی گذر کن
با شهیدان همسفر شو    سمت عاشورا سفر کن
 
و همه با هم داشتن زمزمه می کردند اما من حواسم همش به اطراف بود که شاید خدا فرجی کند و دست کسی خودکار باشد.
 
درحالی که دانشجوها داشتند خودشان را برای شعرخوانی آماده می کردند مسئولین بیت هم در تکاپو بودند نمی دانم داشتن چی را هماهنگ می کردند دقیقه 90 ای.
 
برگشتم پست سرم را نگاه کردم سالن پر شده بود و من نگاه افتاد به بچه های طرح ضیافت که توانسته بودند بیان داخل واقعا خوشحال شدم در همین حین سرم را که برگرداندم یکی از این خانم های محافظ ذل زده بود به من فکر کنم زیادی سر چرخونده بودم.
سرم رو انداختم پایین و ادامه شعر را می خواندم
 
 راه دانشجو شهادت      راه دانشجو حسینی
 عهد بستیم با شهیدان   عهد بستیم با خمینی
آیه های روشن از ماست   رونق این گلشن از ماست
جان به کف در راه علمیم    احمدی روشن از ماست
  
العجل یا حجه الله آخر شعر بود دیگه همه حواس ها سمت دری بود که مشخص بود از تکاپو ها که آقا زا این در تشریف می آورند همه نیم خیز شده بودن قبلش برخی از مسئولین اعم از برادران دانشجو و وحاج آقا محمدیان و خانم دستجردی و ... همه با هم وارد شدن.
 
صدا از دانشجوها بلند شد "ای پسر فاطمه منتظر تو هستیم" در باز شد زمانی که آقا توی چهارچوب در قرار گرفتن نگاهی به جمعیت کردن و بعد از تاملی کوتاه به سمت جایگاه رفتن همه دانشجو ها بلند شده بودن شعاد می دادند به خانم ها نگاه کردم صدای هق هقشون بلند شده بود هیچ کس رو پا بند نبود موج راه افتاده بود آقا طوفان به پا کرده بودن. صدای شعار خانم ها قطع شد به جمعیت که نگاه کردم دیدم که دیگر اشکها مجال نمی دادند این همان صحنه ایست که هیچ دوربینی نمی تواند حس آنجا را منتقل کند حس جوانانی که پر از غرور و شور هستند برایشان گریه کردن راحت نیست.
نمی دانم در اشک چه رازی است که در اوج همه چیز به داد آدم می رسد در اوج غم در اوج شوق در اوج شادی.
 
آقا در جایگاه ایستاده بودند و با دستانشان اشاره می کردند که بنشینید و از ابراز احساسات خالصانه دانشجوها تشکر می کردند.
 
با نشستن آقا همه آرام گرفتند اما پر از شور بودند و مداح محترم شروع کرد به شعر خوانی این بار کلی با تمرین‌ها متفاوت بود.
 
صدای خانم‌ها خیلی کم بود با تعجب برگشتم ببینم چرا این طوری است دیدم هنوز همه گریه می کنند و الحمدالله اقایون جور خانم‌ها را کشیدند در شعر خوانی دستها را بالا آورده صحنه دیدنی بود که این را هم هیچ دوربینی نمی توانست منتقل کند.
 
آقای خلیلی قاری مراسم بود که امید همه را ناامید کرد وقتی که بعد از قرائت پیش آقا رفت همون دقایق اول چفیه را از آقا گرفت.
 
در همین حین سرم را بلند کردم دیدم یکی از خانم ها که روی صندلی نشسته در دستش خودکار است معلوم بود مهمان ویژه بود چون به هیچ وجه اجازه بردن خودکار نمی دادند دل دل کردم خدایا یعنی خودکار را ازش بگیریم بالاخره دل را به دریا زدیم و با اشاره توانستیم خودکار را ازش بگیریم در این حین همون خانم محافظ که مشخص بود من به شدت روی اعصابشم بهم چشم غره رفت!
 
در عملیات پیچیده ای تقریبا تمام برگه های دور و اطراف را جمع کردیم برای نوشتن.
 
اولین نفری بود که پشت تریبون می رفت تقریبا از همه اتفاق ها که این چند وقته پیش آمده بود صحبت کرد از سوریه ،بیداری اسلامی از مفاسد اقتصادی خلاصه از همه چیز و همه جا و در کل متن احساسی بود و درددلی با رهبر انقلاب اما در سخنان او جملاتی بود که بعضا جوابی کوبنده از سمت دانشجو ها گرفت و برخی هم به جواب های رهبری منجر شد.
 
زمانی که گفت "برخورد با دانشجو و تشکل های دانشجویی باید با سعه ی صدر و آستانه ی تحمل بالا باشد. ما علاوه بر دعوت خویش به رعایت قانون، از این که قوه ی قضائیه قاطعیت لبریز خویش را در قلع و قمع سایت ها و وبلاگ ها، فعالین دانشجویی و تشکل های آنان به کار می برد ابراز تأسف شدید می کنیم." صای تکبیر همراه تائید دانشجوها فضا را پر کرد.
 
بعد از اتمام سخنان حسن زاده نزد رهبری رفتند و پس از بوسیدن دستهای حضرت آقا با ایشون صحبت کردند به چشمان جمعیت که نگاه می کردی پر از شور حسرت بود و در دلهاشون آرزوی این لحظه که کاش جای او بودیم.

نفری بعدی که نماینده دفتر تحکیم است می گوید: متأسفانه تنگ نظری برخی مدیران میانی و مصلحت اندیشی های نا بجای آنان و بد سلیقه عمل کردن آن ها در باب آزادی بیان باعث آن می شود که مردم و دانشجویان این مسئله را به پای نظام بنویسند و کیست که نداند آزادی یکی از شعار های اساسی انقلاب است و این عملکرد اجحاف نسبت به انقلاب است.

اگر مسائل دانشگاه را نتوانیم از طریق وزیران و رئیس جمهور حل کنیم چه باید بکنیم؟

راستی از کجا به دانشگاه فشار اعمال می شود؟"
 
آقا با دقت آرامش به حرفای تند امیریان گوش می داد و لبخند می زد.
 
امیریان باز هم انتقاد داشت از همه جا از فرهنگ، اقتصاد و و قوه قضاییه اما من به دنبال این بودم که پیشنهادی راهکاری در خلل صحبتهای دفتر تحکیم ارائه شود اما ...
 
 
 
بعد از التهاب جمعیت از سخنرانی دو تا تشکل دانشجویی نوبت نخبه علمی رسید فضا آرام شده بود.
 
  بشري هاتف قوچاني – دانشجوي نخبه سال آخر دكتراي فيزيوتراپي در کمال ارامش به توضیح رشته تخصصی خود پرداخت و ما که متوجه نمی شدیم اما حس کلاس شیمی بهم دست داده بود و نکته جالب اینکه که آقا با دقت هر چه تمام تر به صحبت های بشری گوش می دادند.

نفر بعدی نماینده انجمن مستقل علی جمشیدی بود.اولش استرسش کاملا مشهود بود او هم از بیداری اسلامی شروع کرد و بعد از ترور دانشمندان گفت فردی بود که توانسته بود بیشترین تکبیر را از جمعیت بگیرد متن کوبنده و قاطعی داشت .

تکبیر اول را زمانی گرفت که با صدا محکم که دیگر اثری از استرس اولیه درش نبود گفت : " ما معتقدیم تحریم نفتی، همان خیر کثیری است که علیرغم فشارهایی که بر ملت ما می آورد، نوید بخش اقتصادی مستقل از نفت است و تحریم بانکی نیز چیزی نخواهد بود جز بهترین فرصت برای حذف ارز واسط در مبادلات تجاری ایران با دیگر کشورهای دنیا.  بی شک همین حربه حذف دلار و یورو،  از مبادلات اقتصادی ایران با دیگر کشورها، ضربه ای اساسی بر پیکره ی  اقتصاد بحران زده اروپا و آمریکا است.    و همه‌ی این‌ها گواه این است که ملت ایران یکبار دیگر اثبات خواهد کرد که "حسبنا الله و نعم الوکیل" .

 و اگر  باور داریم که "ان تنصروالله ینصرُکم و یثبت اقدامکم"  روشن است که پس از بدر و خیبر، چیزی جز فتح مکه نخواهد بود."

 ما معتقدیم تحریم نفتی، همان خیر کثیری است که علیرغم فشارهایی که بر ملت ما می آورد، نوید بخش اقتصادی مستقل از نفت است و تحریم بانکی نیز چیزی نخواهد بود جز بهترین فرصت برای حذف ارز واسط در مبادلات تجاری ایران با دیگر کشورهای دنیا.  بی شک همین حربه حذف دلار و یورو،  از مبادلات اقتصادی ایران با دیگر کشورها، ضربه ای اساسی بر پیکره ی  اقتصاد بحران زده اروپا و آمریکا است. و همه‌ی این‌ها گواه این است که ملت ایران یکبار دیگر اثبات خواهد کرد که "حسبنا الله و نعم الوکیل " .

 
و اگر  باور داریم که "ان تنصروالله ینصرُکم و یثبت اقدامکم"  روشن است که پس از بدر و خیبر، چیزی جز فتح مکه نخواهد بود."
 
تکبیر دوم
 
 "ما دانشجویان مدتهاست که دندان لق ارتباط با امریکا را کشیده‌ایم و اعلام می داریم که در دهان کسانی خواهیم زد که بخواهند به بهانه مذاکره با آمریکا خط مقاومت را تضعیف کنند."
 
تکبیر سوم
 
"ما دانشجویان به هیچ وجه منکر آزادی بیان مقید به قانون نیستیم اما سوال ما این است که چرا این وجه قانونمندی، فقط درباره برخی نیروهای انقلاب رعایت می شود ؟ چرا قانون ،  زمانی که  سایت نزدیک به ریاست مجلس مقاله قیاس نظام مقدس اسلامی با نظام شاهنشاهی را پوشش داد، سکوت کرد؟  ولی در مقابل،  دانشجویان حزب اللهی منتقد که از سر دغدغه انتقادهایی را نسبت به عملکرد برخی مسئولین ولو با درجه ای از اشتباهات لفظی عنوان می کنند، به حبس و جرائم نقدی سنگین محکوم می شوند .

گویا ریاست محترم قوه قضائیه آنقدر فرصت دارد که در رسانه ملی علیه مطالب یک وبلاگ اعلام موضع کند اما فرصت ندارد که علیرغم دعوت های مکرر دانشجویان یک بار هم در صحن عمومی دانشگاه حاضر شود."
 
نفر بعدی محمد یاسر ترابی بود که از بچه های موسسه طلایه داران جهاد بود که نکاتی که گفت حضرت آقا دائما می نوشتند و در باره حرف هایشان کلی توضیح دادند درباره نگاه سرمایه داری و نکاتی که گفت رهبری به طور مشخص توضیحاتی رو فرمودند که برخلاف چیزی که تصور می شود هر نوع سرمایه داری مذموم نیست بله سرمایه داری که در جهت ارتقا و پیشرفت جامعه باشد مذموم نیست.
 
در ادامه آقای ترابی انتقاداتی هم به خصوصی سازی داشت که اتفاقا این هم با پاسخ رهبری مواجه شد که "اگر سياستهای اصل 44، آنگونه كه تبيين شد، اجرا شود، قطعاً به سرمايه داری مذموم و محور شدن سرمايه داری در تصميمات كلان كشور منتهی نخواهد شد."
 
نفر بعدی که پشت تریبون رفت محمد پهلوان دبیر کل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان بود.
 
راستش زبان روزه و نزدیک دو ساعت نشستن روی دو زانو تاب را از ما گرفته بود و نمی توانستیم با دقت اول گوش کنیم یک نگاه به رهبر انداختم شاید هم دردی کنند با خستگی ما اما ایشان هم چنان با دقت و آرام با همان انرژی اولیه به نکات گوش می‌دادند و یادداشت می‎کردند.
 
پهلوان از پیچ تاریخی می‌گفت که دوباره من شروع کردم به سر کشیدن به اطراف سر که بلند کردم دیدم بچه ها پشت کاغذهای شعر که نسبتا بزرگ هم بود نوشته بودند "یاد مصطفی شهیدمان گرامی باد" گویا مصطفی علم افتخار جاویدانه ای شده بر پیشانی دانشجو ها و الگوی عملی که اثبات کرده هنوز راه شهادت باز است و کورسوی امید را دل ما روشن کرده است.
 
دوباره حواسم را جمع صحبت ها کردم داشت از فتنه 88 و مصونیت برخی متهمان می کرد که دوباره متوجه نگاه سنگین خانم صندلی نشین به خودم شدم.
 
از طرفی این دوربین ها که زل زده بودند به آدم اجازه تکان خوردن نمی دادند شکار لحظه ها بود.
 
در همین حین بود که صحبتهای پهلوان تمام شد و خدمت آقا رفت و نکته جالب این دیدار این بود که هر کس پیش رهبری می رفت خیلی طولانی با ایشان صحبت می کرد مجری منتظر اتمام سخنان بود تا نفر بعدی را معرفی کند .
 
نفر بعدی مهسا قربانی بود که ما تو این فکر بودیم که 5 دقیقه ای باید حرفهای تخصصی بشنویم اما قربانی فضا را شکست خیلی قاطع و محکم شروع کرد زمانی که به آقا سلام داد همه دانشجوها باهم جواب سلام دادند شاید بتوان گفت جز معدود نخبه‌ها بود که زمانی که مقابل رهبری سخنرانی می کنند موضع سیاسی می گیرند ایشان خیلی قاطع از تحریم و ترور گفت و آن را محکوم کرد.
 
 
نفر بعدی  مهدي خوجگي نماینده جنبش عدالتخواه دانشجويي بود. خوجگی هم از قربانی های مجری بود که بیوگرافی اش اشتباه خونده شد و ما این را از بهت چهره اش زمان رفتن پشت تریبون متوجه شده ایم.
 
نفر بعدی سهیل کیارش دانشجوی پزشکی دانشگاه شاهد بود که ما منتظر بودیم که به عنوان نخبه صحبت کند اما از طرف رسانه های دانشجویی صحبت کرد! سخت بود ربط این دو مقوله با هم را فهمید.
 
قطعا شما هم که دارید این متن رو می خونید عین ما خسته شدید و من نمی گویم که کیارش چه چیزهایی گفت و شما اینجا بخوانید.
 
نگاهی به اطراف کردم خلوت شدن فضا برام جالب توجه بود و دیدم که بله دیگه عکاسان و فیلم برداران که سر جا با هم بحثشون می شد همه عرصه را خالی کرده بودند و گوشه کنار را زمین نشسته بودند و یکی از فیلم برداران که بین جمعیت ایستاده بود به شدت خمیازه می کشید.
کیارش از صدا و سیما و انتقادات می گفت که "در باب فعالیت های رسانه ملی دلی پر درد و گلایه هایی بی شمار، داریم ."
 
البته دیگر همه داشتند با هم صحبت می کردند خب دانشجو جماعت را نمی توان 3 ساعت یک جا نشاند و قطعا این معجزه بود.
 
کیارش زمانی که برای تقدیم نوشته هایش پیش رهبری رفت خم شد که پای آقا را ببوسد که محافظ آقا اجازه ندادند.
 
نفر بعدی لیلا فلاح زاده از نخبههای دعوتی بود که از هر رشته یک مدرک را گرفته بود زبان ادبیات و اخریش را هم اقتصاد بین الملل و این ها همش در صحبت هایش مشهود از لحن شعر خواندنش تخصص ادبیات را به رخ می کشید و متنش هم که تماما اقتصادی بود و بحث اقتصاد تهاجمی را مطرح کرد که حضرت آقا در صحبت هاشان حسابی به این موضوع اشاره کردند.
 
وقت تمام شده بود و ساعت 7:20 دقیقه بود تقریبا که مجری اعلام کرد و از آقا اجازه گرفت که یک نفر دیگه هم صحبت کنند و اقا هم با لبخند فرمودند هرطور صلاح می دانید و صلوات جمعیت بلند شد.
نفر بعدی نماینده هیات های دانشجویی،محمد حسین عبدالهی بود.
 
بوی غذا بلند شده بود و حکایت از نزدیک شدن زمان افطار می کرد صحبت های نماینده هیات ها که تموم شد نوبت به صحبت های آقا شده بود اما در بین جمعیت چند نفری دست بلند کردن که اجازه بگیرند برای صحبت اما خب زمان تنگ بود و با صلوات جمعیت نشستند.
 
اما دیگر انتظارها به سر رسیده بود نوبت به سخنرانی آقا شد چیزی که همه برای آن آمده بودند.
 
آمده بودند تا برای یک سال آینده خود و فضای دانشگاه نسخه عملی بگیرند.
 
ایشان شروع کردند.
 
" بسیار جلسه خوبی بود پایان سخنرانی که فرا رسید نزدیک به ده نفر از میان جمعیت بلند شدند و تقاضای وقت صحبت کردند البته بگویم که مدیر جلسه بنده نیستم اگر مدیر من بودم که به هر 10 اجازه می دادم صحبت کنند و وقتی آن 10 نفر صحبتشون تمام شد قطعا 10 نفر دیگر بلند می شدن و اجازه صحبت می خواستند(صدای خنده ها بالا رفت) اما خب مدیر جلسه بنده نیستم و من هم عین شما مدعو هستم و ...."
 
ادامه صحبت ها رو نمیتونستم بنویسم چرا که حریف دل نمی شدم جای نگاه کردن به ماه و دادن تمام حواس به صدای دلنشینش در حال نوشتن باشم اما توصیه می کنم حسابی با دقت صحبت‌ها را بخوانید و اگر شبکه 1 پخش کرد از تمام سریال‌های رنگارنگ بزنید و گوش بدید حتما حال شما هم عوض می شود عین ما.
 
بعد از خواندن نماز و مدهوش شدن از بوی لوبیا پلو نوبت رسید نشستیم سر سفره و از قضا خانم وزیر که دو ردیف پشت ما به نماز ایستاده بود، آمد و کنار ما نشست.
 
یکی از بچه ها یک دفعه رو به خانم دستجردی کرد و گفت ببخشید شما خیلی برای من آشنا هستید من فکر می کنم از مدیران یا معلمای مدرسه ام باشید شما کدام مدرسه درس می دادید؟
 
بغل دستیش که گویا حواسش جمع تر بود برگشت گفت این چه حرفیست؟ ایشان وزیر بهداشتند و خود خانم دکتر که از همه بیشتر می خندید گفت بله شاید من رو تو تلویزیون دیده باشید.
 
تازه کنار بچه‌های متوجه ایشان شده بودند یکی از آن‌ها برگشت گفت بالاخره یکی از مسئولین هم پیش خانم ها افطار کرد ما آرزو به دل نماندیم .
 
باز خانم دکتر می خندید.
 
در همین حین یکی از بچه ها که کنار دست وزیر نشسته بود داشت لیموترش رو توی غذا می چکاند که یک دفعه آبش به صورت وزیر هم پاشید.
 
این وسط یک سری که متوجه نشده بودند خانم دستجردی وزیر است هی می گفتند می شود آب را بدهید این طرف و آخر سر هم شیشه آب را از جلویشان برداشتند.
 
در تمام زمان افطار کردن یکی از دانشجوهای رشته آزمایشگاه داشت از مشکلات خود و همکلاسی هایش برای خانم دکتر می گفت و جالب این که خانم وزیردبا سعه صدر حرفها را گوش می کرد و ازش شماره خواست تا تماس بگیرد و مشکلش را حل کند .
 
خانم دکتر که رفت تقریبا افطار ما هم تمام شده بود البته برخی از بچه ها آن طرف تر داشتند درباره صحبت های نماینده های دانشجویی بحث می کردند و اختلافات کاملا مشهود بود.
 
حواسم به بحث ها بود که صدای آقایانی که در حال جمع کردن سفره بودند من را به خودم آورد که مهمانی تمام شد و باید برای سال‌ها این خاطرات به عنوان مدال افتخارم برای همگان تعریف کنم.
مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
اسپانیا: حملات غیر قابل‌ قبول تل‌آویو به مرکز آنروا را محکوم می‌کنیم
هگست: گزینه حملات نظامی در تنگه هرمز را منتفی نمی‌دانیم
رایزنی وزرای خارجه ژاپن و کویت درباره بازگشایی تنگه هرمز
تداوم حملات توپخانه و انفجارهای ویرانگر اشغالگران در جنوب لبنان
سی ان‌ان: چین تحریم‌های «یک‌جانبه» آمریکا علیه ایران را نمی‌پذیرد
تاکید نوری المالکی بر ضرورت پرهیز از تنش داخلی در عراق
رسانه آمریکایی: محبوبیت ترامپ در ۴۷ ایالت منفی است
رئیس دیوان کیفری بین‌المللی: تسلیم آمریکا نخواهیم شد
تکرار مواضع ضدایرانی واشنگتن توسط وزیر انرژی آمریکا
قطر سفر نخست وزیرش به تهران را تایید کرد؛ محور رایزنی‌ها کاهش تنش‌ها
بادبادک های کودکان غزه تهدید نیست
فیلم | جلیلی: نصیحت مردم به کارگزاران؛ حقی است که نمی‌توان از مردم گرفت
 مردم پشت هرآنکه بر "علی الاصول باشد" هستند
بررسی اقتصادی راه‌اندازی خط تولید آنژیوکت؛ فرصت سرمایه‌گذاری در بازار تجهیزات پزشکی مصرفی
نکاتی برای تمیز کردن عمیق فرش در خانه
۵ ترفند حرفه‌ای برای ثابت ماندن کرم‌پودر
رسانه روس مطرح کرد؛ بی‌توجهی رهبر کره شمالی به تقلاهای ترامپ
علی آبادی: نیروگاه‌های بادی از سال آینده به شبکه برق اضافه می‌شوند
سولانا در برابر اتریوم؛ نبرد سرعت و کارمزد
ادعای ارتش آمریکا درباره حمله به یک قایق در کارائیب
علی اصغر آب نیکی؛ توسعه زیرساخت های ارتباطی
رشته روابط بین المل و دیپلماسی با ۹۰ درصد تغییر به دانشگاه ها ابلاغ شد
۵ شهریور آخرین مهلت اعلام علاقه‌مندی به آزمون‌های عملی کنکور ۱۴۰۵
تقویم آموزشی ۱۴ دانشگاه برتر کشور/ شروع کلاس‌ها از اواخر شهریور
آغاز انتخاب رشته داوطلبان مجاز آزمون کارشناسی‌ارشد ۱۴۰۵ از ۵ شهریور
اعلام نتایج تکمیل ظرفیت دوازدهمین امتحان مشترک دستگاه‌های اجرایی
افتتاح دفتر تبادل علم و فناوری جهان اسلام در دانشگاه صنعتی امیرکبیر
نتایج اولیه آزمون کارشناسی‌ارشد ۱۴۰۵ منتشر شد
دستگیری ۸۴ متخلف و کلاهبردار کنکور سراسری/ شناسایی ۲ نفر پس از تصویربرداری از سؤالات کنکور
آغاز ثبت‌نام پذیرفته‌شدگان دکتری پیام نور از ۷ شهریور
قراردادهای بلندمدت دانشگاه‌ها برای حل مسائل کلان کشور
دفاع وزیر علوم از طرح جدید تغذیه/ دانشجو متوجه هیچ تغییری نمی‌شود
بزرگداشت شهیده سیده بشری خامنه‌ای در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد
امروز آخرین فرصت شرکت در آزمون دکتری تخصصی و پژوهشی علوم پزشکی ۱۴۰۵
امتحانات ترم تابستان دانشگاه خوارزمی حضوری برگزار می‌شود
پذیرش پژوهشگر پسادکتری در دانشگاه صنعتی امیرکبیر
زمان ثبت‌نام پذیرفته‌شدگان دکتری ۱۴۰۵ دانشگاه الزهرا(س) اعلام شد
برنامه ویژه وزارت علوم برای بهبود تغذیه دانشجویان در سال تحصیلی جدید
هوش مصنوعی و افت عملکرد دانش‌آموزان در امتحانات
آغاز توزیع کارت ورود به جلسه آزمون المپیاد علمی دانشجویان علوم پزشکی
کلید اولیه ۵ آزمون علوم پزشکی منتشر شد/ امکان اعتراض تا ۳ شهریور
آغاز کلاس‌های نیمسال اول دانشگاه صنعتی امیرکبیر از ۲۸ شهریور
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top