تاریخ انتشار: پنجشنبه 1396/10/21 - 11:06
کد خبر: 255397

به مناسبت ششمین سالروز شهادت مصطفی احمدی روشن؛

۶ پرده از زندگی زیبای مصطفای شهید

۶ پرده از زندگی زیبای مصطفای شهید

منزل ما جایی بود که آب لوله کشی نداشت. در معابر شیرهای بزرگ آبخوری گذاشته بودند؛ به نام فشاری، شاسی داشت. فشار می دادند، آب تصفیه شده میامد، مردم ظرف می بردن از این فشاری ها آب خوردن می آوردن.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این روزها در ایام سالگرد شهادت مصطفی احمدی روشن، تشکل‌های دانشجویی دانشگاه‌های کشور برنامه‌هایی برای پاسداشت یاد و خاطره این شهید بزرگوار برگزار می‌کنند.

به همین مناسبت تصمیم گرفتیم برگ‌هایی نو از خاطرات این شهید را که کمتر به آن توجه شده بود بیان کنیم تا مورد استفاده عموم دانشجویان قرار گیرد.

پرده اول:
بچه ای  نبود که فقط درس بخواند. خیلی هوشیار بود. درس را در کلاس یاد می گرفت. در کنار درس، کار می کرد. به من کمک می کرد.

ورزش هم می رفت؛ کشتی می گرفت. هیاتش هم به راه بود .زمان بچگی به خاطر کشتی خوبی که می گرفت، بچه ها اسمش را گذاشته بودند مصطفی پلنگ!

میگفتند؛ هیچ کس جرات نمیکند با مصطفی کشتی بگیرد.

وقتی کمی از آب و گل درآمد، رفت سرکار، بیکار نمی ماند. اولین کار خیاطی بود. خیاط آدم مؤمنی بود و از آشنایان بنده، تابستان ها میرفت پیش او. جا دگمه میزد.

زمان مدرسه هم هر چقدر وقت داشت، میرفت.

کارهای بیرون از خانه روی دوش او بود؛ خرید، آوردن آب خوراکی از بیرون.

منزل ما جایی بود که آب لوله کشی نداشت. در معابر شیرهای بزرگ آبخوری گذاشته بودند؛ به نام فشاری، شاسی داشت. فشار می دادند، آب تصفیه شده میامد، مردم ظرف می بردن از این فشاری ها آب خوردن می آوردن.

این بچه روزی چند بار حدود یک کیلومتر راه را میرفت و آب می آورد.

از آب چاه برای مصرف غیر خوراکی استفاده میکردیم.
« به نقل از پدر شهید»

***********************************

پرده دوم:
سال سوم دوره لیسانس مصطفی بود. او مصداق را پیدا کرده بود. حجاب ظاهری و عفت درونی خیلی برایش مهم بود.خانم دوستش را واسطه کرده بود که با دخترخانم صحبت کند. دخترخانم  گفته بودند: من با شهرستانی جماعت ازدواج نمیکنم. فعلا هم اصلا به موضوع ازدواج فکر نمیکنم. مصطفی گفت: ثابت میکنم عرضه‌ی شهرستانی‌ها بیشتر از تهرانی‌هاس!

به من زنگ زد گفت: اجازه میخواهم در حضور همسر دوستم در مسجد دانشگاه با دختر خانمی که به نظرم ملاک های قابل قبول برای من دارد، صحبت کنم. گفتم: اشکالی نداره.

پدر دختر خانم انسان بسیار سختگیر و دقیقی بودند. به مصطفی گفته بودند شما برو مدرکت را بگیر، کار هم پیدا کن، خدمت سربازی را هم تمام کن؛ البته قول نمیدهم تا آن موقع دخترم را برای شما نگه دارم. وقتی این کارها را انجام دادی، اگر دوباره آمدی خواستگاری، با هم صحبت خواهیم کرد.

تحصیل را به سرعت تمام کرد. چند ماه بعد از شروع سربازی با قانون قد و وزن معاف شد بس که لاغر بود و قد بلند. در وزارت دفاع هم مامور کار تحقیقاتی شد. آنقدر رفت و آمد تا پدر و مادر عروس را راضی کرد.

از خواستگاری تا ازدواج نزدیک سه سال طول کشید. مهریه را خانواده‌ها گذاشتند؛ پانصد تا سکه. ولی قرار بین من و مصطفی چهارده‌ تا سکه بود. بعد ازدواج هم همه‌ی سکه ها را بهم داد. مراسم عقد و عروسی را خانه‌ی خودمان گرفتیم؛ خیلی ساده.
«به نقل از مادر و همسر شهید»

***********************************

پرده سوم:
برخلاف وقتی که ازم خواستگاری کرده بود و اطرافیان داخل دانشگاه میگفتند عبوس است! و قبول نکن!

ولی بعدها داخل خانه انقدر اهل شوخی و بگو بخند و محبت بود که فهمیدم در مقابل نامحرم آن رفتارها را داشته.

روزهای غنی سازی پیش می آمد 10 روز به 10 روز همدیگر را نمیدیدیم، دوری سخت بود آن هم در سالهای اول ازدواج گرچه که مدت زندگی مشترکمان هم طولانی نبود...

اما به او افتخار میکردم و میدیدم که دارد در راه اسلام و ایران خدمت میکند ، راضی بودم و برایش دعای شهادت و برای خودم دعای عاقبت بخیری میکردم.

آقا مصطفی برایم یک تکیه گاه محکم بود، برای ارشد با وجود اینکه علیرضا را هم داشتم انقدر تشویق و حمایتم کرد که شریف قبول شدم.

دوست داشت که من تحصیلاتم را ادامه دهم و به هیچ وجه مانع نبود.

صدای علیرضا را که می شنید، انگار دیگر توی این دنیا نبود. عجیب و غریب بهش علاقه داشت. گاهی وقتها که علیرضا دلتنگی می کرد

و پشت تلفن گریه می کرد، خودش هم به گریه می افتاد. علیرضا که تب می کرد، باید از دو نفر مراقبت می کردم؛ هم علیرضا، هم مصطفی.
«به نقل از همسر شهید»

***********************************

پرده چهارم:
لیسانس داشت، میگفت خیلی جاها میتوانم بورس شوم و دکترا بگیرم ولی فعلا فکرم این است که با این لیسانسی که دارم خیلی کارها میشود برای کشور انجام داد.

من شهادت میدهم مصطفی به ادامه تحصیل علاقه داشت اما بین نیاز کشور و علاقه اش اولویت بندی کرد و نیاز را که شناخت برای ورود به صنعت هسته ای مصر شد حتی 9 ماه ماندن پشت در های بسته برای استخدام.

با همت و جدی گرفتن کار ، جزء 4 نفر اصلی بود که موفقیت غنی سازی اورانیوم را در سال 85 بدست آوردند، سالهای قبلش که در تعلیق قرار داشتیم از پای ننشسته بود که هیچ، تلاشش را چند برابر کرده بود

میگفت یک روزی این تعلیق برداشته میشود و باید این مدت را با سرعت بیشتر جبران کنیم.

همان هم شد.....

دقت و جزئی نگری اش در کار باعث می شد تا آن چیزهایی که در پروژه دقت نشده بود لحاظ شود و پروژه به نتیجه برسد. من همیشه می گفتم توکل بر خدا و قرارداد را می بستم و کار می کردم. مصطفی می گفت: توکل جای خودش ولی کار باید درست انجام شود.

یادم می آید نزدیک شهادتش برای این که کار پیش برود بیش از نیمی از حقوقش را نذر کرده بود...

وقتی سال ۸۸ معاون سایت نطنز شده بود

مصطفی میتوانست دفتر کارش را ببرد تهران ولی خودش نخواست

گفته بود باید من برم تو گود و آنجا را زیر نظر داشته باشم.
« به نقل از استاد و همکاران شهید»

***********************************

پرده پنجم:
در سالهای اول که وارد دانشگاه شد موضوع فلسطین را با برنامه هایی که برگزار میکرد در بین دانشجویان تبدیل به یک دغدغه کرد. آقا مصطفی یک گروه تشکیل داد، رایانه ای گرفتند، ایمیل دانشجوها و اساتید خارجی در سراسر دنیا را پیدا کرده بودند و پیام ها و عکس هایی حاوی مظلومیت مردم فلسطین برای آنها ارسال میکردند.

دانشجوی مشتاق کاربرد بود، وقتی هنوز لیسانس را تمام نکرده بود با موضوع جالبی برای یک پروژه می خواست از تمام دانسته های قبلی اش در دوران تحصیلی استفاده کند. برای پروژه کارشناسی اش 6 ماه وقت گذاشت بسیار خوب از آب در آمد و کاربردی بود. هرکشوری که بخواهد پیشرفت کند نیاز مبرمی به تبدیل دانش به فناوری دارد که این نیاز باید در دانشجوی ما احساس شود که احمدی روشن برای این مساله بی تاب بود.

از کار ابایی نداشت. در زمان تحصیل مدتی پستچی بود. نامه رسانی خوابگاه را قبول کرده بود. از همان اول خرجش را از گردن پدر برداشت. حتی اگر توی فضای شوخ خوابگاه بهش میگفتند «پت پستچی»، فقط میخندید! استقلال مالی برایش اینقدر مهم بود.
« به نقل از دوستان شهید»

***********************************

پرده ششم:
احمدی روشن یک ماه پیش از حادثه ترور آمد نزد من.

درباره کارهایی که در مسیر مدیریت پژوهش و فناوری و روش هایی که تجربه کرده و موفقیت هایی که بدست آورده بود حرف زد و بعد گفت:

حالا وقتش شده که بیایم و مدرک کارشناسی ارشد را بگیرم.

گفت: راهنمایی کنید چه بکنم و چه نکنم و از این حرفها.

احمدی روشن به نظر من یک مھندس دانش پژوه بود.

این طور افراد از دانشگاه می روند، کار پژوهشی و مدیریت پژوهشی و مدیریت فناوری انجام می دهند. داشته های خود را تدوین میکنند. وقتی برمیگردند دانشگاه، دانشگاه را هم در مسیردرست قرار میدهند.

ظاهر قضیه این است که آمده مدرک کارشناسی ارشد را بگیرد ولی حضور او در دانشگاه ولو آنکه آمده مدرک کارشناسی ارشد بگیرد قطعاً سبب میشود همان کلاسی که او در آن حضور پیدا می کند دچار تحول شود و ارتقاء یابد و موجب رشدعلمی شود.

جالب است، وقتی آمد که پیگیر ادامه تحصیل باشد گفت: میخواهم بیایم در حوزه مدیریت فناوری و مدیریت پژوهشی با توجه به اینکه تجربیات عملی بدست آورده ام در محیط دانشگاه کارعلمی کنم و ضمنا مدرک کارشناسی ارشد را هم اخذ کنم.

من مطمئن هستم اگر او در دانشگاه حاضر میشد، با سرمایه های تجربی گرانبهایی که بدست آورده بود، این تجربه عملی را به حوزه تئوری منتقل می کرد هم استادها و هم همکلاسی های خود را ارتقاء میداد و هم از تجربیات تئوری که استاد داشت بهره ها میبرد.
«به نقل از روستاآزاد، استاد تمام شیمی - استاد شهید احمدی روشن در دانشگاه صنعتی شریف»

***********************************

* گزارش از امیرحسین دارابی

نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
واکنش چین به ادعای ترامپ درباره تشدید تحریم‌ها علیه ایران
۵ آزمون علوم پزشکی با حضور ۲ هزار و ۲۰۰ نفر برگزار شد
تازه‌ترین واکنش عمان به تحولات تنگه هرمز
دفتر نتانیاهو: نوار غزه قبل از خلع سلاح حماس بازسازی نخواهد شد
مرشایمر: محاصره دریایی ایران باعث تضعیف آمریکا در شرق آسیا شده است
افزایش شمار شهدای غزه به ۷۳ هزار و ۴۱۷ نفر/ شهادت ۲۱ هزار کودک فلسطینی
واکنش چین به ادعای ترامپ درباره تشدید تحریم‌ها علیه ایران
کره جنوبی: کره شمالی ۱۰ موشک بالستیک شلیک کرد
وقوع حادثه دریایی در سواحل یمن
نگرانی امارات نسبت به تبعات اقدام علیه ایران
نیویورک تایمز: جنگ ترامپ علیه ایران یک اشتباه راهبردی و نمایش مضحک است
واکنش‌ها به «تحریم‌های اقتصادی خفه‌کننده» ترامپ
موردی از لو رفتن سوالات کنکور نداشتیم/ رصد کلاهبرداران توسط پلیس فتا
دفترچه سوالات علوم تجربی کنکور ۱۴۰۵ منتشر شد/ زمان انتشار کلید اولیه
حدود ۵۹ هزار داوطلب اصفهانی آماده رقابت در کنکور / افزایش ۹ درصدی داوطلبان
کارنامه داوطلبان آزمون دکتری دانشگاه آزاد منتشر شد
پرونده اصلاح سهمیه‌های کنکور روی میز شورای عالی انقلاب فرهنگی
میزان تاثیر معدل و سهم آزمون در کنکور ۱۴۰۵
زمان اعلام نتایج نهایی آزمون ارشد اعلام شد/آغاز آموزش دانشجویان از اوایل آبان
 طرح مقابله با نفوذ؛ بسترساز امنیت ارتباطات خارجی + نسخه نهایی
نتایج نهایی کنکور و آزمون پذیرش دانشجو معلم نیمه دوم آبان اعلام می‌شود
۵ آزمون علوم پزشکی با حضور ۲ هزار و ۲۰۰ نفر برگزار شد
موردی از لو رفتن سوالات کنکور نداشتیم/ رصد کلاهبرداران توسط پلیس فتا
دفترچه سوالات علوم تجربی کنکور ۱۴۰۵ منتشر شد/ زمان انتشار کلید اولیه
حدود ۵۹ هزار داوطلب اصفهانی آماده رقابت در کنکور / افزایش ۹ درصدی داوطلبان
کارنامه داوطلبان آزمون دکتری دانشگاه آزاد منتشر شد
پرونده اصلاح سهمیه‌های کنکور روی میز شورای عالی انقلاب فرهنگی
میزان تاثیر معدل و سهم آزمون در کنکور ۱۴۰۵
زمان اعلام نتایج نهایی آزمون ارشد اعلام شد/آغاز آموزش دانشجویان از اوایل آبان
نتایج نهایی کنکور و آزمون پذیرش دانشجو معلم نیمه دوم آبان اعلام می‌شود
آزمون گروه‌های هنر و زبان‌های خارجی کنکور سراسری ۱۴۰۵ برگزار شد
فعال‌سازی طرح بورسیه‌های متقابل میان دو کشور ایران و مالزی
دانشجویان از مهر ماه با ۳ کارنامه وارد بازار کار می‌شوند
رقابت یک میلیون نفر در کنکور ۱۴۰۵/ تلاش برای اعلام نتایج در آبان ماه
راهکار پژوهشگران دانشگاه تهران برای اندازه‌گیری آلاینده‌های خطرناک
مشکلات تأمین مالی حقوق اعضای هیئت علمی به‌زودی رفع می‌شود
کارنامه نهایی آزمون دکتری سال ۱۴۰۵ منتشر شد
فرآیند انصراف، محرومیت از تحصیل و تسویه‌ دانشجویان علوم پزشکی اعلام شد
ساعت ۲۴ امروز آخرین فرصت دریافت کارت ورود به جلسه کنکور سال ۱۴۰۵
علی پیر: آیا مدرک دانشگاهی در عصر هوش مصنوعی کافی است؟
کارنامه علمی آزمون دستیاری منتشر شد
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top